یک توضیح قبل از نشر یک مطلب

کسی یک مشت دشنام نثار یک گروه قومی کرده و آن را از نام پروفيسر سيد هاشميان در یک وبسایت منتشر کرده و گویا سپس وبسایت دیگری این مطلب را  (دو صد و شصت سال در جهنم اولادۀ احمد شاه ) دوباره  منتشر ساخته است. بالاخره هم کسی به نام آقای انجینیر ذکریا یوسفزی مقاله ی طولانیی نوشته است تحت عنوان  په افغانستان کي د قومونو ترمنځ نفاق اچونه د دښمنانو دسيسه ده   که در چندین وبسایت منتشر شده است. در این مقاله ی طولانی در کنار مطالب دیگر از جمله آمده است که یو د افغانستان د وحدت د دښمنانو نه ښاغلي پروفيسور سيد هاشميان دي و برای اثبات این ادعا از مقاله یی که قبلن تذکرش رفت نقل قول شده است.

در این رابطه از نظر ما باید به نکات آتی توجه نمود:

-  داوری در مورد تاریخ  حق هر انسان است و هر کس متناسب به سطح دانش فرهنگ  و جهانبینی خودش این کار را میکند.

- نویسنده وقتی از کسی نقل قول میکند باید نه تنها امانتداری را نگهدارد، بل به خودش زحمت تثبیت اعتبار منبع اخذ اطلاعات را نیز بدهد.

- هر نویسنده با استفاده از حق آزادی اندیشه و بیان  میتواند  آثار خودش را در جایی که مناسب بداند منتشر بسازد و یا به نقد آثار دیگران بپردازد.

-  هر  رسانه یی صرف نظر از اهداف و خطوط نشرانی اش ،  این مکلفیت را دارد تا  اصول و موازین بنیادی ژورنالیستیکی و قوانین مربوطه ی کشوری را که در آن قرار دارند، رعایت کند. 

- هر کس این حق را دارد تا در مورد نشریه ها و مطالب منتشره در آن ها ارزیابی و داوری خودش را داشته باشد.

- وقتی یک نشریه مطلبی را منتشر میسازد، باید نویسنده ی آن را بشناسد- حتا اگر  مطلبی را زیر نام مستعار نویسنده منتشر بسازد.

- دروغ، جعل ، اتهام بی پایه و امثالهم  و انتشار آن ها در مقوله ی آزادی عقیده ، آزادی بیان و آزادی رسانه ها نمیگنجد.

- این که کسی  افکار و آثار  و کرده ها و کرکتر کس دیگری را میپسندد و یا نی و یا هم در تایید و یا رد دیدگاه ها و گفته های کسی مینویسد و یا نمینویسد، گپ دیگر است. و اما هیچ کس حق ندارد، مطالبی را از نام  کسی جعل نماید و یا بر شخص دیگری بدون اسناد ، مدارک و شواهد، اتهامی را وارد کند.

*

پوهاند دکتور سید خلیل الله هاشمیان  ضمن صحبتی  توضیح نمودند  که در افغانستان کسی با نام خانواده گی هاشمیان که هم سید باشد و هم پروفیسور ، جز  خودش وجود نه دارد، لذا  وی  این جریان را یک توطیه علیه خود  میداند. با توجه به همین توضیح ، ایشان با تاکید تقاضای نشر  مطلب ارسالی  تحت عنوان اتهام های پوچ "ذکریا یوسفزی" توطئۀ دشمنان من است !  را نمودند. چون آسمایی آثار غیر معیاری و نقد غیرمعیاری آثار را منتشر نمیسازد و مقالاتی را که موجب واکنش آقای دکتور هاشمیان شده اند نیز از همین دست اند، لذا  ما مطلب واکنشی ایشان را  در ستون تریبون آزاد، منتشر میسازیم.

اداره آسمایی

_____________________________________________________________________

رسیدن:  22.05.2013 ؛ نشر :  24.05.2013

 

دکتور سید خلیل الله هاشمیان

 

اتهام های پوچ "ذکریا یوسفزی" توطئۀ دشمنان من است !

 

دوست محترمی  در یک صحبت تلفونی بزبان پختو از جرمنی گفتند که چندسال قبل مقاله ای خوانده بودند که در آن از قول من (هاشمیان) انتقادات شدیدی بالای تاریخ و عنعنهء پختونها روایت شده بود،  و از من پرسیددند که اصل مقالهء شما درکجا نشر شده و تقاضا نمودند تا یک کاپی مکمل آن مقاله رابرایشان بفرستم...  عرض کردم که درمدت 25 سال مجله داری مقالات زیاد از قلم من نشر شده، اما بهترخواهد بود جناب شما  دربارهء آن مقاله ای که چند سال قبل خوانده بودید کمی معلومات بمن بدهید تا ببینم ا ز زبان یا قلم من چه چیز ها نقل قول شده ، آنگاه درزمینه معلومات کامل بشما تقدیم خواهم کرد.  موصوف مهلت خواست و دو روز بعد ایمیلی بمن فرستادند ودرضمیمهء آن " لینک"  مقاله ای بود که درویبسایت "" پژوهش سرای تاریخ افغانستان ""  بقلم شخصی بنام "" ذکریا یوسفزی""، ازشهر مونشن بتاریخ 13 اپریل سال  2009  نشرشده و تصویر شخص مذکور نیز دراول مقاله دیده  میشود .  کود ویبسایت مذکور ازینقرار است :   WWW.AFGHANISTANHISTORY.NET

هرقدربه تصویر " ذکریا یوسفزی" دقت کردم او را نشناختم ، تصویرش اورا آدمی عصبی و درحال خشم نشان میدهد، وقتی به متن مقاله رجوع نمودم  دریافتم که  نویسندهء ابتدایی است ، وطبعا کم سواد، چونکه نوشتن نام خود را یاد نگرفته و (زکریا) را (ذکریا) نوشته است ، درحالیکه نام حضرت (زکریا) درسورهء (مریم) چند بار به / ز / نوشته شده نه به / ذ/ . هکذا مقالۀ اورا که چهارسال قبل نشر شده، بار اول امروز خواندم، ورنه درهمانوقت  روی این تقلب کار ودروغگو را سیاه میساختم .

مقالۀ طویل او را که ظاهرآ بدفاع از قوم پختون نوشته شده خواندم و کاملا مطمئن شدم که اوازجملۀ  پیروان ایدیا لوژی کمونستی  میباشد که بعدآ بگروه  "خراسان طلبان" پیوسته و آلهء دست قرارگرفته تاتاریخ و زعما  و قوم شریف پختون را آنطوریکه خودش میخواهد از قلم دیگران  ناسزا و لاطایلات بگوید- سیاق نوشتار "ذکریا یوسفزی" نیز به لاطایلاتی مشابهت داردکه خراسان طلبان بدفعات در بارهء تاریخ و قوم شریف پختون نوشته ونشرکرده اند . " ذکریا یوسفزی" خودش را ظاهرآ و بقسم یک تکتیک بسیارطفلانه  بحیث یکتن از مدافعان قوم پختون جازده  وهاشمیان را که موقف و نوشته های او بارتباط حقوق پختونها اظهر من الشمس است درجملۀ بدخواهان وانتقادکنندگان قوم پختون انتخاب نموده، و از قلم هاشمیان  چیز هایی نقل قول کرده ه که ابدآ درحیاتش چنین چیزهایی ننوشته است - من ازمقالۀطویل "ذکریا یوسفزی"  فقط آن قسمت آنرا ذیلا اقتباس میکنم  که در آن از هاشمیان نقل قول شده است  تا هموطنان محترم بخوانند وببینند که درویبسا یت های بی مسئولیت چه تهمتها و اراجیفی  بالای نویسندگان افغان  نشر شده است :

"" ماده الف -2 : در وجود نویسندگان متعصب افغانی : دشمنان افغانستان در وجودنویسندگان متعصب ما چنان دشمنی را در بین ملت واحد ویکپارچۀ ما بمیان آورده اندکه اینبنوبۀ خود ازهردسیسۀ دیگر خطرناکتربوده وبالای روشنفکران ما که آینده سازان جامعۀ ما هستند تاثیربسیار بدداشته واز طریق آنها به اقشار دیگرجامعه انتقال نموده وتهداب آرامی وترقی افغانستان را ازبین میبرد. درین جا چند نمونه از نوشتۀ این نویسندگان بدون کم وکاست آن تحریرگردیده وقضاوت آنرابشما خوانندگان عزیزمیگذارم . یکی ازین دشمنان وحدت افغانستان آقای پروفیسور(1) سیدهاشمیان است ، و وی مینویسد : "" سنگ بنای دولت معاصر افغانستان براساس نژاد پرستی قبیلوی، خشونت طلبی، وحشت گرایی، لشکرکشی، تاراج، غارت، نسل کشی، کوچاندن اجباری، فرهنگ ستیزی ، تمدن ستیزی ، ناموس ستیزی  ولوطی گری بدست جنگ سالارکبیر احمدشاه درانی ملتانی در دوصد و شصت سال قبل گذاشته شد."" درجای دیگر مینویسد: "" آیا پشتونها یا اوغان تازه ترین قبایل مهاجم وکوچ نشین درسرزمین خراسان نیستند ؟ این درحالی است که تا هنوز زادگاه تاریخی ونژادی قبایل پشتون یا اوغان زیرسوال  قراردارد، پشتونها از لحاظ تاریخی خود قبایل مهاجم، اشغالگر، وغیربومی هستند. آیا قبایل پشتون کوچ نشین، خیمه نشین وفرهنگ ستیزنیستند؟ "" او اینجا بازمینویسد: "" پشتونها یگانه مردمی هستند که میان وطنپرست و وطنفروش، جنایت کار وشریف قبیلۀ خود تفاوت قایل نیستند، هرکه پشتون است ولوهرقدر بدنام وخیانت کار وخاین و وطنفروش هم باشد، در زیرسایۀ پشتونولی، فرزند پرافتخار شناخته میشود.""  ولی این باصطلاح پروفیسوراز یادمیبرد وهم چشماننابینا وضمیرناپاک وی اینرادیده نمیتواند که چطورنویسنده های پشتوزبان درموردجنایت طالبان که اکثرتشکیلات شان از طرف پاکستانی ها و انگلیسها دسیستآ ازبین پشتونها ساخته شده، انتقثاد نموده اند وهم چقدر درمورد خیانت های آقای کرزی و ادارهء بدنامش پشتونها هرروز تحریر می نمایند، و آیا دکتورنجیب الله پشتون نبود که توسط طالبان بسیار بشکل وحشیانه وناجوا نمردانه بقتل رسید ؟ درنزدمن فقط یک چیز روشن است که طالبان و افراد خاین درمیان پشتونها، و شما آقای پروفیسورهاشمیان، و امثال شما از یک منبع تغذیه شده و مشوره می گیرید، یعنی از انگلیس ها. باز اقای هاشمیان می نویسد :

"" اولادهء وحشی، بی فرهنگ وبی هویت که امروز غرق در وحشت و مزدوری بدست شریرترین قدرت های استعمارعصرهستند،  فکرمیکنند میتواندد با وحشت افگنی، گروگانگیری، قاچاق مواد مخدر، فرهنگ ستیزی، خود راازبحران هویت و زوال نجات خواهند داد ؟""  خود این پروفیسور نشان دهد که درکجاو درکدام وقت جنایات، قتل ها، بی ناموسی، فرهنگ ستیزی، خیانت کاری، وطنفروشی، دزدی، چور وچپاول دارایی های عامه، تخریب وطن، از بین بردن اداره و قوای مسلح وطن وغیرهء ادارهء آقایان ربانی، احمد شاه مسعود، فهیم، حزب وحدت و دوستمی ها، نوشته است ؟ وی درحالیکه درهیچ جا درمورد اعمال آنها یاد آوری ننموده، نزد وی آنها افراد بی هویت هستند ویک قوم درمجموعش بی هویت، شما خود قضاوت نمائید، خوانندگان محترم . ""

حالا که هموطنان محترم نقل قولهای جعلی و دروغین  را ارقلم هاشمیان خواندید (قلم باین خاطرکه "ذکریا یوسفزی " از نوشته های هاشمیان تقل قول کرده) ، و از آنجائیکه " ذکریا یوسفزی" را نمیشناسم و با او مراودهء قلمی وفرهنگی نداشته ام، سوالات من ازمتصدی محترم (ویبسایت پژوهش تاریخ افغانستان) ازینقرار است :

1) من ازسال 1988تاامروز مجله ای بنام (آئینه افغانستان) درکلفورنیا نشرمیکنم که درحلقه های مهاجرین افغان در امریکا، اروپا ،هندوستان و پاکستان وهم بداخل افغانستان توزیع شده و نسخه های مکمل آن در "کتابخانه کانگرس امریکا در واشنگتن" موجود است .  98 فیصد مقالات سیاسی، ادبی،انتقادی و فرهنگی که من نوشته ام در همین مجله نشرشده اند. دوفیصد متباقی مقالات من قسمت اعظم ان در ویبسایت وزین (افغان جرمن آنلاین)، چندمقاله در ویبسایت (آزاد افغانستان)  ودرین اواخرچندمقاله درویبسایت وزین (آسمایی)  ویکی دوتا هم در ویبسایت وزین (دعوت) و (لراوبر) نشرشده اند. الحمدلله افغانها درهرجای دنیا که هستند هاشمیان و موقف سیاسی او را میشناسند . من بجهر بلندمیگویم که درهیچ یک ازمقالات خود کلمات و الفاظیکه "ذکریایوسفزی" از قلم من نقل قول کرده، ننوشته ام. هموطنان گرامی و اهل مطبوعات واهل قلم حتما میدانند که این نوشته ها و این نقل قول ها ازقلم من وشیوهء نگارش من نبوده ونیست . اصولاسابقهء علمی وفرهنگی من اجازه نمیدهد که چنین اراجیف سرتاپا غلط و دروغ، بی محتوا و ناسزا و دشنامهای رکیک را بیک قوم شریف، قومیکه افغانستان نوین را بنیاد گذاشته و بحضرت  احمد شاه بابای درانی موسس کشور ونام نامی افغانستان، نسبت بدهم . علاوتا روحیۀ من روحیۀ ضدپختونی و ضداحمدشاه درانی نیست. درطول 25 سالی که من متصدی مجلۀ آئینه افغانستان بوده ام، اکثر مقالات سیاسی من درحمایت از قوم نجیب پختون بوده و هرنوشته و هرمقالۀ من چون خنجری متوجه قلب آنانی بوده است که برتاریخ، هویت وفرهنگ قوم آزادی دوست وباغیرت پختون تاخته اند آنهائیکه این قوم رابا نام های مستعار ویا اصلی خود درجراید ومجلات وویبسایتهای انترنتی اجیرخود، تخریب و توهین کرده اند.

منظورم گروه ضد پختون است که گاهی به نامهای مستعاری چون (عبدالله رها)، (علی یاور)، (حشمت الله سا ئل)،  (آدمخان یوسفزی)، (انجنیرعظیم الله)،، (درویش دریادلی)، وغیره برضد پختونها لاطایلات مینویسند - وکسان دیگری هم بنام خود ازقبیل (رحمت الله بیژنپور)، (پوهنمل نصیرکامجو)، (دستگیر پنجشیری)، (بشیر بغلانی)، (لطیف پدرام)، (داکترلعل زاد)، (داکترنورالحق نسیمی) ، (نعیم کبیر)، (اصیل دولت شاهی) ،(خواجه بشیراحمدانصادری) ، (قوی کوشان) ، (داکترفریدیونس) وغیره برضد پختونها مقالات و بیانات نشرمیکنند اگرچه آنهائیکه بنام خود ضدیت میکنند باساس آزادی فکروبیان،بیانگرنظرات خود میباشند- اما  اینها بطورعموم درنوشته های خود کلمات و اصطلاحاتی چون "فرهنگ ستیزان"، "قبیله گرایان"، "قبیله سالاران"، "عظمت طلبان"، "وطنفروشان"، "خاینان"، "نوکران انگلیس"،"اجیران بیگانه"، "نوکران پاکستان"، "غارتگران"، "حاکمان غاصب" ، "باباهای جاهل" و غیره وغیره رابکارمی برند. هدف ازکاربرد تمام این اصطلاحات یک چیز و آن توهینن بقوم شریف پختون میباشد.

2) گفتنی است که ویبسایت (خاوران) بخاطرموقف حق بجانب من برای دفاع ازحقوق حقهء پختونها، چند بار تهمت های ناروا  ودشنام بمن حواله کرده و مرا "طالب" و "پیروطالبان"  خوانده است. من طالب نیستم وجهان بینی من اجازه نمیدهد طالب یا پیرو طالب باشم. اما از حق وحقیقت بیدریغ دفاع کرده ومیکنم.

3)  درحالیکه "ذکریا یوسفزی" در متن واخیرمقالۀ خود ریفرنس نداده و ننوشته که از کدام مقالات من که در کجا وکی نشر شده ؟ مطالب فوق را اقتباس کرده است، و من نمیخواهم با او مراودهء قلمی داشته باشم، آیا  این وظیفۀ متصدی پورتال (پژوهش برای تاریخ افغانستان) نبود که قبل از نشرمقالۀمذکور از" ذکریا"  میپرسید که آن مطالب را از کدام منابع اقتباس کرده است ؟  چون "ذکریا " ماخذ نداده، متصدی مذکور یقینا هاشمیان را میشناخت ، چرا قبل از نشر این دروغ ها ولاطایلات، ازهاشمیان نپرسید که آیا این مطالب راشما نوشته اید، کی و درکجا ؟ نشر اکاذیب و افتراء ودروغ  بمنظور تخریب یک شخصیت حقوقی وحقیقی بدات خود درتمام قوانین رسانه ای دردنیا جرم پنداشته میشود ومسئولین چنین رسانه ها جوابدهء آن میباشند.

4) پس معلوم  میشود که متصدی ویبسایت مذکور نیز درین توطئه و تقلب همکار وشریک بوده است، علاوتا او مسئولیت خود را بحیث متصدی یک ویبسایت اطلاعات عامه اغفال نموده  ودر عوض "پژوهش برای تاریخ افغانستان ؟ " ، تقلب و دروغگویی را برای تاریخ افغانستان جمع آوری ونشرکرده است !  من نمیدانم که ویبسایت مذکور بکدام کشوراقامت دارد، ولی حق قانونی من محفوظ است که درهر کشوریکه ویبسایت مذکور نشرات دارد، درآنجا اقامه دعوی نمایم و ازهموطنان محترم تقاضا میدارم تا نام متصدی و موقعیت ویبسایت مذکور رابمن افشاء نمایند.

5) شخصی بنام ( استاد صبا)  با نامهای  مستعار( سنگ شکن) ،( اسکاری)، (دوشیچی) وغیره قبلا درچند ویبسایت مقالاتی  نشرکرده بود ، چند ماه قبل بکمک و توجه و همت آقای شکرالله شیون  متصدی ویبسایت  (آریایی) ، دزدی و تقلب او افشا شد که آثار قلمی نویسندگان دیگر رابنام خود درویبسایتها  به نشرمی سپرد- وبعدا همان دزد(استاد صبا) با پشتاره اش درپورتال وزین (افغان جرمن آنلاین) بحیث دزد و تقلب کاربمردم و اهل مطبوعات معرفی گردید. اینک "ذکریا یوسفزی" دومین تقلب کار توسط هاشمیان بجامعۀ  افغانی معرفی میشود -  واگر متصدی ویبسایت "پژوهش تاریخ ؟" خودش درین دسیسه شامل نباشد و شهامت اخلاقی داشته باشد، باید با احساس مسئولیت  درزمینه همکاری نماید.

6) درصورتیکه متصدی ویبسایت (پژوهش برای تاریخ افغانستان ؟) ماننداخلاق و شرافتیکه جناب آقای شکرالله شیون متصدی پورتال (آریایی) نشان دادند، برای افشاء تقلب "ذکریا یوسفزی" ازهمکاری اخلاقی و مطبوعاتی  کاربگیرد،  ومقالۀ تقلبی و ساختگی "ذکریا یوسفزی" را که یک قسمت آن  در بالا اقتباس شده،  کاملآ از آرشیف ویبساست خود زایل سازد، درآنصورت به آن مقولۀ معروف اکتفا میکنم که : "" لذتیکه درعفو است درانتقام نیست .""

7) "ذکریایوسفزی"  شاید بقوم پختون باشد، اما ازجملۀ انگشت شمار پختونها است که در خدمت "خراسان طلبان" قرارگرفته و مقالۀ او یک توطئه ودسیسه است که توسط او ظاهرآ بدفاع از پختونها،  ولی درحقیقت برای تحقیر، توهین  وبدنامی پختونها نوشته شده است. آن عده هموطنان ما که بمسایل  تاریخی مطالعه و دسترس دارند، باید مقاله "ذکریا یوسفزی" را بخوانند تا متیقن گردند که این مقاله هدف تخریبی دارد نه دفاعی.  علاوتا ازآثار یک عده نویسندگان دیگر نیز درین مقاله نقل قول شده که شاید تقلبی باشند. چون اول واساس مقالۀ "ذکریا یوسفزی" به دروغ وتقلب گذاشته شده، موجودیت آن مقاله درویبسایت "پژوهش تاریخ ؟ " بعد از این افشاگری مستند -  حیثیت و اعتبار   ویبسایت مذکوررا زایل میسازد. ختم

با تقدیم احترامات بهمه ویبسایت های افغانی

داکتر سیدخلیل الله هاشمیان 15 ماه می 2013