08.07.1358 مطابق به 30.09.2006
 

حميد عبيدی

همبسته گی ملی سد مطمین در برابر سیاست ناپاک پاکستان

 

پس از 11 سپتامبر گفته می شد که گویا  با پايان حمايت پاکستان از رژیم  طالبان ،  سیاست آن کشور در قبال افغانستان تغییر کرده است. ولی دیری نگذشت که  باز موجبات شک و ترديد پدید آمدند و به تدریج روشن شد که سیاست ضد افغانی در دولت پاکستان عمیق تر از آن است که  تکان جهانی 11 سپتامبر  هم آن را ریشه کن کرده باشد. و حالا  دیگر با یقین می توان گفت که دور نو   جنگ اعلام ناشده ء  بر ضد افغانستان  همانند دوره های قبلی آن با افزودن قطره ،  قطره بر میزان سوخت کورهء جنگ   و بلند بردن غیر محسوس میزان حرارت آن  به جریان افتاده است. اکنون می توان گفت که در طول پنج سال گذشته سازماندهنده گان این  جنگ اعلام ناشده ،  پیوسته منتظر فرصت بودند و با  تشدید روزافزون دشواری های  امریکا در بحران عراق،  بار دیگر  این کارزار ضد افغانی را با تمام قوا به جریان  انداختند.

هم منابع نظامی  اییتلاف بین المللی در افغانستان و هم تحلیلگران و کارشناسان امور امنیتی بر این نقطه توافق نظر دارند که جنگ از قلمرو پاکستان به افغانستان صادر می شود.  در این رابطه می توان از اظهارات یک مقام بلند پایهء نظامی امریکایی و نیز یکی از کارشناس زبدهء امور افغانستان و منطقه  در جریان ارزیابی  وضع امنیتی افغانستان  در کميتۀ روابط خارجي مجلس سنای امريکا؛ از گزارش سری  اطلاعاتی منابع بریتانوی  که همین روز ها به مطبوعات درز کرد ؛ و از ارتباط توافقنامه وزيرستان با تشدید  ناآرامی های افغانستان  که یک جنگسالار پاکستانی از همان اول آن را توافق در مورد دست کشیدن از جنگ با قوای پاکستانی در برابر آزادی عمل برای پیشبرد جنگ در افغانستان ارزیابی کرده بود، به حیث تازه ترین مثال ها یاد آوری نمود.

با تبارز دوبارهء پاکستان به حیث تختهء خیز القاعده و طالبان در پیشبرد جنگ علیهء افغانستان  که همه روزه  نظامیان ناتو هم در آن قربانی می شوند، پاکستان ، از سوی جامعهء بین المللی تحت فشار روز افزون قرار گرفته است . و امّا جنرال مشرف به رغم تعهداتی که به حیث شریک اییتلاف مبارزه با تروریزم بر عهده گرفته  ، نتوانسته و یا نخواسته است آن چی را که باید انجام بدهد ، تحقق بخشد. جنرال مشرف هنوز هم بر سر دوراهی وقت گذرانی می کند :  وی اگر  تعهداتی را که پاکستان  رسماً و علناً برای مبارزه با تروریزم بر عهده گرفته است عملی سازد نه تنها باید  بر اهداف دکتورین سیاست خارجی پاکستان تجدید نظر کند ، بل باید خود این دکتورین را نيز مورد تجدید نظر قرار دهد ؛ و امّا ، چنین تجدید نظری در بعد خارجی به تضعیف نقش بلندپروازنهء  پاکستان در منطقه خواهد انجامید و در بعد داخلی نه تنها به معنای قرار گرفتن در برابر  حلقات قدرتمند در داخل دستگاه قوای مسلح و دولت ، بل به معنای اعلام نبرد با بنیادگرایی اسلامی در  پاکستان نیز خواهد بود .

با وجود آن که حکومت بوش هم از نظر داخلی  هم از نظر بین المللی در رابطه به قضیهء عراق سخت تحت فشار قرار دارد ، ولی مشرف خواهی نخواهی این را می داند که امریکا هنوز هم یگانه ابر قدرت جهان است و بنأً  خود را در این ذینفع نمی داند  که کار را تا  رویارویی مستقیم با امریکا  و متحدین غربی آن بکشاند همین است که او تلاش دارد تا همهء تقصیرات را بر دوش افغانستان بیندازد و قربانی  را مقصر جلوه دهد. از سوی دیگر می توان گفت که سیاست امریکا در افغانستان هم بی همراهی و همنوایی پاکستان نمی تواند به هدف برسد ؛ بنأً امریکا تا زمانی که بدیلی پذیرفتنی تری در برابر مشرف تولد نیابد، کوشش را بر آن متمرکز خواهد ساخت تا به هر طریق ممکنه مشرف را به اجرای تعهداتش در امر مبارزه با تروریزم وادار سازد و امّا ، کارشناسان غربی بر این باور اند که حکومت آقای بوش در این راستا باید  از امکاناتی که در اختیار دارد برای تشدید مؤثر فشار بر پاکستان استفاده کند . اگر چنین نشود ،  گمان نمی رود که دولت افغانستان  کم از کم در تحت شرایط موجود   بتواند  در آیندهء نزدیک زمینه ها و عوامل  نفوذ دوبارهء طالبان در مناطق معینی از افغانستان را برچیند و آن ها را  چنان به کنج تجرید براند که حاضر شوند پیشنهاد گذاشتن سلاح  و پشت کردن به خشونت  در برابر حق مبارزهء سیاسی مسالمت آمیز در چهارچوب اصول قانون اساسی را بپذیرند. به این ترتیب ظاهراً چنان به نظر می رسد که در  آرایش موجود  تختهء شطرنج سیاسی و نظامی  نباید  انتظار حرکات سریع ، قاطع و فیصله کن در چشم انداز نزدیک را داشت ؛ مگر این که یا قواعد بازی تغيير کند و یا این که امکانات نوی  در پشت صحنه در حال تولد باشند.

بنأً با توجه به آرایش موجود  تختهء شطرنج گمان نمی رود که ملاقات های دو جانبه و سه جانبه میان رهبران افغانستان،  امریکا و پاکستان که در روزهای گذشته در قصر سفید صورت پذیرفتند ، چنان که هوای و فضای پیش و پس از ملاقات ها هم نشان داد، بتوانند منجر به  تغییر چرخشی سریع در اوضاع گردند.  تدابیری از قبیل برگزاری جرگه های سران قبایل ، شخصيت های صاحب رسوخ ، روشنفکران و کارشناسان در دو سوی خط دیورند به منظور ارتقای نقش سران قبایل و نهادهای مدنی در مبارزه بر علیهء افراطگرایی و تروریزم ، داشتن ستراتیژی مشترک در مبارزه علیهء ترویزم و همکاری های بیشتر استخبارتی که  سران سه کشور  در کاخ سفید روی آن توافق کرده اند ، تنها و تنها در صورتی می توانند به نتایج مثبتی بینجامند که پاکستان خود را ناگزیر بیابد تا تعهداتش را صادقانه به سر رساند و موانعی را که در این زمینه موجود اند ، برچیند.

همچنان افغانستان ،  امریکا و نیز سایر کشورهای غربی باید از اشتباهاتی که در پنج سال گذشته مرتکب شده اند درس بگیرند و برای جبران آن برنامه های  مؤثر ، منسجم و همه جانبه را  هر چی زودتر طرح و به منصهء اجرا بگذارند . تنها  با کسب توفیق در این مسیر است که نه تنها گلیم گسترش جنگ جمع خواهد شد  و خنجرهای مداخلات مخرب خواهند شکست ، بل با پیشرفت در تحقق امر صلح ، ثبات ، امنیت و بازسازی افغانستان ، این قربانی خونین خشونت ، افراط گرایی و تروریزم ،  به مدل موفق مبارزه با تروریزم بین المللی  مبدل خواهد شد .

اگر ما بخواهیم تا جامعهء بین المللی  به توقعات برحق افغانی  پاسخ مثبت بگوید ، لازم است تا ما نیز سهم افغانی خویش را برای برآورده شدن این توقعات ادا کرده بتوانیم و برای کسب چنین توانایی ، تمام نیروها و امکانات سازنده در افغانستان باید بسیج گردند. افغان ها برای دفع خطرات موجود و برای تحقق امر صلح ، ثبات و بازسازی موءثر کشور شان  و حل مسایلی که در این رابطه موجود اند ، باید در یک صف واحد قرار بگیرند ؛ مبارزهء در این راه وجیبهء ملی همه نیروها و گروه ها و هر افغان آگاه است. هیچ اختلافی نباید مانع از همکاری در راه تحقق این وجیبهء ملی گردد.  باید روشن ساخت که هرگونه سنگ اندازی در این راه در عمل به سود ستراتيژی های ضد افغانی تمام خواهد شد.این که چنین وحدت افغانی ضرورت حیاتی وضع کنونی است نمی توان شک کرد ؛ و  این چیزی نیست که ما از دیگران توقع داشته باشیم تا آن را برای مان به ارمغان بیاورند.

اگر گفته های جنرال مشرف را تحلیل و ارزیابی کنیم در می یابیم که وی سخت در تلاش است  تا از یک سو به اختلافات قومی میان افغان ها  دامن بزند و از سوی دیگر  نفوذ پاکستان بر سیاست غرب در قبال افغانستان را احیا نماید. این خود نشان می دهد که سیاست ناپاک پاکستان در قبال افغانستان تغییر نکرده است. پس باید از اشتباهات گذشته خویش بیاموزیم و با تقویت همبسته گی  و وحدت ملی بر مبنای ارجعیت منفعت همه گانی افغانی بر هر گونه منفعت گروهی کوچکتر و گسترش چشم انداز ملی حل مسایل در برابر چشم اندازهای فرقه گرایانه که فاجعه بار بودن شان در تجربه ثابت شده است ، در برابر این سیاست های ناپاک سد مطمین و عبور ناپذیر ایجاد کرد.