12.11.2016

سخن روز آسمایی

 

از کسانی که ترامپ را ترمپانیدند تا کسانی که ترامپ آنان را ترمپانید

آنانی که دونالد ترامپ را بر شانه برداشتند و نخست وی را بر حزب جمهوریخواه تحمیل کردند و سپس در سازماندهی مارش پیروزی اش تا رسیدن به مقام ریاست جمهوری امریکا سهم داشتند،‌ بیشتر کسانی اند که هنوز رویای گذشته را در سر دارند:

۱-                      سفید پوستانی که دوران آقایی را فراموش نه کرده و انتخاب اولین رییس جمهور سیاهپوست امریکا را به مثابهٔ‌ زنگ خطر تلقی کردند (ارقام و حقایق) ؛

۲-                      آنانی که  گسترش و ارتقای نقش زنان و احتمال رسیدن یک زن به مقام ریاست جمهوری، احساس مردانه گی شان را جریحه دار کرده و نمیخواستند یک زن را در مقام ریاست جمهوری ببینند(ارقام و حقایق) ؛ 

۳-                      بنیادگرایانی که مخالف گسترش ارزش های مدرن در جامعهٔ‌ امریکا اند(ارقام و حقایق) .

گروه های بالا آگاهانه ترامپ را برکشیدند  و با ترامپ و یا بی ترامپ به راه  و روش خود ادامه خواهند داد. برای اینان دیدگاه های نژادپرستانه و بیگانه ستیزانهٔ و پر از تعصب ترامپ نه تنها عیب نیست که حتا کمال مطلوب نیز است.

و اما ، گروه های وسیع رای دهنده گان ناراض،  صاف و ساده  شکار پوپولیزم شدند و فریب ترامپ را خوردند.

دروغ ، تحریف ،‌ تحریک احساسات ، تحمیق و وعده های میان خالی و ارایهٔ راه های حل ساده ، ‌‌سطحی و اما غیر عملی برای حل مسایل پیچیده  ابزار اصلی ترامپ بودند.

این ادعا که ترامپ یک شومن قوی بود و این او را برنده ساخت، یک توضیح ساده و سطحی است- مگر این که انتخابات امریکا تنها یک شو باشد و رای دهنده گان تماشاچی.

- آیا در صورت وجود  بحث های خردورزانه و انتقادی گسترده و صادقانه در مورد مسایل و دشواری های واقعیی  که امریکا و امریکاییان با آن ها مواجه اند ترامپ میتوانست به قدرت برسد؟!

- آیا  در صورت وجود رقبا  و یا کم از کم یک رقیب توانا و دارای پیشینه و سیمای قابل اعتماد برای مردم که  ترامپ و ترامپیزم و نتایج و پیامدهای به قدرت رسیدنش را چنان که باید افشا میکرد ترامپ میتوانست به قدرت برسد؟!

- آیا اگر رقیب ترامپ کسی میبود که از  روشن ساختن علل بروز مسایل و  دشواری های موجود باک نمی داشت و ‌ راه حل های واقعبینانه و عملی برای حل مسایل و رفع دشواری ها را چنان که باید ارایه میداد ،‌ ترامپ میتوانست به قدرت برسد؟!

اگر پاسخ به پرسش های به هم مرتبط  بالا مثبت باشند و یا منفی ، ‌در هر دو صورت یک قطار پرسش های دیگر به میان میایند- پرسش های چقرتر و کلانتر.  

کم نیستند کسانی که از موضع ضد امریکایی و با خوشحالی و خوشبینی نسبت به بُرد ترامپ میگویند او تشت دیموکراسی امریکایی را از بام انداخت. افتادن این تشت از بام ،‌ شاید درست باشد- ولی نه به آن دلیلی که این شادیگران خوشبین ترامپ میگویند؛ بل بیشتر به این دلیل که ترامپ با وجود داشتن افکار ، فرهنگ ، ‌دیدگاه ها ، کرکتر و کردارهای آنچنانی و تا حدی نیز به خاطر آنچنانی بودن توانست رأی بیاورد و انتخابات را بُبرد. بُرد او در واقع باخت و کلان ترین اهانت به ارزش هایی است که امریکا تا ایندم به داشتن شان افتخار میکرد.

کسانی نیز شاید به این علت که گویا ترامپ در برابر اسلامیست ها سخنان تندی بیان کرده،‌ گویا با استناد به زبانزد گوشت خر، ‌دندان سگ،  نسبت به او ابراز خوشبینی میکنند. و اما،‌ گویا اینان تجربهٔ دورهٔ جورج بوش کوچک را فراموش کرده اند که تمام ماشین نظامی و استخباراتی امریکا را برای جنگ با تروریزم‌ به حرکت انداخت. ترامپ  از این تجربهٔ‌ ناکام گویی هیچ درسی نگرفته است. در مبارزه  علیه تروریزم ، ‌استفاده از قدرت نظامی تنها یک بُعد بوده میتواند.  در حالی که  باید ریشه ها و زمینه های بروز  این پدیده  شناسایی ، برچیده  و خشک گردند.

صد البته که از روی تجربهٔ‌ عمومی می توان گفت ممکن رییس جمهور دونالد ترامپ هم دیگر کاملاً‌ همانی نماند که در دورهٔ‌ مبارزات انتخاباتی بود.  و اما،‌ او ولو مانند دورهٔ‌ مبارزات  نه اجازه دهد که جریان های تندور حامی اش وی را بترمپاند‌و نه هم خود مردم را بترمپاند ،‌ چیزی که تغیر نخواهد کرد همانا اعتقادات و کرکتر دونالد ترامپ است- حتا اگر نقاب هایی هم بر رو بکشد و به حیث شومن ‌بکوشد سیمای دیگری از خود به نمایش بگذارد.

اگر در  تراژیدی انتخاب ترامپ حتماً‌ چیزی خوبی جستجو کرد،‌ شاید این باشد که امریکا از این ماجرا تکان بخورد و به خود بیاید. تظاهرات گسترده بر ضد انتخاب ترامپ، شاید یک آغاز احساساتی در راه این بیداری باشد. باید توجه کرد که ترامپ با رأی اکثریت مردم انتخاب نشده ، ‌بل در کالج انتخاباتی اکثریت آورد(ارقام و حقایق) . در این میان به خصوص قابل توجه است اکثریت جوانان به او رأی ندادند(ارقام و حقایق) . همچنان نزدیک به دو ثلث  امریکایی های دارای تحصیلات عالی به ترامپ رأی نداند(ارقام و حقایق) . از میان همین دو گروه اخیر است که دیر یا زود پاسخ های خردورزانه و بدیل های واقعی و توانا میتوانند بروز کنند و فردای امریکا را رقم بزنند.

تضعیف امریکا و تضعیف دیموکراسی در امریکا به نفع صلح و امنیت جهانی نیست. بلوغ امریکا به نفع صلح و امنیت جهانی است- بلوغی که  حقوق بشر و دیموکراسی را در همه ابعاد زنده گی در جامعه ٔ‌امریکا تأمین کند و این ارزشها را به قطب نمای سیاست خارجی آن نیز مبدل بسازد.

*

ارقام حقایق در مورد انتخابات امریکا