15.07.2018

دکتور عارف پژمان


دانشمند دلیرمعاصر،استاد زهما  به ابدیت پیوست

 

ای درختان، همه گان،دیده به در بگشایید

پی تابوت گل سرخ، نظر بگشایید

از سپیدارکهن رمز سفر بگشایید

شب درازاست ، گریبان سحر بگشایید

+++

بعد او ، قصهء افلاک، که را باید گفت؟

گریه ء صبحدم تاک ، که را باید گفت؟

ازگریبانی که شد چاک ، که را باید گفت؟

در جهان، سلطهء ضحاک که را باید گفت؟

 

دانشمند دلیر، پروفیسور علی محمد زهما،  یک روز پیش به ابدیت پیوست. در تمامی عمرم، آدمی به جوانمردی و جرات او کمتر دیده ام. زنده یاد ، چونان سپیدار، تجسم پایداری باغ بود. ایشان، به اسلوب آزادهٔ سربلند، ، درسرزمین آبایی اش،غریبانه زیست، در دوران داوود خانی ، خانه نشین بود؛ در طلیعهء قدرت یافتن حزب دموکراتیک خلق ، به زندان افتاد و درین اسارتگاه،شکنجه های طاقت فرسا دید. در همانحال استاد زهما ، از سامان دهنده گان نخستین جمعیت دموکراتیک خلق بود که پسانتر ازین جریان، جدایی گزید.

روانشاد زهما، در دانشگاه کابل، برای مان، مبادی ترجمهتدریس میکرد.بخاطر دارم که منظومهء غنائی چیترا اثر  رابیندرانات  تاگور را به عنوان متن درسی ، برگزیده بود؛ استاد ،هم بر شیوهء تدریس وهم زبان انگلیسی، تسلطی شگفتی انگیز داشت.

زنده یاد استاد زهما ، در لندن ، تحصیل کرده بود؛ایشان ، فلسفه دان و فلسفه نگارنیز بود؛ بر آثار    حکمای یونان و فیلسوفان معاصر غرب، وقوفی بسزا داشت. زهما، گویا از بانیان فن ترجمهء سنگین در افغانستان ، شمرده میشود، ترجمه سرگذشت تمدن او گواه این ادعاست.

مرحوم زهما، در دوران ببرک کارمل ، باری در اکادمی علوم میز و دفتری، یافت . محل اکادمی شهرنو کابل  بود و استاد عادت داشت ، دمدمهء چاشت ، بالا پوش خودش را زیر بغل بزند و لحظاتی به خیابان گردی،بپردازد.درهمین تفرج نیمه روز  بود ، که باهم برابر شدیم، شاید این رویداد، بعد از سال شصت خورشیدی بوده باشد. زنده یاد، تا مرادید فرمود پژمان! به بین، مخارج شوروی ها، در افغانستان، کمر شکن است، فکر میکنی ، ادامه داده بتوانند؟...

من با لبخندی، شک و تردید خودم را درین عرصه ، به ایشان ، نشان دادم.

درین هنگام، یک رمه کوچک بز و گوسفند در جلو مان سبز شد، استاد به زبان پشتو از صاحب رمهء گوسفند پرسید دغه دی له کوم ځایه راوړی؟. از آن پس، آهسته گک به قدم زدن ، ادامه دادیم .

باید بگویم روانشاد زهما ، به صراحت لهجه و شجاعت اخلاقی ، کم نظیر بود. فقدان اندوهبار این بزرگمرد را به فرزندان، فامیل، شاگردان و دوستان ایشان، تسلیت عرض میکنم.

+

به همین ارتباط در آسمایی :

+

از نشریات دیگر :