رسیدن به آسمایی: 27.06.2010 ؛ نشر در آسمایی: 28.06.2010

 

 

فاشیزم- نه عدالت است و نه  نژاد پرستی

سخنی با آقای رزاق مامون و دکتور مهجور

منطق فاشيزم: زور حق است

فاشيزم از افراد جامعه به مثابه ابزار بی اراده استفاده ميکند

در سايت آسمايي به اساس نظريات آقای رزاق مامون،  خصوصاً در باره فاشيزم و عدالت بحث پر ثمری آغاز گرديده است.  در اين بحث مسايل جدي و قابل تامل مطرح گرديده اند. آن چی که بيشتر توجه ام را جلب نمود نظر آقای دکتور احمد سیر مهجور، مبنی بر تعريف فاشيزم و نظرات آقای  رزاق مامون از يک در طرفداری از فاشيزم  فاشيزم نوع افغانی و از طرف ديگر نفرت وی از بی عدالتی  مي باشند.

 آقای دکتور احمد سیر مهجور مي نويسد:

... بهتر است فاشیزم را با در نظر داشت بستر تاریخی اش درغرب مبتنی بر مفهوم نژداد پرستی تعریف نمود، ورنه مفاهیم در ورطه مغالطه می افتند که نجات دادن آن ها بسیار دشوار است.

به باور من فاشيزم به اساس نژاد پرستی تعريف نميگردد و يا فاشيزم يک ايديولوژي نژاد پرستی نمی باشد. وجه مشترک بين فاشيزم و نازيزم  ضديت آن دو از يک طرف با سوسياليزم و از طرف ديگر با ليبراليزم بود.  نازيزم، چون اپارتايد و راسيزم  يک ايديولوژي کامل نژاد پرستانه بوده و بر اصل نژاد برتر تکيه ميکرد و تکيه ميکند، ولی در فاشيزم موضوع نژاد برتر مطرح نميشود ....فاشيزم نسبت به نژادپرستی به ناسیوناليزم نزدیک است و موسولینی از يک  سوسياليست به يک ناسيونالست تبديل شد.

 فاشيزم مثل نازيزم و اپارتايد جامعه ايتاليا را به اساس نژاد و رنگ تقسيم نکرد و  موسولینی چون هيتلر حاکم ساختن  نژاد برتر را هدف قرار نه داد. موسولینی می خواست امپراتوري روم  را دوباره ايجاد کند و شعار او حفظ حالت موجود و دفاع از حق مالکيت بود. با دادن اين شعار موسولینی نه تنها پشتبانی زمينداران ، بلکی پشتبانی دهاقين و خصوصاً طبقه متوسط را هم به دست آورد و واتيکان هم در بين فاشيزم و سوسيالزم، فاشيزم را انتخاب کرد و از موسولینی پشتبانی نمود.  

با وجود اين که فاشيزم به حيث يک ايديولوژي در پهلوی نازيزم و کمونيزم  قرار داده ميشود، اما بسيار مشکل است که فاشيزم را منحيث يک جريان ايديولوژيک تعريف کرد. فاشيزم چون مارکسيزم و نازيزم  يک ايديولوژي  نيست که  فاشیست ها در سراسر کره زمين از آن پيروی کنند. رژيم های فاشيستی که عمدتآ در نتيجه انقلاب ها و کودتا های فرماندهان نطامی در اين و آن نقط دنيا به وجود می آيند برنامه های خاص خود را دارند.

 برخی محقيقين، فاشيزم را به جای ايديولوژي يک جنبش سياسی ميدانند که محصول يک حالت خاص تاريخی می باشد. در واقعيت فاشيزم زاده بحران است و اين بحران است که فاشيزم را به صحنه سياسی مي آورد تا به يک قوت سياسی مبدل شود. در زمان ظهور فاشيزم، ايتاليا با بحران عميق اقتصادی روبه رو بود، در بخش صنایع اعتصابات ادامه داشت، دولت کنترول را از دست داده بود و بر علاوه اينها، ترس از انقلاب سوسيالستی هم به وجود آمده بود. در سال 1919 کارگران تحت رهبري حزب سوسيالست در ايتاليا 300 فاريکه را اشغال کرده بودند.

فاشيزم به جای ايديولوژی بيشتر به سيستم کاست می ماند و عقيده دارد که جامعه از انسانهایی که دارای حقوق برابر باشند متشکل نمی باشد. فاشيزم بيشتر جامعه  را به قوی ها و ضعيف ها تقسيم ميکند و قدرت را حق قوی ها می داند. موسولینی ميخواست هر عضو جامعه بايد اکتيف باشد و برای هدف مشترک کار نمايد و به همين ملحوظ فاشيست ها  قشرهای ضعيف -بيکاران، بی خانه گان، معلولين، زنان...- جامعه را بيشتر فشار ميداد تا نورم ها و دسپلين وضع شده را مراعات کنند. 

 طوري که گفته شد فاشيزم به همان اندازه که مخالف سوسياليزم می باشد مخالف ليبراليزم و دموکراسي نيز می باشد و موسولینی برابری حقوق سياسی در دموکراسي را دروغ قراردادي و افسانه تلقی ميکرد و مخالف هر نوع حرکت اجتماعی از پايین بوده  و هر نوع جنبش از پايین را خطر ميدانست. در برنامه حزب فاشيست موسولینی گفته می شود روشنی از بالا می آيد

 

حفظ قدرت توسط قدرت و فقط توسط قدرت.

در فاشيزم مسأله مرکزی عبارت از زور، قدرت و اتوريته می باشد. به عبارت ديگرمفهوم فاشيزم از همه اولتر با قدرت ارتباط دارد. با وجود اين که قدرت يک مفهوم نسبی می باشد، اما فاشيست ها می خواهند که قدرت مطلق داشته باشند و موسولینی بر اساس همين اصل  تلاش ميورزيد که در تمام عرصه های جامعه قدرت مطلق را به دست  آورد.  موسولینی  می‌نویسد: همه در دولت، هیچ چیز خارج از دولت وهیچ چیز در مخالفت با دولت. هم چنان برای فاشیست‌ها مرز بین دولت و جامعه وجود نداشت و به عبارت ديگر آنها جامعه را هم دولتی ميکردند.

فاشيزم  همیشه از زبان زور کار ميگيرد تا در جامعه  ا ز مخالفين و مخالفت جلوگیری کند.

موسولینی می‌گوید: ما یک جامعه بدون اپوزسیون را ایجاد می‌کنیم. اپوزسيون ضرور نیست... هم چنان  او عقیده داشت که اين زور است که در جامعه توافق را به وجود می‌آورد.

 

مفهوم عدالت به جای زور با حق ارتباط دارد.

آقای  رزاق مامون ميگويد: بی عدالتی شر مطلق است ؛ من می ميگويم که فاشيزم بی عدالتی مطلق است و فاشيزم به جای حق برمکلفيت تکيه ميکند. موسولینی ميگويد: آزادي حق نيست، ازادي يک مکلفيت است

فاشيزم در برابر عدالت و عدالت در برابر فاشيزم قرار دارند و تامين عدالت در فاشيزم به جای واقعيت يک  يک خيال می باشد.  اساساً عدالت از همه اولتر عبارت از تقسيم ارزش ها و تقسيم قدرت می باشد.

در يک جامعه عدالت زمانی تامين ميگردد که  انسان به مثابه فرد ، ارزش های فردی  و حقوق فردی در مرکز قرار داشته باشند. هم چنان عدالت زمانی تامين ميگردد که افراد جامعه، آزاديهای برابر سياسي داشته باشند و یا هم با داشتن حقوق برابر در کار سياست و کارجامعه اشتراک ورزند. در فاشيزم فرديت معنا ندارد؛ در باره موسولینی ميگويد:  تفکر فاشيستی ضد فرديت مي باشد...

 

راه نجات افغانستان فاشيزم نمی باشد.

در افغانستانتا هنوز  نه خطر فاشيزم رفع شده و نه هم افغانها با فاشيزم و تلاش های فاشيستي بيگانه می باشند. افغانها ميدانند که تلاش های فاشيستی و یا تلاش ها به خاطر داشتن قدرت مطلق چی فاجعه های بزرگی را به وجود اورده اند و يکی از دلايل  بدبختی ها و ادامه بی ثباتي  تاريخی و طولانی در افغانستان  همين تلاش های برای به دست آوردن قدرت مطلق مي باشد. فاشيزم از هر نوعي که باشد افغانستان را نجات داده نمی تواند، بلکي اين کشور را به گروگان گرفته و افغانها قربانيان آن  خواهند بود.

***

مطالب مرتبطه به این نوشتار در آسمایی :

- سخنی در مورد سلسله ی از این زاویه

 

- گفت و شنود با رزاق مامون ؛ بخش نخست

 

- گفت و شنود با رزاق مامون؛ بخش دوم

- گفت و شنود با رزاق مامون؛ بخش سوم

- زنده گینامه قلمی رزاق مامون

 

نقدها و گفته ها در مورد این گفت و شنود:

- سخیداد هاتف: بنا کردن بهشت ، با نقشه ی جهنم

- دکتور احمدسیر مهجور: مفهوم در خدمت اندیشه

***

- گفت و شنود های دیگر در سلسله از این زاویه فرهنگ تفکر

- صفحه ویژهء آثار دستگیر روشنیالی

- صفحه ویژهء آثار سخیداد هاتف

***

آآثار دیگر رزاق مامون در آسمایی:

- رزاق مامون: رؤيا

- بهزاد برمکی : سخنی با آقای رزاق مامون

- گفت و شنودهای دیگر از سلسله از این زاویه

در سایت های دیگر:

- (راز خوابیده- اسرار مرگ دکتر نجیب الله: قسمت( اول)؛  قسمت (دوم) ؛  بخش( سوم)

- غرزى خواخوږی ادعاى کتاب اسرار مرگ داکتر نجيب رارد نمود

- عبدالخالق

- خط قرمز ايران

- احمدظاهر چگونه ترور شد؟

- طلوع

- دختری ميميرد

- گـــــره