رسیدن به آسمایی:20.07.2009 ؛ نشر در آسمایی: 21.07.2009

تازه

صبورالله ســیاه ســنگ

چهرنماهایی از

 لیلا صراحت روشـنی

 

تازه

گالری برخی تصاویر منتشر ناشده ی

لیلا صراحت روشنی

 

تازه

گالری برخی آثار هنری

لیلا صراحت روشنی

 

ليلي عنايت سراج

بازتاب تمناي صلح يا " نفس سبز رها "

در اشعار  ليلا صراحت روشني

ملک ستیز

در سوگ لیلا صراحت روشنی

دیگران در مورد لیلا صراحت روشنی

 ویژه نامه ی فردا

در يادبود از ليلا صراحت روشنی

اسد اسمایی له نړۍ سترګې پټې کړ

ورود به صفحه اختصاصی

یادبود و بزرگداشت از

 

استاد عبیدی

 

نخستین مدیر مسوول آسمایی

 

ورود به صفحهء نخست شمارهء: 1 ؛  2 ؛ 3 ؛ 4 ؛ 5 ؛ 6 ؛ 7 ؛  8 ؛ 9؛ 10 ؛ 12 ؛ 13؛ 14؛ 15 ؛ 16؛ 17؛ 18؛ 19 ؛  20 ؛ 21 ؛ 22 ؛ 23 ؛ 24 ؛ 25 ؛ 26 ؛ 27 ؛ 28 ؛ 29 ؛ 30 ؛ 31

ورود به ویژه نامه ها و صفحات آرشیف آسمایی

 

پنج سال در نبود صراحت روشنی

ویژه نامه ی آسمایی

به مناسبت

پنجمین سال وفات لیلا صراحت روشنی

 رسیدن به آسمایی:21.08.2009 ؛ نشر در آسمایی: 23.08.2009

پروين پژواک

نـامـــه ی ســــپيد

اهدا به لیلا صراحت روشنی
1337-1383

دریچه صندوق پستی را باز نمود. به پاکت سفید که میان دستش می لرزید، لحظاتی دید و نامه را رها کرد. سیاهی میان صندوق پستی نامه را چون قطره یی از نور بلعید و دریچه بسته گشت.

ځلا با سرعت دور شد. از سرک خلوت گذشت و آن سوی سرک در باریکه راه میان درختان براه افتاد. شمال می وزید و برگهای درختان با شکسته دلی زیر قدم هایش می شکستند. خنک نبود اما به شدت احساس سرما می کرد. زمستان در دلش خانه کرده بود و امیدهایش یخ زده بودند. با سرعت گویی بخواهد از خود بگریزد میا ن باریکه راه تقریبا می دوید و با دستانی لرزان یخن بالاپوش بارانی اش را بروی سینه اش محکم می کشید.

آخرین ضربه کشنده بود. لیلا
...ادامه...

پوستری از هژبر شینورای 

برای لیلا صراحت روشنی

رسیدن به آسمایی:25.07.2009 ؛ نشر در آسمایی: 14.08.2009

تمیم حمید

درختِ سخن شکست- به شاد روان لیلا صراحت روشنی  

 

رسیدن به آسمایی:22.07.2009 ؛ نشر در آسمایی: 13.08.2009

جاوید فرهاد

وقتی که "لیلا" پیراهنم را شُست

یاد نامه یی به مناسبت خاموشی "لیلا صراحت روشنی" 

شب بود که خبر مرگ "لیلا" را شنیدم........

احساس کردم چیزی دراندرونم شکست... صدای شکستن راشنیدم؛ صدا شبیه خود "لیلا" بود.

 ناگهان خاطرات روز های محدودی که باهم بودیم، در آینه ی ذهنم جان گرفت... روزهایی که در غربت بودیم  و در دوزخی به نام "پشاور" به سر می بردیم.

دوستی من با"لیلا"،  از یک تصادف ساده آغاز شد. لیلا در طبقه ی دوم ساختمانی در...ادامه...

 

تازه

به کوشش فروغ کریمی

چند شعر از لیلا صراحت روشنی PDF-2,98 MB

چند شعر از لیلا صراحت روشنی html-36,0 KB به زودی تقدیم می شود

معنی

زخمی

فاجعه

تازه

فروغ کریمی

لیلا صراحت روشنی - شاعر شهرتباه PDF1,55 MB

لیلا صراحت روشنی - شاعر شهرتباه Html-72,0 KB

ليلا صراحت روشنی

برای دل دريا

ليلا صراحت روشنی

ايمان ناسلامت باغ

 

ليلا صراحت روشنی

ليلا
 

لطيف ناظمی

نامهء سر گشاده يي به ليلا صراحت

ورود به نشرات نشرات عادی آسمایی