نشر در آسمایی : 27.11.2012

حمید عبیدی

چند نکته در مورد یک تبصره ی آقای محمد اکبر یوسفی(1)

بر بخشی از خاطرات استاد پژواک

تبصره ی اخیر آقای دکتور محمد اکبر یوسفی   در پورتال افغان-جرمن اونلاین ، در مورد بخشی از خاطرات استاد عبدالرحمان پژواک به ارتباط داعیه ی پشتونستان ، سبب شد تا من  در مورد برخی  حدس و گمان های مندرج در تبصره ی مذکور  چند نکته را به گونه ی کوتاه بنویسم.

نکته ی روشن این است که دیپلمات ها سیاست و موضع رسمی دولت متبوعه  ی شان را ابراز میکنند و حتا در اظهارات خصوصی شان نیز چیزی نه میگویند که خلاف این اصل باشد، مگر این که از سوی مقام ذیصلاح کشور شان در این زمینه رهنمودی غیر از این داشته باشند. به همین سبب نیز طوری که میدانیم، مرحوم استاد عبدالرحمان پژواک در هنگام ایفای وظایف دیپلوماتیک همیشه موضع رسمی دولت افغانستان را در مورد داعیه ی پشتونستان ابراز داشته اند. البته کسانی که استاد پژواک را میشناسند، میدانند که ایشان با رهبران دولتی و حکومتی وقت در افغانستان روی یک سلسله مسایل مهم - عمدتن مساله ی تحقق حقوق بشر و دیموکراسی در افغانستان- اختلاف نظرهایی نیز داشتند که هنگام مشورت با آنان در این موارد با صراحت صحبت هم کرده اند. در پاره یی از موارد رهبری آن وقت افغانستان مشورت های پژواک را پذیرفته و  مواضع شان را در باره ی یک سلسله مسایل مهم تغییر داده اند.  یک مورد مهم از این موارد، همانا مشورت پژواک در باره ی لزوم پذیرش و پیوستن افغانستان به اعلامیه ی جهانی حقوق بشر است. پژواک در این مورد  با سردار محمد داوود خان صحبت نموده و مضار رای منفی و نتایج مطلوب رای مثبت به این اعلامیه  را به صدراعظم وقت توضیح داده بودند. نتیجه همان که صدراعظم این مشورت را پذیرفته و به نماینده ی افغانستان در ملل متحد هدایت لازمه را صادر کرده بودند. گفتنی است که در آن وقت پژواک در سازمان بین المللی کار (آی او ال) ایفای وظیفه مینمودند  واز جانب سازمان مذکور به حیث عضو هیات آن موسسه در کمیته اجتماعی، سیاسی و فرهنگی اسامبله عمومی که در آن سال اعلامیه ی حقوق بشر  در آن مورد بحث بود، نماینده گی می کردند.  تذکر این موضوع از آن جهت لازم است که یکی از هموطنان  این جریان را در خاطرات خود چنان نقل قول کرده که گویا مشورت پژواک این بوده تا  افغانستان گویا به نماینده ی عربستان سعودی باید رای مثبت بدهد. حال آن که پژواک به  صدراعظم وقت گفته بود که رای منفی افغانستان به اعلامیه ی جهانی حقوق بشر ، کشور ما را در کنار عربستان سعودی- یگانه کشوری که رای اش در مورد اعلامیه  منفی  بود- قرار داده و از جهان منزوی خواهد ساخت.  در مورد داعیه پشتونستان نیز طوری که مرحوم پژواک خود نوشته اند، ایشان نظر خاص خود را داشته اند که آن را به گونه ی کوتاه در خاطرات خود آورده اند. این نشان میدهد که پژواک شخصیت دارای تفکر مستقل بود ، نه یک تکنوکرات مجری اوامر.  مقامات عالی دولتی وقت نیز وی را با همین صفت میشناختند و به وی احترام داشتند.

همچنان طوری که میدانیم به اثر کوشش های عبدالرحمان پژواک بود که تعين سرنوشت  از رديف يک اصل سياسي  فراتر رفت و حیث یک اصل پذیرفته شده ی حقوق بين‌المللي  را کسب کرد.

به این ترتیب نظر استاد پژواک در مورد داعیه ی پشتونستان را باید مرتبط به باور خدشه ناپزیر ایشان به حقوق و آزادی های بشری، حق تعین سرنوشت و وفاداری به منافع و مصالح علیای افغانستان مورد مطالعه قرار داد.

از استاد پژواک در مورد داعیه ی پشتونستان دو اثر - مساله پشتونستان و  پشتونستان و روز پشتونستان -  به شکل رساله به زبان انگلیسی منتشر شده است، که علاقه مندان میتوانند با مطالعه ی آن ها ، با نظر و موقف وی،  در مورد این مساله به صورت مفصل آشنا شوند.

"خلاصه فصلی از سرگذشت یک افغان مهاجر" به قلم مرحوم استاد  عبدالرحمن پژواک ، زمانی نگاشته شده است که ایشان دیگر در مقام و منصب رسمی قرار نه داشتند و در ایالات متحده ی امریکا در منزل فرهاد پژواک اقامت داشتند.  به همین دلیل نه باید انتظار داشت که در این نوشته نیز ایشان با زبان دیپلوماتیک سخن میگفتند. همچنان باید گفت که در زمان نگارش اثر مورد نظر(1989 -1991)  و تا زمان وفات (8 جون 1995 )، حافظه ی استاد پژواک به رغم بیماری جسمی رو به شدت ، تضعیف نه شده بود.

و اما این را هم باید گفت که مرحوم استاد پژواک فرصت نه یافتند تا متن دستنویس خاطرات خود را دوباره مرور نموده و  به ویرایش (ادیت) آن بپردازند. موصوف انجام این کار و انتشار اثر را بر عهده ی  دکتور فرهاد پژواک(2)  نهادند. تا جایی که من میدانم هنوز تایپ این اثر استاد پژواک تکمیل نه شده و به مرحله ی ویرایش نه رسیده است. قرار است این اثر پس از تایپ و ویرایش به حیث کتاب چاپ و در اختیار هموطنان قرار داده شود.

این که در حالت کنونی اگر استاد پژواک زنده میبودند، در مورد مساله ی مطروحه چی نظر و موقفی میداشتند، پرسشی است که هیچکس با قاطعیت کامل در مورد آن سخن گفته نه میتواند. و اما شواهد و مدارکی که دال بر تغییری در موقف ایشان در مورد قضیه مطروحه در سالیان اخیر عمر باشد در دست نیست. و اما  این هم روشن است که استاد پژواک داراي نصب العين معين بود و با وجود فراز و نشيب هايی که روزگار بر افغان ها و افغانستان تحميل کرد ، اين نصب العين او نه تنها بر جا ماند بل تا آخرين رمق و توان براي تحقق آن رزميد". 

به هر رو ، این یادداشت کوتاه را به حیث یک توضیح نوشتم و تا جایی که به اصل قضیه و مساله ی خط دیورند برمیگردد ، من نظر شخص خودم را در مطلبی تحت عنوان چند نکته در مورد دیورند   قبلن در آسمایی منتشر ساخته ام ، که علاقه مندان از آن مطلع اند.

***

1- این نوشته نظر شخص خودم است و نه به نماینده گی از جانب اشخاص حقیقی و یا حقوقی دیگر و از جمله کسانی که با آنان نسبت دارم.

2-  دکتور فرهاد پژواک نواسه ی ارشد استاد عبدالرحمان پژواک است. موصوف همچنان ریاست بنیاد پژواک را بر عهده دارد.

***

لینک های مرتبطه به این نوشتار:

- بخشی از یادداشت های استاد عبدالرحمان پژواک در باره ی داعیه ی پشتونستان

- دکتور محمد اکبریوسفی ... پشتونستان جزء لاینفک خاک افغانستان است...

- صفحه ی ویژه ی استاد عبدالرحمان پژواک در آسمایی

***

- حمید عبیدی: چند نکته در مورد دیورند

- حمید عبیدی: افغانستان و خطر صوبه ششم شدن

- بحث روی مسایل مطروحه در مناسبات افغانستان و پاکستان