تاریخ نشر: ۱۱ مارچ سال ۲۰۲۶*

ناهید علومی

ژورنالیست آزاد و فعال اجتماعی

شیشک رمانی که هم هنر است وهم ادبيات

پرداختی به رمان شیشک - از نام تا درونمایهٔ

 

ناهید علومیبا تشکر از عبيدی صاحب گرامی که با لطف بيکران اين مسئوليت خطير را به شانه های کم توان من انداختند، به اجازه حاضرين محفل، رونمايی کتاب "شيِشَک"، نامی ،که تا قبل از خواندن، بخصوص روی جلد آن که نقاشی يک زن،   وبالای آن نوشتۀ شِشَک ، درشت جلوه نمايی نموده، مرا شوکه ساخت و باعث شد تا حتی الامکان بيشترين کتاب را بخوانم و مرور نقادانه نمايم!

 از آن جايی که رومان نويسی ترکيبی از هنر، ادبيات، روايت گری و رعايت تکنيک های داستانی ميباشد. و چنين  الزامات، باور پذيرش داستان و رومان را ضمانت میکند. خوشبختانه در رومان شِشِک حتی الامکان مدنظر گرفته شده است .

قدر مسلم آنست که در رومان نويسی سوژه يابی، واحاطۀ فکری مهم و اساسی به نظر ميايدږ

در نگاه اول عنوانی که با درايت بر اين رومان انتخاب شده، درجامعه و کشوری چون افغانستان که زن از برکت نظام های مرد سالار دهه های اخير به انسان درجه دوم تنزيل يافته و روز تا روز به قهقرا کشانيده ميشود، گزينش سوژۀ دختر و زنی ،که محکوم به ناچار زيستن است يکی از پر جاذبه ترين ها ميباشد. داستان استعاره يی شِيشَک نامی که از روی نيت بد و طرز ديد بدوی و دين زده بالای زن و دختر گذاشته شده و با لحن مناسب غم و درد جانکاه زن و بخصوص دختر افغان را  ترسيم نموده است.

رومان شيشک داستان دختری که از تند باد حوادث و تجاوز ، جان به سلامت برده و در غاری پنهان شده ، در اينجاست که درد و غم و سنگينی آن در يک داستان گاهی، ريالستيک و گاهی هم فانتيزی و تخيلی توسط نويسنده خوش قريحه به نگارش در آورده شده است.

هويداست که قهرمان و ضد قهرمان در اين رومان زن آبرومند و تحصيلکرده و مرد متحجر و بدوی افغان است که با سيمای پری و ديو و فرشته و شيطان يا ابليس ظاهر شده اند.

رومان وزين شيِشَک که با قطع و صحافت زيبا، با پشتی رنگين از طريق کانون فرهنگی آسمايی زيور چاپ يافته دارای 324 صفحه،32 عنوان  و سه بخش ميباشد .

بخش اول، از تذکار باز مانده و صرف بخشهای دوم و سوم برجسته شده اندږ گرچه فهرست مطالب در رومان ها برخلاف کتاب های غير داستانی حتمی نيست، اما اگر رومان،  ساختار چند قسمتی با نام فصل يا بخش مانند رومان شيِشَک که بخش و فصلی چون « کوه به کوه نمی رسد وآدم به آدم می رسد»‌ و يا از «شاپيرال تا شلپيرال »داشته باشد، آنگاه برای خواننده‌یی که به فصل و باب کتاب بلديت داشته، بهتر است فصل ها همه در متن آورده شوند تا کنجکاوی خواننده را بر انگيزد!

فهرست مطالب به مخاطب کمک میکند تا ساختار داستان را بهتر درک و سهلتر عنوان مورد نظر را غرض مرور دوباره دريابد. رومان شيشک فهرست مطالب ندارد، اما ترتيب فهرست مطالب در رومان بيشتر به سبک نويسنده و ساختار روايت ها و قصه ها وابسته گی دارد که الزام آور نيست.

عاميانه نويسی و ادبی نويسی دو سبک متمايز اند که نظر به مخاطب و مخاطبان و هدف و اهداف انتخاب ميشود. عاميانه نويسی خودمانی تر بوده و بر صميميت، ساده گی و استفاده از گويش گفتاری تمرکز دارد؛ در حالی که ادبی نوشتن بر ساختار آرايه ها و زبان فخيم تمرکز دارد.

در رومان شيِشَک هر دو سبک در نظر گرفته شده که به زيبايی و متنوع بودن آن افزوده است.

اما در عامیانه نويسی معمول و ضرور نيست که متن عاميانه به متن ادبی تبديل شود؛ چيزی که در رومان شِشَک مانند: {واده – وعده}،{ميتانی- ميتوانی} ودههای ديگر تحقق يافته است.

 زيبايی عاميانه نويسی نياز به تعديل و تکميل ندارد، شرط عاميانه نويسی در آنست که به همان زبان عاميانه که راوی شنيده است بايد گفته شود، زيرا عاميانه نويسی در داستان ها، قصه ها، حکايات و رومان ها لطف و بيان دلاويزیی دارد که چاشنی لفظ های عوام به رومان،  رنگ و بوی مردمی داده و به گفتۀ پوهاند دوکتور جاويد در تقريظ کتاب وزين لغات عاميانۀ دری که توسط عبدالله افغانی نويس، تدوين شده آمده است: "سخن بليغ آنست که عوام بفهمد و خواص بپسندد"

 سجيۀ ديگر رومان شيِشَک شير و شکر نويسی ميباشد، پشتو شير و دری شکر است، شير و شکر نويسی يک سبک  خاص است ،که از يک طرف بيانگر تسلط نويسنده به هر دو زبان ملی ما ميباشد و از سويی ديگر در آن تعصب زبانی ديده نمیشود. زبان های دری و پشتو در متون ادبيات سرزمين کهن ما آريايی ها به مثابۀ دو- کان  سرشار زيبا از تلفظ زبانی،  و ادبی ميباشد که از ساليان متمادی چون شير و شکر با هم جوشيده اند و  بعد از تکامل شان به بالنده گی رسيده اند. اين دو زبان ملی ما از سرزمين واحد افغانستان به دليلی که از يک شاخهٔ زبانی سرچشمه گرفته اند، الفبای آن هم همان چهار حرف معرف باستان يعنی ( چ، پ،گ،ژ) ويا چپگژ را با خود دارند. مانند ژبه- زبان ؛ آشکار است که اين حروف مشترک زبان دری وپشتو را پيوند محکم داده است.

شير و شکر را در اين چند مصرع از مولود الدين"حميم " انتخاب کرده ام:  

 بی له تا نه،ښاېسته نور هسی جانان نلرم 

جز وصال تو به دل، دگر ارمان نلرم

  هغه ساعت چه وليد روی چون ماه ترا 

  نظر هيڅکله  بېا سوی خوبان نلرم

اگر از شکل به محتوی رومان گذار نماييم:

نويسنده در اين  رومان حافظۀ تاريخی را با حافظۀ تخيلی امتزاج بخشيده و سعی نموده است تا تابو ها، کليشه ها، نفرت، مخاصمت و بی عدالتی را که سد راه خوشبختی است باز شناسی کند و غرض روشنگری آينده ، بر علاوه بيان ، گوشه يی از تاريخ، تمدن، رسم و رواجها و عادات نيک و بد گذشتۀ،  روايتی از تولد دوباره و ققنوس وار دختری که از خاکستر سر بر آورده و به سوی آينده تابناک پرواز میکند روشن سازد.

به گفتۀ نويسنده: رومان شيشَک"حکايت نبردی است که از درون آغاز ميشود، نبردی که در آن عقلانيت و عشق با شکستن تابو ها، به نيرويی برای دگرگونی مبدل ميشود"

از نگاه من:

برای درک و فهم کامل اين رومان نياز است تا خوانندۀ کنجکاو ، به پيش زمينه های جغرافيای، تاريخی، سير تکاملی تاريخ منطقه رسم و رواجها آگاهی لازم داشته باشد. نویسنده شیوهٔ روایت این اثر را «ریالیزم اثیری» مینامد. در این شیوه «رویای‌صادقانه»  و ««اثیر» يا «فضای اثیری»، با نگاهی که هستی را به‌ مثابهٔ یک«سیستم پردازش کوانتومی» میبیند پیوند داده شده است . البته این نوع ریالیزم میکوشد تا با تمام واقعیت های هستی و از جمله بازتاب سازوکارهای عمیق و ناشناختهٔ هستی نیز سر و کار داشته باشد

بلی!

اين سبک ادبی که هنری هم گفته ميشود، در آن عناصر تخيلی، جادويی به گونه يی، باور پذير با واقعيت های روزمره زنده گی اجتماعی بازتاب میيابد. اين سبک، فاصله ميان تخيل و واقعيت را کوتاه وبه عنوان بخشی از زنده گی روزمره منعکس ميشود. آثار گابريل گارسيا، رومان‌نویس،  ناشر و فعال سیاسی کلمبیايی، مانند: «رومان صد سال تنهايی»، نيل گمينی انگليسی«رومان فانتيزی خدايان امريکايی» از نمونه های معروف اين سبک ميباشد.

در پايان اين مختصر برای نويسندۀ کوشا آقای عبيدی گرامی که سالها مدير مسئول وگرداننده مجلۀ آسمايی بودند و اکنون نيز مصروف تدوين نوشته های تحليلی درحمايت از زن و دختر افغان ميباشند توفيق مزيد آرزو مينمايم.

همکاری های فرهنگی ما از دوره کاری ام منحيث مدير مسئول مجلۀ بانو{    ناشر انديشه های زنان افغان در اروپا}  آغاز يافت.  با نشر کتاب زنان نخبه افغانستان  که تقريظ آن توسط پوهنمل داکتر زرغونه جان عبيدی خواهر آقای عبيدی نگارش يافت، گره خورد، زيرا موضع مشترک ما در دفاع از داعيه زن و دختر افغان موجب همسيويی و همکاری های  بيشتر گرديد.

به اميد گسترش چنين همکاری ها

با حرمت

ناهيد علومی

*  این سخنرانی به تاریخ  ۲۱ فبروی سال ۲۰۲۶ در محفل رونمای رمان ایراد شده است.