25.09.2017

«فمنیست بد»

‌و همه «طعم» های فمنیزم

«رکسانا گی» ۴۳ ساله ، نویسنده ،‌ استاد دانشگاه ، سر دبیر  و  مفسر امریکایی است.   از او چند مجموعه  داستان های کوتاه و  نیز یک رومان منتشر شده است. و اما،‌ در اصل او با مجموعه پرفروش نوشتارهایش به نام «فمنیست بد»  به شهرت رسید.

هنگامی که روکسانا گی خود را به گونهٔ‌ طنزآلود "فمینیست بد" نامید و زیر همین عنوان یک سلسه نوشتارها را منتشر کرد،‌این عنوان و این مجموعه گل کرد و گیرا شد.

خانم رکسانا گی در یک کنفرانس رسمی TED در یک گفتگوی تفکربرانگیز و تحریک آمیز، این خواست را مطرح کرد که باید تمام «طعم» های فمنیزم در نظر  گرفته شوند –  از جمله   اقدامات و گام های کوچکی که  مجموع همهٔ‌ آن ها میتواند منجر به تغییر و تحول واقعی شوند.

ما این سخنرانی ارزندهٔ‌ خانم روکسانا گی را...ادامه...

27.05.2017

حمید عبیدی

د  هلمند نوی ملاله او «د بلا سیوری»

«د بلا سیوری»‌،  د اغلې نسیمې باري د ۱۵  لنډو کیسو لومړنۍ ټولګه ده چی په دی ورستیو کی  کې چاپ شوی دی.

د  یوی ښځینه لیکوالی د داستانی ټولګی چاپ کومه نوی خبره نه ده. خو په هلمند کی دا یوه نوی حادثه ده- هغه هم په اوسنی جنګ ځپلی هلمند کی چی هان د نجونو تعلیم او تحصیل د سر په بیه تمامیدای شی.

د هلمند په اوسنی ډیر کړکیچن او جنګ ځپلی حالاتو کی  چی  یوه ۲۴ کلنه ملاله پورته کیږي او د ښځو  د زړه ږغ د قلم په ژبه انځوروي، نو دا...بشپړ متن...

19.07.2017

زرغونه عبیدی

با دوکتور عالمه بیشتر آشنا شوید

22.03.2017

کاوه شفق

حمل، مصادف با 22 مارچ، روز زن افغان!؟

یکی از تفاوت های عمده میان واقعات فکری در تاریخ اروپا و جامعه ی ما در این است که در اروپا هر تفکری جریان پیدا می کند و سبب تغییر در اندیشه ی انسان اروپایی می گردد، در حالی که در جامعه یا جوامع ما هر تفکری منحصر به فرد می ماند و آب از آب تکان نمی خورد. فکر کنید اگر خیام یا مولانا در غرب می بودند، شاید ریفورماسیون (اصلاحات دینی) همان هزار یا هشتصد سال قبل آغاز می گردید. اندیشه های ابن سینا، فارابی، عطار، مولانا، حافظ و غیره در جوامع ما هرگز به جریان فکری مبدل نشدند. در غرب اما مارتین لوتر، کانت، هگل، نیچه، مارکس، سارتر، فروید و غیره هر کدام به جریان های فکری مبدل شدند.

چرا چنین است؟

بعضی ها بیسوادی مردم را دلیل می آورند، بعضی ها...ادامه...

19.03.2017

منیژه باختری

در جستجوی عدالت

در پیوند به زجر کشی و قتل فجیع فرخنده ملکزاده و تمام کنش هایی که در دفاع و یا تقبیح از آن، در دو سال پس از آن اتفاق افتاده اند، میتوان دو مورد را برجسته ساخت: آیا عدالت تطبیق شد و یا خیر؟ دو دیگر، محصول و پیامدِ واکنش گستردة اجتماعی در ابراز تنفر و محکوم کردن آن رویداد زشت، چه چیزی بود؟

از گزارش های رسمی و غیر رسمیی که در این رابطه منتشر شده اند، بر می آید که...ادامه...

16.03.2017

کانون هماهنگی زنان افغانستان

پیام مشترک نهاد ها و شخصیت های مستقل

 در کانون هماهنگی زنان افغانستان

به مناسبت دومین سالروز

فاجعهٔ‌ ۲۸ حوت ۱۳۹۳ (مطابق به ۱۹ مارچ ۲۰۱۵)

17.03.2017

اسد زمری

د وحشت، بربريت، جهالت او د فاسدو واکمنو د بی کفایتی او شرم قربانی درنی فرخندی ته ډالۍ چی روح به یی د دادغوښتنی لپاره د مزدورو او بیګانه جهادی واکمنانو ګریوان تر قیامته پری نه ږدي

 د ماتم څادر

 

13.03.2016

بلنه: فرخندی ډلیزه وژنه باید هیر نه شی- وروستی متن

فراخوان: فاجعهٔ زجرکشی جمعی فرخنده را فراموش نکنیم

کانون هماهنگی زنان افغانستان

فراخوان در مورد سالروز فاجعهٔ‌ ۲۸ حوت

فاجعهٔ زجرکشی جمعی فرخنده را فراموش نکنیم

د افغانستان د ښځو د همغږۍ کانون

 د فرخندی ډلیزه وژنه باید هیر نه شی

غفار صفا

واکاوی درونمایه ی یک فاجعه

حمله ی گروهی برجان یک دختربی پناه در پایتخت کشوری که پانزده سال است تمرین دموکراسی و رعایت حقوق بشری را می نماید، همه را شگفت زده ساخت. واقعیت این است که در جامعه ی بسته، مردسالار و شدیداٌ تک دینی چون افغانستان یک چینن رفتار غیراخلاقی دور از انتظارنمی تواند باشد.

پیش ازقتل فرخنده، حداقل در دو- سه دهه ی اخیر، ما شاهد قتل و سنگسار، خودسوزی، بریدن گوش و بینی و بی عزت شدن زنان و دختران بی شماری بوده ایم، پس از این فاجعه هم ادامه یافت و این درد همچنان جاریست. در همه ی این موارد  زنده گی وعزت یک زن زیر پای دین و جامعه ی مردسالار له شده است. اما حرکتی که منجر به قتل فرخنده شد، گسترده ترین، چندلایه ترین، و نگران کننده ترین واقعیتی را نشان داد که در تار و پود این جامعه تنیده شده و هرآن، در هرگوشه یی از پایتخت، در هر نقطه یی از کشور، و در هر سطحی ممکن است تکرار شود، چون هیچ کس از این رویداد خونین ضد کرامت بشری و فراقانونی درس عبرت نگرفت. دولت به بستن چند دکان تعویذنویسی و محاکمه ی مضحک بسنده کرد (به ریش خود و شعور مردم توهین کرد)، و اکنون پس از فرونشتن احساسات زودگذر و مقطعی مردم و جامعه ی مدنی، مخصوصاً صدها نوع تشکیل به اصطلاح دفاع از حقوق زنان، پرونده ی دادخواهی برای فرخنده به تاق نسیان گذاشته شده است. چی رخداد که به این سطح از فروپاشی اخلاقی و ناتوانی در دادخواهی برای یک حقیقت روشنتر از روز برسیم؟

گفتمان جهاد و اسلام سیاسی در بسترجنگ و ناآرامی های چند دهه ی اخیر و نبود دولت قانون محور، عمیقاً ریشه گرفته است...ادامه...

عمران راتب

ما و سنت فرخنده‌سوزی

سال گذشته، آن سال دشوار و شوم، به‌مناسبت حادثه‌ی هولناک کشته و سوزانده شدن فرخنده، نوشته بودم: «گویند در افسانه‌ها که همه‌سال یک‌بار، خون سیاووش به‌جوش می‌آید تا.... آیا خون فرخنده نیز چنین خواهد شد؟ نمی‌دانم.» حالا چیزی کم یک‌سال از آن فاجعه می‌گذرد. دوباره با...ادامه...

میرعبدالواحد سادات

رییس انجمن حقوقدانان افغان در اروپا

فقدان دو حاکمیت : قانون و عقل

( قانون جنگل ، تکفیر و بدویت )

 

من این نبشته را به روح پر فتوح پیغله فرخنده این دخت با شرف افغانستان اهدا مینمایم ، که حلاج وار بنام دین در حالی که خود جوینده دین واقعی بود ، قربانی جهالت گردید...ادامه...

 

غرزى لايق

مرگ فرخنده- يك جستار ديگر

چرا سنگسار فرخنده به تيزى صاعقه واكنش آفريد و از مجراى وجدان و عاطفه ى ميليونها افغانِ به خواب رفته و بيغم باش با چنين تندى و فراگيرى، چون تير قلبها و مغز ها را گذر كرد و در پيامد يك رستاخيز سراسرى، فرخنده به ناموس همه گانى مبدل گشت؟

مگر سنگسار و آتش زدن جسم آغشته به خونِ فرخنده نخستين فاجعه در درامه ى سرگذشت غم انگيز و پر عبرت زن بلاپرورده ى افغان بود كه با چنين ننگينى مردسالارانه و ستيزه ى دينى در برابر ديده گان وحشت زده ى كابلى ها به نمايش گذاشته شد؟ مگر زن ستيزى و زن دشمنى در جامعه ى متحجر افغانى پيشينه ى تاريخى -سنتى نه دارد؟ مگر صد ها و ده ها صد فرخنده در بى زبانى روزگار اين مرز و بوم به جوخه هاى سنگسار و آتشفشان غرور جانوارنه ى مرد سالارى بسته و خاكستر نه شده اند؟

كدام ساختار ها و زيرساختهاى اخوانى گرى مدرن و چهره هاى پشت پرده اين شعبده ى نوبتى، اين بازى حُقه و فتنه را براى دستيابى به اهداف شوم و ناپيدا برنامه ريزى كرده بودند؟ حداقل واكنش شتابزده ى چند چهره ى بدنام در دفاع از قتل فرخنده در روز نخست فاجعه و نيز سكوت مرگبار سله داران اسلام ستيزه گر سياسى پيرامون قتل فرخنده ذهن كنجكاو را به حل اين راز و رمز نزديك تر...ادامه...

نوشته های دیگر از همین قلم و در همین موضوع:

و اما كيفر: تعقل و عاطفه

سنگسار فرخنده: يك نداى ديگر

از فرازگاه "پل خشتى" تا نشيبگاه "دو شمشيره"

نشست رسانه یی فاجعه زجر کشی فرخنده را فراموش نمی کنیم در کابل

گردهمایی یاد بود از «روز زجر کشی فرخنده»  در ماربورگ

قطعنامۀ گردهمایی فعالان مدنی در اعتراض به محکمه های صحرایی

رونمایی «منار یادبود فرخنده»

- فراخوان: فاجعهٔ زجرکشی جمعی فرخنده را فراموش نکنیم

- بلنه:‌ د فرخندی ډلیزه وژنه باید هیر نه شی

- د فرخندې د زجروژنې غميزې په درشل كى د آنلاين غونډې پريكړه ليك

- قطعنامه ى همایش آنلاين در آستانه ى سالروز فاجعه ى زجركشى فرخنده

زنانِ در راس و الگوهای نامناسب رفتاریدکتور حمیرا قادری:

زنانِ در راس و الگوهای نامناسب رفتاری

 

« ستاره افغان» یاد فرخنده -آهنگ سحر آرین   شعر از سمیع حامد

آهنگ  ولی فتح علی خان - نامردها

شکیب سوزان- شهید بیگناه بود

سنگسار ترانه یی در اعتراض به قتل فرخنده

آرشیف سال گذشتهٔ  آسمایی به ارتباط فاجعه

آرشیف سایر مطالب سال گذشته به ارتباط فاجعه

شماره اول ناب

شماره دوم ناب

شماره سوم ناب

شماره چهارم ناب

شمارهٔ پنجم ناب

ورود به صفحه هشتم مارچ سال ۲۰۱۷

اسناد میز مدور کانون هماهنگی زنان افغانستان - سال ۲۰۱۵

نوشتارهای بیشتر در مورد حقوق زنان  

ورود به صفحات اختصاصی ۸ مارچ:

ویژه نامه ی آسمایی به مناسبت 8 مارچ (2014)

ویژه نامه ی آسمایی به مناسبت 8 مارچ (2013)

صفحه ی ویژه ی 8 مارچ (2012)

صفحهء ویژهء 8 مارچ - سال 2009

صفحهء ویژهء 8 مارچ - سال 2008

صفحهء ویژهء 8 مارچ - سال 2007

ورود به ویژه نامه ها و صفحات آرشیف آسمایی

 

09.11.2017

داکتر زرغونه عبیدی

" زنان دخترزا "- واقعیت یا تصور نادرست؟!

علم ثابت ساخته است که " کروموزوم های  مرد " تعین کنندۀ جنسیت جنین نزد زن حامله اند .

 با دیدن کسی که از پیش با او آشنایی نه داریم ، قبل از آگاهی دیگر خصوصیات وی، اولین شناخت آگاهانه  یا ناآگاهانۀ  شعور ما از شکل ظاهری او تشخیص  زن و یا مرد بودنش میباشد.

نزد یک زن حامله که چهرۀ جنین وی در بطن تا لحظۀ تولد مخفی میماند،  یکی از تکراری ترین سوالات این است که آیا نوزاد او پسر خواهد بود و یا دختر؟

چه گونه و در چه زمان میتوان جواب دقیق به  این سووال را یافت و چه کسی تعین کنندۀ جنسیت جنین در بطن زن است؟

تصور این که چون زن از لحاظ ساختمان اناتومیک و وظیفۀ فزیولوژیک جنین را در بطن خویش حمل میکند و پرورش میدهد،  به همین جهت تعین کنندۀ جنسیت جنین نیز است، یک تصور بیخی نادرست است. برای این که بدانیم که چرا طبابت این نظر را رد میکند باید اندکی در مورد...ادامه...

05.10.2017

داکتر زرغونه عبیدی

عقامت و علل آن نزد زن و مرد

موضوع عقامت از آغاز تمدن بشری همواره یک بحث بزرگ طبابت و موضوع  قابل اهمیت زیاد در  جوامعی  بوده که در آن زن به حیث سمبول تکثیر نسل شناخته شده است. از سال 1900 به این سو  اسناد طبی در این مورد وجود  دارد  که عقامت تنها مشکل زن نیست و مرد هم میتواند عقیم باشد.  پیشرفتهای طبی و تخنیکی مدرن از سالیان طولانی به این سو تداوی بیشترین واقعات عقامت نزد زن و مرد را امکان پذیر ساخته است. و اما تا به هنوز در بعضی جوامع پنداشت نادرستی که  زن به حیث مسوؤل اصلی و اولی عقامت تلقی میگردد، به طور کامل برطرف نشده است-  چنین زنانی «زن نازا» نامیده شده  و این خطاب دشنام گونه و حاوی بار ملامتی میباشد.

احصاییه سال ۱۹۹۸ سازمان صحی جهان، نشان میدهد که در ۳۰ فیصد واقعات علل عقامت مربوط به ...ادامه...

24.08.2017

پوهمنل داکتر زرغونه عبیدی

ضرورت منع معاینۀ «پردهٔ بکارت»

آمار دقیق در مورد معاینۀ «پردهٔ بکارت» در افغانستان وجود ندارد.  و اما آشکار است دختری که به اتهام نه داشتن «پردهٔ بکارت»  جهت معاینه نزد داکتر برده میشود، نام و سرنوشتش با خطرِ پیشداوری ها، اتهامات و حتا خطر قتل های ناموسی  روبه رو میگردد.

به حیث داکتر  ولادی و نسایی میتوانم بگویم که ...ادامه...

09.09.2017

زرغونه عبیدی

پروانه -  پیشگامی، پشتکار و  توانایی یک زن معلول

 

...سخن از پروانه سما احمدی رییس انجمن اجتماعی زنان دارای معلولیت است و این که چه گونه بیماری معلولیت آور غافلگیرش کرده، چه بر او گذشته و او چه گونه توانسته است کنترول زنده گی خود را به دست گرفته، برای خود و دیگران فرصت آفرین گردد.

پروانه سما احمدی در  شهر مزار شریف چشم به جهان گشوده است. در ختم سال دوم و آغاز سال سوم تحصیل در رشتۀ اقتصاد (دیپارتمنت پولی و مالی) در سال ۱۳۸۴ خورشیدی  (۲۰۰۵م) با تشخیص دیستروفی (ضعف تدریجی و کم قوت شدن پیشروندۀ عضلات هر دو پا ) روبه رو میگردد. این تشخیص باعث میشود تا او برای مدت یک سال ادامۀ تحصیل را به تعویق بیاندازد. بعد از این وقفه به همت خودش و کومک فامیل تحصیل را ادامه داده و موفقانه به پایان میرساند. در سال 2008 پیشرفت ضعف عضلات حرکت او را به حدی محدود میکند که وادار به استفاده از وسیلۀ کومک برای راه رفتن (واکر) در خانه و استفاده از ولچیر در بیرون از خانه میگردد...ادامه...

27.05.2017

نسيمه باري

د بلا سيوری

(لنډه کیسه)

د شپې تر تور پلو لاندي هيڅ نه ښکارېدله، څو ميله ليري  لويه لاره تېره سوې وه،  کله کله به د موټر رڼا تر سترګو سوه، په دې رڼا کي به د خښتو د بټۍ لوړ لوړ  دودښکتونه لکه توري بلاوي غوندي ښکاره سوې چي توري خولې به يې اسمان ته نيولي وې.

توره کي سر له بالښت څخه راپورته کړ، په وارخطايي يې شاوخوا وکتله، سترګي يې...بشپړ متن...

 

27.04.2017

زرغونه عبیدی

در بارۀ کتاب «من یک آلمانی از افغانستان استم»

«از گودی پران باز تا به کارفرما»

نادیه قانع  کتاب را به نام وطن، به نام پدر و به نام همسرش آغاز کرده است. پدر توانسته است تنها در هفت سال اول زنده گی نادیه در کنار او بماند، تازه به سن بلوغ رسیده بود که وطن را ناچار باید ترک میگفت. پیوند زنده گی مشترک او با جمیل  همسرش  که عشق اول و بزرگ نادیه  بود ، در مهاجرت از هم میگسلد. یعنی در زنده گی نادیه حضور قوتبخش سه بنای مهم از طفولیت تا چندی بعد از سن بلوغ، یکی بعد دیگر ناپدید شده اند.

شرح احوال زنده گی نادیه قانع زن پیشتاز افغان در ایالت ایسن آلمان،  به سوال این که او چه گونه و با کدامین نیرو توانسته است ضربات اینهمه زلزله را در عمر جوانش تحمل و در نهایت متکی به خویش زنده گی را موفقانه پیش برده و برای فامیل، وطن اول و وطن دوم اش  مصدر خدمات قابل توجه گردد، جواب های شگرف و روشن داده است.

با مطالعۀ کتاب،  خوانندۀ علاقه مند از سطر به سطر و از صفحه به صفحه میداند که نه تنها عادت  نواندیشی و نو پذیری و به خصوص جرئت این زن جوان افغان در پذیرش خطر و گذاشتنِ قدم به راه های هنوز نرفته از جانب دیگران، باعث شده است تا او با معجزه های کوچک و منتظر در راه  اش روبه رو  و برای ممکن ساختن آنچه که شاید  بسیاری اشخاص از همان آغاز آن را ناممکن پندارند، راه ها و روش های ممکن ساختن را جستجو کرده و یافته است. خاطرات هفت سال زنده گی آوان طفولیت نادیه با پدر، چنان سرشار و برای بقیه عمر او پر اثر، نیروبخش و سازنده بوده است که من در این نوشته طولانیترین مکث را بر آن معطوف داشته ام.

 نادیه میداند که دیدگاه جامعۀ غرب در مورد سنت چهار زن داشتن یک مرد مسلمان ...ادامه...

18.03.2017

کانون هماهنگی زنان افغانستان

صدای مشترک برای مبارزۀ مشترک

همبسته گی ملی با زنان افغانستان

 برای مبارزه بر علیۀ خشونت

دومین سالروز جنایت قتل فرخنده در زمانی فرا میرسد که به اثر تلاش های پیگیر فعالان و نهاد مدافع حقوق زن و جامعۀ مدنی، یک تعداد از عاملان این جنایت هولناک محاکمه و محکوم به مجازات هایی شده اند. و اما، تا هنوز هم برنامه های مشخص برای شناسایی و برچیدن زمینه ها و بروز عوامل این فاجعه و جنایات مشابه دیگر تدوین و به اجرا گذاشته نشده است. در نتیجه موارد خشونت در برابر زنان افغان هنوز هم قوس صعودی را می پیماید.

اهداف فراخوان کانون هماهنگی زنان افغانستان در مورد سالروز فاجعهٔ‌ ۲۸ حوت ۱۳۹۳ (مطابق به ۱۹ مارچ ۲۰۱۵) در ...ادامه...

 

حمید عبیدی

 قاتلان اصلی فرخنده

دشمنان اسلام رحمانی اند

 

«ای خو راه خدا نیس...»

«ای خو راه اسلام نیس...»

«مسلمان خو ایتو نمیکنه ...»

در گذشته ها  وقتی کسی عمل ظالمانه و زشتی را انجام میداد،‌ مردم عوام  جملات بالا را بر زبان می آوردند. این و بسا دلایل ،‌اسنا و شواهد نشان میدهند که مردم افغانستان به علاوهٔ ‌امور عبادی ،  معتقد بودند که اسلام یعنی پندار،‌ گفتار و کردار نیک و فضایل اخلاقی و معنوی انسانی.  توصیف هایی مانند «بسیار مسلمان آدم اس» ،‌«مرد خداس» ، برای انسان های نیکوکار و دارای سجایای نیک اخلاقی و معنوی اطلاق میشد و ...

اسلام افغانی در گذشتهٔ پیش از بحران،‌ خصلت...ادامه...

 

کاوه شفق آهنگ (جامعه شناس)

کوششی جهت ریشه یابی فاجعه ی قتل فرخنده و فرخنده ها

فاجعه ی کشته شدن فرخنده سخت تکان دهنده بود. عکس العمل های هموطنان در قبال این فاجعه متنوع و حتی متضاد بودند. برخی از آدم ها خشونت دینی را مسوول دانستند، برخی دیگر فلج بودن دولت را در تطبیق و حفظ قانون، تعدادی بر بی سوادی و نادانی مردم انگشت گذاشتند و عده یی هم فرخنده را متهم کردند که چرا به دین مبین اهانت روا داشته است و به این طریق کشته شدنش را توجیه کردند.

 واضح است که انسان ها نظر به آگاهی و سطح دانش شان برداشت های مختلف از واقعات و جریانات دارند

وقتی به تشخیص عاملین فاجعه در عکس العمل های مردم توجه کنیم، به سه عامل عمده بر می خوریم: دولت، دین، بی سوادی مردم.

حالا ببینیم که این سه عامل احتمالی واقعن نقشی در فاجعه ی قتل فرخنده داشته اند یا خیر...ادامه...

اسماعیل درمان

ماستر روانشناسی

تحلیل روانشناختی

 زجرکُشی

زجرکُش شدنِ فرخنده شاید نخستین واقعه یی در افغانستان بود که حین وقوع و پس از وقوع به شکل گسترده یی پوشش داده شد. قتل او از نظر نوعیت و ماهیت نیز بسیار متفاوت بود، و شاید یکی از دلایل عمده یی که این حادثه را از حوادث دیگر متمایز ساخت و این قدر تکان دهنده گشت، همین بود. این تفاوت، اما، سبب شد تا تعداد قابل توجهی از شهروندان افغانستان و افغان های مقیم کشورهای دیگر، عواطفی چون خشم، درمانده گی، افسرده گی، و استرسِ شدید را تجربه کنند. تجربه کردن مخلوطی از این عواطف و احساسات تقریبا به این معناست که شخص استرس یا ترامای حاد را از سر می گذراند. تراما یعنی آسیب روانی؛ آسیب خفیف، متوسط، یا شدید روانی.

در کنار این، یکی از پرسش های عمده این بوده است که چه چیزی سبب می شود تا فرد یا افراد حاضر می شوند دست به چنین «عمل وحشیانه» بزنند و یک فرد دیگر را، به ویژه یک زن در جامعه ی محافظه کار و سنتّی افغانستان را، مورد حمله قرار دهند و در نهایت با قساوتِ شگفتی برانگیز مرتکب زجرکُشی lynching شوند؟...ادامه...

شیما غفوری

تصویر جامعه در آیینۀ زجر کُشی فرخنده

 

واقعۀ زجر کشی فرخنده به تاریخ ۲۸ حوت ۱۳۹۳ با شدت، وحشت و علنیتی که در قلب شهر کابل اتفاق افتاد، در همان روز به یک تراژیدی ملی مبدل گردید. در این روز، خشونت مانند هیولای در مقابل چشمان یک ملت از یک عمل به یک عامل وحشتناک مبدل گردید.

 بسیاری از مرد ها با مشاهدۀ فلم های آن خود را جزء این هیولا دانستند، آنرا نفرین کرده  و تفکر دوباره نمودند. کم نیست مردانی که در فیس بوک نوشته اند، که از مرد بودن خویش خجل اند. به نظر من شاید این خجالت به دو دلیل باشد: اول این که در این روز معلوم شد که در وجود یک مرد افغان به کدام پیمانه می تواند خشونت، بی رحمی و بی احترامی در مقابل یک زن  نهفته باشد و دوم به خاطر بی شهامتی و عدم اقدام (نا) مرد های که در آن معرکه به حیث "سیل بین" حضور داشتند.

زجر کشی فرخنده مانند یک آیینهٔ قد نمای جامعه ما...ادامه...

16.03.2016

پوهنیار بشیر مومن (جامعه شناس)

نوروزی که با  فاجعهٔ‌زجر کشی علنی فرخنده

 خونین شد

قتل فرخنده  تصویری از واقعیتهای تلخ وضعیت کنونی نابسامان  جامعه افغانی  را بیان کرد . این تراژدی در تاریخ افغانستان و به خصوص شهر کابل بی سابقه است... باید گفت که مسوولیت جنایت نه فقط با افراط‌گرایی و با پولیس است، بل با نظاره‌گران حاضر در میدان خونریزی نیز  است که به جای هر حرکت مسوولانه‌یی سرگرم فیلم‌برداری و در انتظار سر انجام فاجعه بودند...

...در جامعه شناسی اصطلاحی به نام  وجدان و وجدان جمعی یا عمومی وجود دارد- یعنی آن عامل درونی که باعث می شود  تا انسان بدون نظارت جمعی بر اساس ارزشهای اخلاقی عمل کند. در مقابل اگر کسی به محض احساس نبود نظارت اجتماعی بر خلاف این ارزش رفتار کند بی وجدان تلقی می شود. فرخنده سوخت و دود شد و به هوا رفت . تعداد  از آتش زدن  و زجرکشی  کیف کردند  و تعدادی  این عمل وحشیانه را  نفرین نمودند. و اما این تراژدی یک چیز مهم را بر ملا ساخت و آن این که  خفته گیِ بسیار عمیق وجدان جمعی جامعه ما را فرا گرفته است... ادامه...

دستگیر روشنیالی

د فرخندي تراژيدي

د انسان او انسانيت تراژيدي دی

يوازي په يوه تر اسارت لاندي ټولنه کي انسان د جهالت په اور کي سوځي.

موږ واقعيتونه هغه شان چي دي نه وينو. موږ ستونزي هغه شان چي دي نه تعريف کوو. د ټولنيز او فرهنگي جوړښتونو او د ټولني روان نه درک کوو او په ځانگړي توگه هغه ذهنيت چي په ټولنه مسلط او انحصاري رول لري سم نه پيږنو او موږ په دي هم نه پوهيږو چي دا ټولنه په کوم لور په حرکت کي دی. 

د فرخندي تراژيدي په ډيره روښانه توگه وښودله چي ټولنيز ذهنيت په څومره اندازه تر اسارت لاندی دی او دی ټولني په کومه اندازه د فکر کولو وړتيا له لاسه ورکړي. له بده مرغه دلته له فکر کولو مخکي عمل کيږي.

د فرخندي تراژيدي وښودله چي خشونت او وحشت  په څومره پراخه اندازه په ټولنه واکمن شوی او دلته واکمن فرهنگي ارزښتونه څرگندي ضد انساني ځانگړتياوي لري. همدارنگه دي پيښي وښودله چي په ټولنه کي  څومره پياوړی بالقوه وژونکی او سوځونکی قوت شته دی چي د يوه ملا په اواز انسان د اور په لمبو کي...بشپړ متن...

 

 سخی صمیم عضو اسبق ستره محکمه افغانستان

 عضو هیات رهبری و تحریر انجمن حقوق دانان افغان در اروپا

 

عدالت قضایی و ندای فرخنده

اِعدلوا هُو اَقربُ لِلتقوی

حکمت دراِعمال جزاء پند وعبرت بر دیگران و

 قانونیت بستر سازی امنیت و عدالت است

بحث کنونی ما درین مختصر صرف روی موجودیت قوانین کارا و تطبیق صادقانهٔ احکام آن از منظر عدالت قضایی و در نهایت عدالت اجتماعی است.

باور من اینست که ما در شرایط فعلی موافق به فهم  و نبض جامعهٔ خویش قوانین و مصادر کافیی که بتواند ضروریات  جامعه و افراد آن را در گسترش تآمین عدالت نسبی و حفظ نظام حقوقی تآمین کند دارا می باشیم.

 اما احتیاج جامعه تطبیق سالم احکام قوانین بر مبنای تآمین عدالت و گسترهٔ حفظ نظام حقوقی است.

 زمانی که نبود اصول متذکره در مملکت احساس گردد سلطه و سیطرهٔ بی قانونی و بی نظمی جامعه را در گودال وحشت و انرشیزم فرو برده  قانون جنگل رشد و جامعه رو به زوال می رود.

ما در روشنی عناوین بالا قضیهٔ  قتل وحشتناک فرخنده را به گونهٔ بسیار مختصر و مؤجز در همین راستا مرور و از چه گونه گی تطبیق احکام قانون برآن آگاه می شویم...ادامه...

 

20.03.2016

میر عبدالواحد سادات

در سالروز زجرکشی و شهادت فرخنده شهید چه میتوان گفت ؟

امروز یک سال از حادثه یی هولناکی میگذرد که جایگاه جامعه ما را مشخص ساخت و ما به جهانیان ثابت ساختیم که میتوانیم...ادامه...

فردیانا طبیب زاده

 تپش ﺭﻧﮓﻫﺎ ﺑﺎ ﺭﻭﺡ

 ﻓﺮﺧﻨﺪﻩ ﺩﺭ ﺗﺼﻮﻳﺮ !

ﺭﻧﮕﻬﺎ به ﻬﻢ ﺧﻮﺭﺩﻧﺪ و ﺑﺮس ﻣﻴﺎﻥ اﻧﮕﺸﺘﺎﻧﻢ ﺩﻳﻮاﻧﻪ ﻭاﺭ ﺗﺼﻮﻳﺮ و ﻓﺮﻳﺎﺩ اﻧﺘﻘﺎﻡ ﺭا، ﻧﻘﺶ ﻣﻴﺒﺴﺖ.

ﺭﻧﮕﻬﺎ ي ﻓﺮﻳﺎﺩ ﺳﺮﺥ، ﺯﺭﺩ، ﺳﻴﺎﻩ ﻏﻤﮕینانه ﻧﺎﻟﻪ ﺳﺮ ﻣﻴﺪاﺩﻧﺪ و ﺭﻭﺡ ﻓﺮﺧﻨﺪﻩ ﺭا ﺑﻪ ﺗﺼﻮﻳﺮ ﻣﻲ ﻛﺸﻴﺪﻧﺪ.

ﺫﻫﻨﻢ ﭼﻨﺎﻥ ﺩﺭ ﭼﻨﮕﺎﻝ ﺑﺮس و ﺭﻧﮓ اﺳﻴﺮ ﮔﺸﺖ ﻛﻪ ﻓﺮﻳﺎﺩ ﻧﻔﺲ و ﺳﻴﻞ اﺷﻚ ﻳﺎﺩ ﺳﺎﻟﮕﺮﺩ ﺩﺭﺩ را ﺩﺭ ﮔﻠﻮﻳﻢ ﺯﻧﺪاﻧﻲ کرد و ﺗﺎﺑﻠﻮ ي ﻓﺮﻳﺎﺩ ﻓﺮﺧﻨﺪﻩ ﺳﺮﻛﺸﻴﺪ .

به یادم آمد که فرخنده نازنین هم روزی...ادامه...

 

عبدالرحمان مجددی

علل و انگیزه ی قتل فرخنده

...فرهنگ دین زده گی نه تنها یک مصیبت بزرگ برای زنان ، بل برای همه افراد جامعه ی ماست. اما تأثیرات منفی و عواقب ناگوارش برای زنان بیشتر است.

در جامعه ی دین زده ی افغانستان هر مصیبتی که بالای زنان وارد می سازند، برای آن نوعی توجیه دینی می نمایند. بر مبنای فرهنگ دینی مردم افغانستان و فتاوای علمای دینی ، زن خوب کسی است که مشکلات زندگی را تحمل کرده ، از شوهر خود اطاعت کند و در روابط جنسی مطیع همسر خود باشد. تحمل شرایط زندگی و رفتار شوهر، حتی در صورت وجود خشونت در خانواده، از زنان درخواست می شود. درخواست تحمل ، نه فقط از جانب نزدیکان خانواده مطرح می شود ، بلکه از آنجا که قوانین و سازمان های حمایتی در مورد خشونت های خانوادگی ساکت هستند. جامعه نیز از زنان توقع دارد که...ادامه...

ماریا رهین

استاد پوهنتون و از فعالان سرشناس حقوق زنان

چند نکته برای تفکر در مورد فاجعهٔ ‌زجرکشی فرخنده

فرخنده نمادی مظلومیت انسانی ایسیت که در هر برهه یی از زمان در چنبرهٔ بیدردی انسانی گیر مانده و با تحجر بی دانشی و جهالت در هم کوبیده می شود. این مرگ زجربار ترین مرگ یک انسان در فراسوی باورش و برای پرداختن به کردار های زنده گیش است .

مرگ فرخنده در بحبوحهٔ زمانی اتفاق می افتد که زنان در افغانستان بال و پر داشتن را آهسته -آهسته تمرین می کنند تا دیگر در درون خانواده های خود احساس در قفس ماندن را نکنند ؛ یا لااقل در جامعه یی که مفهوم قفس بزرگتر را دارد  بال بزنند و در گسترهٔ بام انسانیت پرواز کنند و در باورهای اسطوره ساز مردانهٔ زمان که هیچ گاهی ملاطفتی بازن نداشته است، جابه جا شوند . این دریافت ها ساده و همینگونه واهی مقدورش نگشته اند ؛ زیرا برای...ادامه...