سرمقاله شماره 29 آسمایی - جولای 2004

حمید عبیدی

گام نخست به سوی آینده

در رابطه به انتخابات رياست جمهوری در افغانستان داوری های گوناگونی بیان شده است . کسانی این انتخابات را نشانه ی پیروزی دموکراسی در افغانستان خوانده و مخالفین آن را نمایش برای فریب مردم افغانستان و ذهنیت عامه ی جهانی قلمداد کرده اند . ولی گروه سوم این انتخابات را - به رغم همه کاستی ها و نارسایی ها - آغاز نیک وامید بخش برای رفتن افغانستان به سوی یک آینده ی بهتر ارزیابی نموده اند. در کشوری که دو نیم دهه در چنگال رژیم ها و گروه های ایدیولوژیک و انحصار طلب بود ، رقابت مسالمت آمیز کاندیدان دارای خاستگاه ها ، اندیشه ها ، برنامه ها و پیشینه های گوناگون و نهایتاً رجوع به آرای مردم - از طریق انتخابات آزاد ، همه گانی و سری - و تن دادن به نتایج آن ، یک دگرگونی چرخشی مثبت به شمار می رود.

گرچه این دگرگونی ، بدون حضور فعال و تعیین کننده ی عامل بین المللی ، غیر قابل تصور بود ؛ ولی با این همه باید قبول کرد که با انتخابات ریاست جمهوری ، در کشور ما برای نخستین بار برای مردم این امکان داده شد تا اراده ی خویش را - با همه کاستی ها - بی واسطه تبارز دهند. در عین زمان آن چه که به انتخابات مشروعیت ملی و بین المللی بخشید ، همانا اشتراک گسترده ی مردم در انتخابات بود. اگر شرایط نامساعد امنیتی ، تهدید مخالفین و نیز خرابی راه ها و نبود وسایل ترانسپورتی را در اطراف و اکناف و دهات کشور مد نظر بگیریم ، آن گاه در می یابیم که مردم با پذیرش چی ریسک ها و دشواری هایی در انتخابات اشتراک ورزیده اند. این آگاهی ، آماده گی و اراده ی مردم ، بیش از همه مایه ی امیدواری است.

بازنده ی اصلی این انتخابات طالبان بودند که مردم به فراخوان و تهدیدهای خونبار آنان برای تحریم انتخابات وقعی نه نهادند. این انتخابات گرچه بیشتر بر محور شخصیت ها می چرخید تا بر محور برنامه ها ، ولی نتایج انتخابات نشان داد که اکثریت مردم به کسانی که به نحوی از انحا با تجربه های تلخ رژیم های ایدلوژیک ناکام گذشته ارتباط داشتند رأی ندادند.

مردم در هیچ انتخاباتی شانس آن را ندارند تا به شخصیت ها و برنامه های دلخواه خود شان رأی بدهند ، بل آن ها چانس این را دارند تا از میان برنامه ها ، نیروها و شخصیت هایی که به میدان انتخابات می آیند ، یکی را انتخاب بکنند . متأسفانه چیزی که در انتخابات ریاست جمهوری غایب بود ، نیرو های سیاسی هوادار دموکراسی بود- احزاب و سازمان هایی که در سطح ملی به حیث نیروی سیاسی توانا بتوانند نیروی مردم را در سمت بازسازی معاصر افغانستان و غلبه بر دشواری های موجود در این راه متشکل سازند. گمان نمی رود که در انتخابات پارلمانی نیز گروه ها و محافل پراگنده یی که خود شان را هوادار دموکراسی می خوانند ، نقش چندانی ایفا کرده بتوانند- مگر این که معجزه یی به وقوع بپیوندد و رهبران این گروه ها و محافل بر بلندپروازی ها و خود محور بینی های خود شان غلبه کنند و کوشش های ممکنه و مؤثر را برای گفت و شنود ، همکاری و نهایتاً اییتلاف و اتحاد نیروهای همفکر و همسو به راه اندازند. فقدان احزاب سیاسی دموکرات و دارای اعتبار سراسری ملی، سبب گردید تا گروه های دارای تمایلات خاص قومی ، سمتی ، زبانی و مذهبی ، از این خلأ بهره برداری کنند.

به هر رو ، با انتخابات ریاست جمهوری ، روند ایجاد نظام دولتی پیشبینی شده در قانون اساسی آغاز گردید. مسأله ی اساسی و مبرم در مرحله ی کنونی برداشتن گام های بعدی برای تکمیل این روند است ؛ زیرا با فروپاشی بنیادهای دولت ، افغانستان از مرحله ی سیاسی که پیش شرط اساسی آن - به تعبیر از ماکس وبر - همانا انحصار مشروع اعمال فزیکی قدرت است ، به مرحله ی ماقبل سیاسی و انارشی اجتماعی پرتاب گردیده بود. تصویب قانون اساسی و انتخابات ریاست جمهوری ، در واقع گام های عمده برای بازگشت به مرحله ی سیاسی به شمار می روند .

در کشور جنگ زده یی مانند افغانستان ، انحصار قدرت و اعمال مشروع قدرت سیاسی برای پایان بخشیدن به جنگ داخلی و براندازی اقتصاد جنگی و مافیایی ، نخستین پیش شرط عادی ساختن اوضاع و استقرار صلح و امنیت می باشد. بدون اعمال فزیکی مشروع قدرت و بدون انحصار قدرت ، افغانستان نمی تواند در منطقه و در سطح جهانی ادامه ی حیات دهد و بر پای خویش بیستد.

آیا رییس جمهور منتخب و کابینه یی که او تشکیل داده است خواهند توانست با طرح و پیاده کردن برنامه های سازنده و کارآ ، مسایل اساسی ، حاد و مبرمی را که در برابر آنان قرار دارند، به صورت ریشه یی و درست حل و فصل کنند؟

رییس جمهور منتخب و همکاران او از دو امتیاز عمده برخوردار اند: نخست حضور فعال جامعه ی بین المللی در افغانستان و کمک و پشتیبانی همه جانبه ی آن از روند بازسازی افغانستان و دوم خواست مردم و آماده گی آنان برای مشارکت فعال در این روند . تا حد زیادی تحت فشار همین دو عامل است که برخی از رقبای عمده ی آقای کرزی نیز طی اظهارات اخیر شان گفته اند که در راه اقدامات و اجرأات سازنده ی حکومت مانع تراشی نخواهند کرد. پس اگر آقای کرزی و کابینه ی او به وعده های خود پابند و به سوگندی که ادأ کرده اند وفا دار بمانند ، چانس خوبی برای مؤفقیت دارند. در این میان بسیار مهم است که حکومت و اپوزسیون هر دو قواعد بازی سیاسی مسالمت آمیز را در چهارچوب قانون عملاً رعایت کنند و نیزسیاست ها و عملکردهای های حکومت بر اساس منافع و مصالح علیای ملی و فارغ از هر گونه گرایش قومی ، قبیله یی ، سمتی ، زبانی و مذهبی باشد.

به هر رو ، مسؤلانه خواهد بود تا به حکومت نو کم از کم چند ماهی موقع داد و آن گاه در باره ی آن داوری نمود.

البته شکی وجود ندارد که مخالفین مسلح دولت و متحدین خارجی شان ، جنگ سالاران محلی ، فرقه گرایان و شبکه ی قاچاق مواد مخدره تا جایی که در توان دارند کوشیده اند و باز هم خواهند کوشید تا در برابر روند تشکیل دولت و رشد توانایی های آن سنگ اندازی کنند؛ برخی کشورها و نیروهای خارجیی نیز موجود اند که از مسیر انکشاف اوضاع در افغانستان راضی نیستند و برخی از آن ها علناً نیز در این مورد اظهارات تحریک آمیزی کرده اند ؛ ولی غلبه بر این دشواری ها با اتکا به پشتیبانی مردم افغانستان و برخورداری از کمک جامعه ی بین المللی ، امر کاملاً ممکن است. آن چه که باقی میماند این است که حکومت اراده ، درایت ، ابتکار و کفایت لازم برای اجرای وظایفی را که در برابر آن قرار دارد از خود متبارز سازد.

در این میان نقشی را که عناصر وگروه های تجدد طلب و هوادار دموکراسی - به خصوص در حالتی که مردم به صورت گسترده از خود آماده گی مشارکت در زنده گی سیاسی را متبارز ساخته اند - می توانند ایفأ بکنند ، نباید فراموش نمود. دموکراسی و تجدد طلبی بدون موجودیت نیروهای سیاسی متشکل ، توانا و دارای نفوذ و اعتبار سراسری ملی معتقد به دموکراسی و تجدد نمی تواند تولد یابد و رشد کند. انتخابات نشان داد که مردم به گونه ی گسترده حاضر به مشارکت در زنده گی سیاسی هستند. پس علت ضعف نیروهای دموکرات و تجدد طلب را بایدعمدتاً در وجود خود هواداران داعیه ی دموکراسی و تجدد طلبی جستجو نمود. حال باید دید که آیا ما از پس پرده ی پیشداوری ها د رمورد آگاهی و اراده ی مردم ، توانسته ایم پیام انتخابات را بشنویم یاخیر؟