24 جون  2016

سخن روز

در مورد دیورند به پاکستان چه گونه باید پاسخ داد؟!...

آقای داوودزی روز پنجشنبه در کابل در جلسهٔ‌ جرگه صلح   ابراز داشت که پاکستان از افغانستان دو خواست دارد :

۱-  محدود ساختن مناسبات افغانستان با هندوستان در حدی که مورد نظر پاکستان است

۲- به رسمیت شناختن خط دیورند به حیث مرز دو کشور

*

خواست پاکستان در مورد مناسبات افغانستان با هندوستان در واقع نشان دهندهٔ ‌آن است که پاکستان  میخواهد بر سیاست خارجی افغانستان و مناسبات افغانستان با سایر کشورهای جهان،‌ نوعی قید و قیمومیت ایجاد کند. این خواست ، استقلال افغانستان را زیر پرسش میبرد. این چیزی است که به هیچ وجه قابل پذیرش نیست. این برای متحدان غربی افغانستان نیز پذیرفتنی نیست. احتمالاً تنها چینایی ها به علت رقابت هایی که با هندوستان دارند، از رکود در مناسبات افغانستان- هندوستان به صورت مسکوت خشنود خواهند شد. و اما، حتا روسیه نیز به رغم داشتن مناسبات خاص با چین ،  گمان نمیرود در این مورد با آن کشور همنوا باشد .

**

در مورد خط دیورند، در خواست پاکستان  شیطنت های پنهانی زیادی وجود دارند- هم برای ایجاد تفرقه میان افغان ها و هم برای موجه جلوه دادن موضع آن کشور در صحنهٔ بین المللی. در مورد این مساله ، واکنش های افغان ها اکثراً احساساتی ، ‌غیردیپلوماتیک  و ناسنجیده اند .

آنانی که به رسمیت شناختن فوری و یک جانبه را مطرح میکنند ، به این پرسش منطقی که تبعات این به رسمیت شناختن چی خواهد بود و افغانستان در کوتاه مدت ، میان مدت و دراز مدت از آن چی چیزی هایی را به دست خواهد آورد و چی چیزهایی را از دست خواهد داد، عاجز اند و نیز هیچ تضمینی ارایه کرده نه میتوانند که پس از آن پاکستان از جنگ اعلام ناشده و طرح عمق ستراتیژیک و یا در واقع مبدل ساختن افغانستان به صوبهٔ ششم  دست بردارد.

وارد کردن فشار بر حکومت از سوی این یا آن گروه و جناح افغانی ، برای به رسمیت شناختن  خط ديورند به حیث سرحد با پاکستان ، در شرايط و زمان کنونی ، عملی است مغایر با منافع و مصالح علیای ملی و دلیل آن بر هر کسی که از امور سیاسی کمی آگاهی دارد ، روشن است . در گام نخست افغان ها باید متحدانه از پاکستان بخواهند تا :

-  پاکستان به جنگ اعلام ناشده علیه افغانستان و مداخله در امور داخلی افغانستان پایان دهد و پایه ها و پایگاه های این مداخلات را عملاً و به طور کامل برچیند ؛

-  پاکستان بايد ضمانت عدم تکرار تجاوز علیه افغانستان و مداخله در امور داخلی افغانستان را ارايه نمايد؛

-  پاکستان بايد حق ترانزیت آزاد اموال افغانی را از طریق بندرکراچی را تضمین و رعایت نماید ؛

- پاکستان باید حق ترانزیت آزاد اموال افغانی به هندوستان را تضمین کند.

با تحقق این مرحله ، زمینهٔ اعتماد متقابل فراهم خواهد شد و با رشد همکاری های متقابلاً مفید در عرصه های اقتصادی ، فرهنگی و سياسی ، این زمینه گسترش و عمق بیشتر خواهد یافت . به دنبال آن و با عادی شدن اوضاع در افغانستان ، طرفین خواهند توانست در فضای مناسب مذاکرات روی قضای بغرنج میراث دورهٔ استعمار را آغاز کنند . طبعاً اين مذاکرات در نهايت زمانی به نتيجه خواهد رسيد که هر دو طرف از خود واقعبينی و انعطاف نشان بدهند. شکی وجود ندارد که در مذاکرات آينده برای حل اين قضيه گذشت ها و انعطاف های متقابل و داد و ستدها محتمل و حتی اجتناب ناپذير خواهد بود ، ولی طرح انصراف يک جانبه ، پيشاپيش افغانستان را خلع سلاح می کند ، بدون آن که حد اقل ممکن را از طرف ديگر به دست آورده باشد. حتّا طرح به رسمیت شناختن یک طرفه دیورند توسط افغانستان از سوی اين و يا آن گروه افغانی ، اميد پاکستان را برای منشعب کردن افغان ها و انداختن آن ها بر سر و گردن همديگر روی اين قضيه ، افزايش می دهد.

پس از نظر منافع افغانستان این موضع به صورت کامل میتواند منطقی و بر حق باشد که مقامات رسمی افغانستان به جای نی گفتن برهنه و غیر دیپلوماتیک،  آغاز مذاکرات برای حل مسالهٔ دیورند را منوط به قطع  کامل  و عملی جنگ اعلام ناشده و ترک عملی سیاست عمق ستراتیژیک پاکستان در قبال افغانستان  بسازند. افغانستان در این ارتباط میتواند و باید به پاکستان و جامعه ی بین المللی یک نقشه ی راه  پیشنهاد کند. نقطه ی آغاز این نقشهٔ راه  باید  قطع  هرگونه  کومک-  به شمول آموزش ، تسلیح، تجهیز و دادن پناهگاه-  به شورشیان و قطع صدور شورشگری  به افغانستان  و یا در واقع انجام عملی تعهدات رسماً اعلام شده ی پاکستان در برابر جامعه ی جهانی  باشد و مرحلهٔ نهایی  آن همانا مذاکرات میان افغانستان و پاکستان برای حل مسایل پیچیدهٔ به میراث مانده از دورهٔ‌ استعمار باشد و نه برعکس آن. رفتن در راه معکوس میتواند نتایج و پیامدهای غیرقابل جبران داشته باشد. حل این مسایل به یک فضای اعتماد متقابل نیاز دارد. همچنان حل این نیست که یک طرف مواضع و خواسته هایش را به طرف دیگر دیکته کند

خوبی طرح و ارایه یک نقشه ی راه در این است که میتواند منجر به یک اجماع ملی در مورد مساله شود و تلاش پاکستان برای ایجاد تفرقه ی بزرگ در افغانستان در مرحله ی حساس کنونی را ناکام بسازد. به علاوه داشتن چنین نقشهٔ راه این فرصت را فراهم میسازد تا موقف افغانستان در برابر پاکستان از یک پشتیبانی وسیع بین المللی برخوردار شود و  نه برعکس آن. خوبی دیگر چنین نقشه ی راه در این است که میتواند  جلو فریبکاری و عهدشکنی مجدد و مکرر پاکستان را بگیرد؛ زیرا تا کنون پاکستان هیچ قول و قرار و قرارداد با افغانستان را عملی نه کرده است و در امر مبارزه با تروریزم نیز پاکستان در برابر جامعهٔ جهانی پیوسته  فریبکاری نموده  که در نتیجه ی آن شهرت یک دولت دروغگو را کسب کرده است.

واقعیت این است که آن چه پاکستان به طور روزمره انجام میدهد ، ‌تخطی از قرارداد دیورند است و  در این مورد اسناد و مدارک کافی وجود دارند.

*

لینک مطالب بیشتر در مورد این مساله :

دو رخ سکه ی فریبکاری در مورد دیورند

مسایل موجود در مناسبات افغانستان و پاکستان