تاریخ نشر: ۱۱ مارچ سال ۲۰۲۶*

غزاله عفت

شیشک

آزادگی در هاله‌ای از زنانگی و معرفت

غزاله عفتدرود و سلام به تمام دوستان ارجمندی که اینجا حضور دارند. ابراز سپاسگزاری دارم از اعضای محترم تیم برگزاری این نشست زیبا که به مناسبت رونمایی اثر ارزشمند نویسنده توانمند کشور جناب عبیدی گرانقدر تدویر یافته. سپاس ویژه از اینکه به من هم فرصتی داده شده تا به عنوان یکی از خواننده های این اثر ناب و تازه از چاپ برآمده چند حرف و کلامی داشته باشم. نخست این دستاورد بزرگ را برای جناب عبیدی گرامی صمیمانه تبریک و تهنیت عرض می‌کنم و زحمات شان را در گردآوردی این کتاب زیبا بدیده قدر می‌نگرم.

مطالعه کتاب شیشک برای من دریچه های زیادی را باز کرد. به چیز های برخوردم که در مطالعه کتاب‌های دیگر از نویسنده های کشور کمتر با آنها برخورده ام.

شیشک، را با کنجکاوی شروع به خواندن کردم و با اشتیاق به آخر رساندم. در اول رومان شیشک شبیه یک داستان از فلم های بالیوود بنظرم آمد، بی عیب بودن کرکتر ها، درک و حوصله مندی کرکتر مرکزی، جریان قصه و سرگذشت های اتفاقی مثل آشنا بودن فامیل ها، خواب دیدن های که به واقعیت نزدیک اند وغیره. اما وقتی در مورد شیوه نگارش این کتاب خواندم، مطالعه داستان را با دید دیگر ادامه دادم که برایم بیشتر جالب شد.

من به این انتظار بودم که شاید کسی دیگری بنابر هر دلیلی، نام شیشک را بر دخترک  گذاشته. مگر زود متوجه شدم که دخترک خودش خود را سزاوار این نام دانسته.  هرچند معنای اصلی این کلمه که ریشه ترکی دارد خیلی متفاوت است با تفسیری که نزد مردم عام در کشور ما دارد. دخترک با وجودیکه در بیرون از افغانستان تولد یافته و در غرب به جوانی رسیده،  این واژه را به خوبی می‌شناسه. احتمالاً از لابلای افسانه های که مادر برای او و برادرش قصه می‌کرده. در طول سال‌های زندگی اش به خصوص حین برگشت به کشور دخترک چنان درگیر سرگذشت و حوادث پی در پی قرار گرفته که حتی دفاع از جسم و عفت خور را شجاعت نه بلکه پلیدی و وحشی‌گری  میپندارد. بعد تنهایی، ترس، گذراندن شب و روز در تاریکی و مغازه ها... دخترک خود را در قالب یک شیشک می‌بیند تا حدی که آنرا هویت خود قبول دارد. اینجا آسیب پذیری یک دختر در اجتماع سنتی و دین زده و مردسالار را به خوبی حس می‌کنم.  به تکرار دیده و شنیده شده اگر زنی یا دختری برای دفاع از خود و از حق خود گاهی صدا بلند کرده، با القابی چون شیشک، شلیته، بی حیا، دیده درا، لچر و در نهایت روسپی مهر خاموشی بر دهانش زده شده یا هم برای تمام عمر مثل نقطه نیرنگی باقی مانده.

دخترک در غرب بزرگ شده، فضای فامیلی بسیار جالب نداشته بدلیل ناجوری رابطه بین والدین. دخترک از امکانات خوب آموزشی و آزادی فردی در غرب به خوبی بهره مند شده. محیط آزاد بدون قید و شرط در مکتب، داشتن دوستان و همراهان همسن و هم‌نظر بهترین فرصت های بوده تا دخترک چیز های زیادی ره در امور اجتماعی و شخصی تجربه کند. شاید از لحاظ سن و سال بسیاری از تجربه ها مناسب حال نبوده باشد اما همان لحظه ها و تجربه ها مجال خوبی بوده تا دخترک خود را بهتر بشناسد، آزاد بیاندیشد، از میل جنسی خود آگاه شود ووو.

دشواری های که در راه برگشت به وطن پیش میاید و جنجال های را که دخترک به تنهایی با آنها دست و پنجه نرم میکند، در بزرگ شدن درک و شعور وی تاثیر بسزایی داشته. در برگه های شیشک خواندیم که دخترک تا حدی به شناخت خود و طرزدید خود باورمند است که در جریان گفتگو با اباسین پیرامون رسم و رواج ها برداشت خود را به سادگی ابراز می‌کند. نظر خود را در مورد انتخاب وکیل نفس برای مراسم نکاح با صراحت لهجه بر زبان می‌آورد. بعد برقراری رابطه دخترک با مادرکلانش برخورد صمیمانه، هم‌صحبتی روباز و آزاد که در واقع ایجاد حس اعتماد میان فرزندان و والدین را به نمایش میگذارد.

بنظر من، برای برگشت سلامت روان و اعتماد بنفس یک زن، تنها عشق کافی نیست. یک زن بیشتر از عشق به درک و اعتماد نیازمند است.

اینجا هم به خوبی دیده می‌شود که زنانگی با اعتماد به نفس، استقلال و پایبندی به عقاید شخصی پیوند خورده است.

در نهایت، زنانگی دیگر محدود به ضعف یا انفعال نیست و ترکیبی از ویژگی‌های درونی و بیرونی است که برای هر فرد می‌تواند تعریفی منحصر به فرد داشته باشد.

جسارت در نقد تابوها و جراحی اجتماعی

نکتهٔ بسیار جالب دیگر در رمان شیشک، پرداختن به  تابوهای سنگین در جامعهٔ ما است؛ مفاهیمی که همه‌گی ما از آن فرار میکنیم، اما جناب عبیدی با بسیار جسارت به آن‌ها پرداخته‌اند. مثلاً همین بحث "نکاح" و "مهریه" که در رمان به آن اشاره شده است. در جامعهٔ ما، نکاح نه‌تنها یک پیوند انسانی، بلکه گاهی به عنوان یک معامله و ابزاری برای کنترل بدن زن استفاده میشود. نویسنده به خوبی نشان میدهد که چه‌گونه قدرت مذهبی در خدمت سرکوب زنان قرار میگیرد و چه‌گونه هویت زن در زیر نام دین و سنت مالامال از رنج میگردد.

شاپری زنی است که در برابر این ساختارها میایستد. او نمیخواهد فقط یک اوبژه باشد، بلکه میخواهد سوژه‌گی خود را بازپس بگیرد. این جسارت نویسنده در بیان واقعیت‌های عریان جامعهٔ ما بسیار ستودنی است. سپاس فراوان از عبیدی صاحب بابت این اثر ارزشمند شان.

با مهر

غزاله عفت

*  این سخنرانی به تاریخ  ۲۱ فبروی سال ۲۰۲۶ در محفل رونمای رمان ایراد شده است.

شیوهٔ‌املای نویسنده بنابر تقاضای خود ایشان  کاملاً حفظ شده و متن بدون ویرایش به نشر رسیده است