10 اسد 1385مطابق اول اگست 2006  


حميد عبيدي


انسان، انسانیت و انساندوستی را قربانی نکنیم- نکاتي در مورد  جنگ لبنان

 

در جنگ جاري در لبنان شمار کشته شده گان و زخمي ها از ميان اهالي ملکي - هم لبناني و هم اسراييلي - بيشتر از تلفات نظاميان در گير در جنگ است. گويي هر دو طرف جنگي را عليه اهالي ملکي به پيش مي برند و در اين ميان نظاميان طرف مقابل تصادفاً کشته مي شوند. و گويي جهان نظاره گر اين کشتار بود بي آن که براي جلوگيري از اين جنايات کاري بکند. پس از فاجعهء قانا بالاخره اسراييل به آتشبس همه جانبه براي 24 ساعت و توقف مؤقت در حملات هوايي براي 48 ساعته مؤافقه نمود. اين آتشبس گويا به اهالي ملکي فرصت خواهد داد تا جنوب لبنان را ترک بگويند. و امّا ، گمان نمي رود که  حزب الله اين آتشبس را بپذيرد. پس باقي مي ماند وقفهء کوتاه مدت در حملات هوايي اسراييل که آن هم گويا چند بار شکسته شد.
 و اما پرسش اين است که پس از اين وقفهء کوتاه چي واقع خواهد شد؟
گمان نمي رود که پس از تکميل معياد اين آتشبس مؤقت مذاکرات صلح آغاز گردد. و نمي توان تصور کرد که پس از آتشبس غير نظاميان ديگر کشته نخواهند شد. بلي ، پس از آتشبس اسراييل به احتمال بسيار عمليات نظامي را از سر خواهد گرفت و اگر در نتيجهء آن اهالي ملکي در لبنان کشته شوند ، حکومت و قواي مسلح اسراييل خواهند گفت آنان اهالي ملکي نيستند و اگر هم هستند خود مقصر اند که منطقه را ترک نگفته اند .
گويا هدف اسراييل از حمله بر جنوب لبنان آن است تا  حزب الله لبنان را به حيث يک نيروي نظامي چنان تضعيف کند که ديگر نتواند اقدام مؤثري را در برابر اسراييل انجام دهد. برخي تحليل گران بر اين باور اند که اسراييل  حزب الله لبنان را سرنيزهء جمهوري اسلامي ايران در منطقه مي داند . در اين تحليل ها همچنان تأکيد مي شود که در صورت درگيري ميان اسراييل و ايران و يا امريکا و ايران ، حزب الله لبنان مي توانست با استفاده از راکت هاي زلزال ( راکت هاي ايراني داراي سوخت جامد و برد 200 کيلومتر) تأسيسات ستراتيژيک اسراييل را هدف قرار دهد. به اين ترتيب بعيد از احتمال نيست که پس از جنگ لبنان ، جنگ ديگري در پيش باشد.
و امّا ، اسراييل با وجود برنده شدن در همه جنگ هايي که تا کنون با کشورهاي عربي داشته است ، آيا به امنيت بيشتري دست يافته است؟
نه ، به ويژه با توجه به جنگ جاري در لبنان ، پاسخ به پرسش بالا نمي تواند مثبت باشد. ادامهء بحران شرق ميانه يکي از زمينه ها و عوامل عمدهء بروز و تقويت نيروهاي بنيادگرا و افراطي در کشورهاي عربي و نيز ساير کشورهاي اسلامي به شمار مي رود. به گونهء مثال مي توان از تقويت نيروهاي راديکال در برابر جنبش الفتح در فلسطين يادآوري نمود و نيز از همين  حزب الله  در لبنان که اسراييل اکنون در صدد ضربه زدن بر آن است.
اين روشن است که بحران شرق ميانه بدون پايان سياست تجاوز و اشغالگري اسراييل و خروج آن کشور از تمام سرزمين هاي اشغالي، اعادهء و تحقق کامل حقوق قانوني مردم فلسطين به شمول حق تشکيل کشور مستقل فلسطين در مرزهاي تعيين شده در قطعنامه هاي شوراي امنيت سازمان ملل، تثبيت موقف بيت المقدس مطابق به قطعنامه هاي شوراي امنيت و در عين زمان به رسميت شناختن حق موجوديت کشور اسراييل توسط کشورهاي همجوار آن و کشورهاي ديگر منطقه ، نمي تواند حل شود.
حال تقصير اسراييل هر قدر هم که بزرگ باشد ، در مورد شعله ور شدن جنگ جاري ، نمي توان مسؤوليت  حزب الله  را هم که به اختطاف دو سرباز اسراييلي دست زد ، ناديده گرفت. بسياري تحليل گران بر اين باور اند که گرچه  حزب الله  در ابتدا شرط آزادي تمام اسراي عرب از زندان هاي اسراييلي در برابر رهايي دو سرباز اختطاف شده را مطرح کرد، و امّا ، در اين ميان اهداف کاملاً ديگري در ميان بوده اند که با منافع لبنان و کشورهاي ديگر عربي ربطي ندارند. برخي تحليل گران حتّا بر اين باور اند که حزب الله به اشاره و حتّا هدايت حامي اصلي اش عمل مي کند. و امّا ، نه اين تحليل گران و نه هم مرجع ديگري در اين مورد سند و مدرک روشني ارايه نکرده است.
از سوي ديگر به باور برخي تحليل گران اسراييل از مسألهء گروگانگيري دو سربازش براي تحقق اهداف راهبردي خودش بهره برداري نمود. اين تحليل گران باور دارند که به عقيدهء اسراييل حذف  حزب الله لبنان- کم از کم حذف به حيث يک نيروي نظامي - مقدمه يي خواهد بود براي نرم ساختن حماس و دمساز کردن آن با روند صلح ميان اسراييل و فلسطين. و پيشرفت در حل قضيهء فلسطين زمينهء آن را فراهم خواهد ساخت تا نه تنها فضاي مناسبات ميان اسراييل و کشورهاي عربي بهبود يابد، بل زمينهء تضعيف نيروهاي افراطي و بنيادگرا را فراهم سازد. و همهء اين تحولات فشار بر ايران و سوريه را جهت دمسازي با نظم نوين در خاورميانهء بزرگ افرايش خواهد داد. و در نهايت اگر تهران از بلندپروازي هسته يي دست برندارد ، نابود کردن تأسياست هسته يي آن از طريق يک عمليات نظامي هدفمند ، بدون بروز واکنش هاي مخرب در خارج از مرزهاي ايران، ميسر شده خواهد توانست.
گرچه چي گونه گي روابط  حزب الله با مراکز قدرت و تصميم گيري در جمهوري اسلامي ايران در هالهء هزار لايهء پنهانکاري پوشيده نگهداشته شده و به همين نسبت هم پيرامون آن رنگين کماني از حدس و گمان ها پديد آمده است ولي در اين جاي هيچ گونه شک و ترديدي وجود ندارد که حزب الله لبنان از حمايت همه جانبهء جمهوري اسلامي ايران و نيز پشتيباني سوريه برخوردار است . شيخ نصرالله رهبر حزب الله خود بار ها در اين مورد به روشني سخن گفته است . تهران و دمشق هم اين را پنهان نکرده اند. به همين دليل اسراييل حزب الله را سرنيزهء حضور کشوري در مرزهاي خود مي داند که رييس جمهور آن از محو اسراييل از نقشهء جهان سخن گفته است. کم از کم تشکيلات نظامي حزب الله از نظر دولت لبنان هم غيرقانوني و مانعي در برابر تأمين حاکميت ملي و تماميت ارضي آن کشور به شمار مي رود. به همين علت چنان به نظر مي رسد که دولت لبنان نيز از طرح صلحي استقبال خواهد کرد که منجر به خلع سلاح  حزب الله شود. و امّا ، اردوي لبنان به هيچ وجه قادر به خلع سلاح  حزب الله نيست. اکنون مشاوراتي در مورد استقرار نيروهاي بين المللي در جنوب لبنان در جريان است. طبعاً نه  حزب الله داوطلبانه حاضر خواهد شد تا به خلع سلاح تن در دهد و نه هم حاميان عمدهء خارجي آن حاضر اند تا  حزب الله را در اين مورد تحت فشار قرار دهند. اين در حالي است که سوريه تمايل چنداني ندارد تا پايش در آتش جنگ کشانيده شود و جمهوري اسلامي ايران نيز نمي خواهد حد اقل در مرحلهء کنوني مستقيماً با اسراييل درگير گردد. پس مي توان نتيجه گيري کرد که طرح خلع سلاح  حزب الله تنها در صورتي عملي شده خواهد توانست که از نظر نظامي سخت تضعيف گردد. اسراييل مي خواهد در کوتاه مدت به اين هدف دست يابد ، زيرا هم به درازا کشيده شدن جنگ و هم اشغال دايمي جنوب لبنان براي آن هزينه هاي سنگيني را در پي خواهد داشت. برخلاف  حزب الله مي داند که گرچه به هيچ وجه چانس پيروزي نظامي در برابر اسراييل را ندارد ، ولي اگر بتواند با جنگ و گريز ماجرا را به درازا بکشد ، در آن صورت فشار داخلي و خارجي اسراييل را ناگزير خواهد ساخت تا از خود نرمش نشان بدهد.
به هر رو ، با قاطعيت مي توان گفت که واکنش اسراييل در برابر اختطاف دو سرباز آن کشور توسط  حزب الله  ، بسيار غيرمتناسب است و کشتار غير نظاميان و تخريب تأسيسات زير بنايي لبنان توسط اسراييل در مغايرت با قوانين و مقررات بين المللي قرار دارد. براي موجوديت  حزب الله  به حيث يک نيروي نظامي و يک دولت در درون دولت وشيوهء عملکرد آن نيز نمي توان مجوز قانوني سراغ کرد. به علاوه حملات راکتي  حزب الله  بر مناطق مسکوني اسراييل نيز مغاير با قوانين و مقررات بين المللي است.
با توجه به مراتب بالا است که مخالفت با تجاوز گري ، اشغالگري و زورگويي اسراييل ، پشتيباني از حقوق حقهء مردم مظلوم فلسطين ، تقبيح کشتار غيرنظاميان و تخريب تأسيسات ملکي طي عمليات نظامي اسراييل در لبنان و همدردي با قربانيان اين جنايات ، طوري بايد صورت بپذيرد که از آن نيروهاي افراطي و بنيادگرا که خود بلاي جان ملل و کشورهاي خودشان نيز هستند ، سؤاستفاده کرده نتوانند. به ويژه ما افغان ها که مزهء قدرت و حاکميت چنين نيروها را تا مغز استخوان مان چشيده ايم و هنوز هم از پيامدها و بقاياي آن ها فارغ نشده ايم، بايد اين نکته را فراموش نکنيم.
به باور ما ، هرگونه بنيادگرايي ، افراطگرايي ، زورگويي ، تجاوز و پامال کردن ارزش ها و موازين شناخته شدهء جهانشمول و به ويژه قوانين و مقررات مکتوب بين المللي ، و تجاوز به حقوق فردي و جمعي انسان ها ، ملل و کشورها چي از سوي دولت ها صورت بگيرد و چي هم از سوي گروه هاي غير مسؤول، خطري براي صلح و امنيت جهاني به شمار رفته و شهروندان و نيروهاي آگاه ، آزادي خواه و عدالت طلب جهان ما بايد در برابر آن قرار بگيرند. . از اين نظر ميان مسلمان ، هندو ، عيسوي ، يهودي و پيروان اديان ، مذاهب و باورهاي ديگر ، نبايد تفريق گذاشت. به باور ما اين کاملاً نادرست است اگر مسؤوليت دولت اسراييل را بر عهدهء يهوديان قرار داد و يهود ستيزي کرد و يا به خاطر افراطي بودن و بنياد گرا بودن  حزب الله لبنان و يا حماس در فلسطين، در برابر درد و رنج و قرباني شدن مردم لبنان و فلسطين و به ويژه کودکان و زنان بي گناه ، بي تفاوت ماند و يا هم به نام  همبسته گي اسلامی قرباني شدن مردمان ملکي و به ويژه کودکان و زنان اسراييلي را مجاز و مباح شناخت و با  فتواي نابودي اسراييل و همراهي با طالبان و القاعدهء داراي نام ديگري همدم گرديد .
***