19.01.2020

 حمید عبیدی

از حجاب اسلامی تا عجایب ملایی

ز شیخ مغز حقیقت مجو که همچو حباب

سری ندارد اگر واکنند دستارش

                                            (بیدل)

در این روزها یک عده افراد ، تحت تأثیر تبلیغات عناصر ارتجاعی بار دیگر همه چیز را  جاهلانه با حجاب زن پیوند میدهند.  آنان  از حجاب چنان تصوری ارایه میدارند که با آموزه های اسلامی و با واقعیت صدر اسلام هیچ همخوانی نه دارد.  برای پاسخ گفتن به این ادعاهای نادرست لازم است تا برخی نکات را در مورد  حجاب و حجاب زنان روشن ساخت. اروشنگری به این ارتباط به خصوص با توجه به تجربه های تلخ و ویرانگر کار  لارنس ها و شاگردانش در وطن ما اهمیت بیشتر کسب میکند.

حجاب شرعی چیست؟!

حجاب شرعي يعني پوشش آن بخش از بدن انسان  كه نبايد برهنه باشد. به آن بخش ها از بدن انسان که در محضر عام ، نه باید برهنه باشند به اصطلاح  فقهی در مفهوم وسیع  "عورت" میگويند. در برابر عورت، اصطلاح "معاری" را داريم. معاری آن بخش های بدن است که برهنه بودنش از نظر فقهی جايز است و یا منعی نه دارد.

نظرات در مورد حجاب از هم  بسیار متفاوت اند - در این سر  طیف تعریف ها برابر دانستن حجاب زن و مرد قرار دارد که پوشانیدن شرمگاه ها را حجاب میشمارد و در  پایان آن سوی دیگر تمام بدن زن و حتا صدای او  عورت دانسته میشود . کسانی حتا بر این باورند که زن اصلاً‌از خانه نه باید برون شود زیرا در صورت برون شدن از خانه در معرض خطر افتادن در دام شیطان قرار میگیرد.

و اما اکثریت مطلق فقها وجه‌ ( صورت  یا چهره) و کف دست (از بند دست به پایین) و قدم ( از بجلک پا به پایین) را مشمول عورت نه میدانند و یا به عبارت دیگر برهنه بودن آن را مجاز میدانند. حجاب زنان در مراسم حج نیز برابر با همین تعریف است.

یک عده از فقها  نیز با استناد به تجربهٔ صدر اسلام ، حجاب شرعي و عورت زنان را از شانه تا زانو دانسته و مابقي اندام يعني "سر و گردن، و دست . وساق پا" را معاري میدانند که  برهنه بودنش  مجاز است.   

و تمام این مدعیان  باور خود را برخاسته از آيات قرآن، احادیث منسوب به پيامبر و  روایات صحابه میدانند.

در یک چنین وضعیتی برای تشخیص درست از نادرست به سنجه های معتبر و منطقی نیاز است:

-         شناسایی وضعیت پوشاک اعراب دوران پیش از اسلام

-         خوانش و درک درست از آیات با توجه به شأن نزول آن ها و شناسایی مفاهیم و اصطلاحات به کار رفته در همان معنا و تعریف اولیه

-         شناسایی نوع حجاب در صدر اسلام

پوشاک اعراب پیش از اسلام

پوشاک در شکل و معنایی که ما امروز میشناسیم در گذشته  اصلاً وجود نه داشته است- نه میان اعراب و نه هم میان مردمان دیگر. این یک حقیقت قابل اثبات و غیر قابل رد است.

در رابطه به اندک بودن میزان پوشش  در گذشته ها در تورات نیز شواهدی موجود اند. 

برهنه گی در  جامعهٔ  عرب پیش از اسلام به علل متعدد بسیار گسترده بود- ناداری گسترده، گرمای شدید هوا و عدم موانع عقیدتی و  فرهنگی. در روایات اسلامی نیز  شواهد کافی در  این مورد موجود اند.

مردان عرب  پیش از اسلام، از یکی دو پارچه  تکه به شکل لُنگ و  ردا استفاده میکردند. این پوشش نادوخته بود  و به همین جهت آن را نه میتوان لباس در معنای متعارف امروزی آن دانست. زنان هم برای پوشش از نوعی پیراهن ابتدایی  و نادوخته استفاده میکردند-تکه یی که سوراخی برای سر و گردن داشت و بخش محدودی از تن را میپوشانید و آن هم بخش ها نیز به اثر حرکت و یا باد تند برهنه میشد. در آن دوران عوام الناس حتا همین پوشش ابتدایی را هم  به مشکل میتوانست به دست بیاورد. وضع  پوشش اقشار نادار از این هم بدتر بود. البته این هم درست است که در برخی قبایل عرب،‌پوشیدن چادر نزد زنانی که این امکان را داشتند،‌مروج بود.  و اما این چادر پوشی با حجاب ربطی نه داشت .  عرف پوشیدن  چادر در آن زمان دو علت داشت: نخست علامت تشخص و تمایز از کنیزان ؛ دوم حفاظت در برابر تابش سوزان آفتاب و گرد و غبار صحرا. مردان عرب نیز به علل اقلیمی یاد شده نوعی چادر و یا سرانداز استفاده میکردند و هنوز هم در لباس های سنتی از آن استفاده میکنند. به هر رو این چادر و سرانداز هیچ ربطی با حجاب و ستر عورت نه داشت- اگر میداشت اولویت باید به ناحیه دامن داده میشد تا شرمگاه ها  از احتمال برهنه شدن حفظ میگردید.

اسلام و توصیه در مورد رعایت حجاب

واقعیت این است که توصیه های اسلامی چه آیت و چه حدیت- نه میتوانسته بیش از این باشد که مسلمانان پوشاک مروج  آن زمان را طوری بپوشند و چنان متوجه آن باشند  که عورت  آنان برهنه و آشکار نه شود- برای زنان ستر سینه و  ساحت  دامن  مطرح بود و نه بخش های ساق پا، دست، گردن و موي سر. برای  مردان هم  ستر  تنها از كمر تا زانو بود. ستر بیشتر از این به خصوص برای عوام الناس از نظر اقتصادی غیر ممکن بود. در روایات اسلامی شواد کافی برای این که مردم عادی در تهیه حتا همین پوشش حداقلی نیز با دشواری مواجه بودند، ‌وجود دارند.

گفتنی است که اعراب  به صورت برهنهٔ مادرزاد بر گرد كعبه طواف مي كردند؛ زيرا به  تصور خود شان نه باید در جامه هايي كه  با آن مرتكب گناه شده بودند به طواف بپردازند. در اين امر فرقي بين زنان و مردان نبود؛ اگرچه  برخي آورده اند که زنان در شب به طواف ميپرداختند و يا اگر در روز بود در اين صورت دستي بر جلو و دستي بر عقب مي نهادند و يا پارچهٔ رشته مانندي بر ناحيهِٔ شرمگاه آويزان مي كردند تا مگر از شدت برهنه گي بكاهند. در سال نهم هجري طواف برهنه نهي شد و پوشاندن عورت (ٔ ناحيه دامن) لازم شمرده شد.

با توجه به صدر اسلام ، این درست است که حجاب شرعي و عورت زنان را از شانه تا زانو ( بدون سر و گردن، و دست و ساق پا)‌ و حجاب مردان را از ناف تا زانو دانست. این تعریف از بسا جهات منطقی به نظر میرسد.

به هر رو ،‌این قابل اثبات است  که پوشش اعراب مسلمانان در صدر اسلام اندکی بیشتر و منضبط تر از پوشش آنان در پیش از اسلام  بود؛ و اما، ‌آن پوشش بسیار کمتر از پوشش لباس امروز مردمان مسلمان بود. از این منظر به هر دوره یی از تاریخ معاصر افغانستان که بنگریم در مییابیم که لباس زنان و مردان افغان به مراتب بیشتر ، منظم تر و منظبط تر  از لباس مسلمانان در صدر اسلام بوده  است و امروز نیز چنین است . به همین جهت سر و صدای ملاهایی مثل مجیب الرحمان در مورد  گویا بد حجابی و رعایت حجاب اصلاً  مثل دهل میان خالی و فاقد موضعیت است.

حجاب توصیه اخلاقی و یا حکم شرعی ؟!

از فحوای آیات قرآنی در مورد حجاب به روشنی میتوان دریافت که متن و روحیه آن ها تنها در حد توصیه اخلاقی است و نه حکم شرعی. دلیل محکم و غیر قابل رد در این مورد آن است که هیچ گونه مجازاتی و کفاره یی برای عدم رعایت حجاب در قرآن وجود نه دارد. همچنان هیچ مورد مبتنی بر مجازات کسی به خاطر عدم رعایت حجاب در صدر اسلام روایت نه شده است.

حتی اگر کسی آیا مرتبط با حجاب را بالاتر از توصیه اخلاقی هم تصور کند، باز هم این را نمیتواند انکار بورزد که آیات مذکور بر اساس ضرورت و رفع مشکلی خاص (از جمله اصلاح پدیده برهنه گی و نیز به نص قرآن وقوع آزار جنسی زنان در کوچه های تاریک و شبانه مدینه) بوده و طبعا بر اساس قاعده فقهی رابطه حکم و موضوع، که با انتفأ موضوع، حکم نیز منتفی میشود،‌میتوان گفت که  از آن ها  نمی توان یک حکم شرعی دایمی استنباط کرد. چرایی و چگونه گی نزول آیات حجاب و سیر تحولی آن نشان می دهد که در همان زمان پیامبر هم نوع خاص و فرم ویژه و محدوده معین و ثابت برای پوشش زنان ( که شامل  سر و گردن و تا تمام اعضای بدن شود) وجود نداشته و در واقع حکمی خاص و ثابتی تشریع نشده است. هرچه بود همان پوشش رایج و عرفی بود و اسلام به دلایل کم و بیش روشنی، اندکی آنها را اصلاح منظم و متحول کرد.

این که پسانتر ها چه گونه از سنت پیامبر اسلام انحراف به عمل آمد و کار به تعصب و تندی به خصوص در مورد حجاب و حقوق زنان رسید، گپ دامنه داری است که پرداختن به آن در این مختصر نه میگنجد.

و  نامسلمانه تر از این نیست که کسی به نام عالم اسلامی بیاید و زنان را نادان خطاب کند ،‌ در حالی که نخستین کسی که پس از بعثت پیامبر اسلام  ، به اسلام ایمان آورد  یک زن بود (بی بی خدیجه)  و میدانیم که او ثروتمند ترین و قدرتمندترین زن  در آن زمانه بود و همو تمام ثروت و قدرت خود را در راه پخش اسلام صرف کرد. و نیز میدانیم که  از بی بی عایشه شمار زیادی از  احادیث  نقل شده است و به ‌طور خالص ۳۰۰ تا از این احادیث توسط بخاری و مسلم ضبط شده‌اند.  بی بی عایشه در دانش شاعری و  فصاحت و  بلاغت و در تاریخ عرب و بسا عرصه های دیگر  متبحر بود. و باز میدانیم که خوانش های تنگنظرانه از حجاب و محصور ساختن زنان در  خانه برخاسته از آموزه های قرآنی و سنت محمدی نیست؛ بل برخاسته از  تعصبات زنستیزانه یی است که در سده های بعدی در جوامع اسلامی حاکم گردید.این  گفته تنها  در مورد حجاب و حقوق زنان  نه که در همه عرصه های دیگر نیز صدق میکند.  و نتیجهٔ آن برای مسلمانان و جوامع اسلامی  همین است که میبینیم.

به گفته اقبال لاهوری :

زما بر صوفی و ملا سلامی

که پیغام خدا گفتند ما را

ولی تاویل شان در حیرت افگند

خدا و جبرییل و مصطفا را

+

در پایان میخواهم دیدگاه خود  را نیز در مورد  تنپوش زنان و مسایل مرتبط به آن روشن بنویسم.

به باور من :

-         زن نه شی است ، ‌نه ملکیت ، نه اسیر و نه هم تابع مرد؛

-         زن وسیله خوشگذرانی،‌ نوکر خانه گی و ماشین تولید مثل هم نیست؛

-         زن انسان کامل و برابر با مرد است. زن بالغ و آگاه نیاز به قیم نه دارد؛ عین مطلب را چنین هم میتوان بیان کرد: مرد انسان کامل و برابر با زن است؛ مرد بالغ و آگاه نیاز به قیم نه دارد؛

-         ازدواج پیمان میان دو انسان برابر، ‌بالغ  و تام الحقوق است؛ و دو انسان برابر و تام الحقوق نمیتوانند حق امر و نهی بر همدیگر را داشته باشند؛

-         همان سان که مرد این حق  و عقل و  صلاحیت را دارد تا خود نوع پوشش خویش را در چهارچوب رعایت قرار داد اجتماعی تعین کند، ‌زن نیز این حق  و عقل و  صلاحیت را دارد؛  

-         برخورداری شهروندان  از دانش، آگاهی و فرهنگ متعالی و دیموکراتیک و  احساس شخصیت و  وقار ، تأمین و تضمین حقوق و آزادی های شهروندان و تأمین زمینه های برای برخورداری شهروندان از این حقوق و آزادی ها،  نظم  و امنیت اجتماعی، موجودیت امکانات لازم و فرصت های مناسب برای شهروندان برای کار و  تأمین نیازمندهای اساسی زنده گی از راه های مشروع ، قوی ترین تضمین ها برای تبارز فضیلت های انسانی- اجتماعی و برچیده شدن  بیماری های اخلاقی - اجتماعی است؛

-         بیماری پیچیدن بر سر حجاب و آن هم در شکل افراطی اش ،‌ در واقع ناشی از محرومیت شدید جنسی است و نه برخاسته از تقوای واقعی.

++

برای خواندن متن و تفسیر  آیات قران در مورد حجاب  لطفاً همین جا کلیک کنید

+

یادداشت ها و نوشتارهای دیگر این سلسله:

پرسشی از مدافعان و هواداران آقای مولوی مجیب الرحمان انصاری

آیا ملاها واقعاً وارثان انبیا اند؟!

سنگسار حکم قرآن نیست

از حجاب اسلامی تا عجایب ملایی

اهمیت اصولی تفاوت گذاشتن میان احکام عبادی و اجتماعی اسلام

اسلام رحمانی و یا اسلام تکفیری؟!

منابع  مرتبط با موضوع :

حجاب شرعی در عصر پیامبر

نوال السعداوی هبه رووف : زن، دین، اخلاق از دو نظرگاه مختلف (عنوان اصلی : المراه الدین الاخلاق)