نشر :  03.02.2013

سخن روز

 

تلاشی برای رازگشایی از مقاله ی رییس جمهور کرزی

هوشدار- چرا و از چی ؟!

رییس جمهور کرزی در آستانه ی سفر به بریتانیا و ملاقات سه جانبه ی افغانستان-پاکستان- بریتانیا ، مقاله یی برای بی بی سی نوشته که در آن بار دیگر در مورد در مورد احتمال تکرار فاجعه هوشدار داده است.

در این نوشتار آقای کرزی در مورد گذشته  با زبان بسیار مبهم و ملاحظه کارانه سخن گفته است. شاید علت آن باشد که وی نه میخواهد کسی را آزده بسازد- به ویژه آنانی را که در نظام کنونی - هم در داخل دولت و هم در اپوزسیون- نقش های کلیدی دارند. اگر گفته های او را در مورد گذشته  ابهام زدایی کنیم ، آن را میتوان چنین  تعبیر کرد:  بیگانه گان به خاطر دستیابی به اهداف خود در افغانستان جنگ های نیابتی را به راه انداختند و جوانب درگیر افغانی - آگاهانه و یا غیر آگاهانه- مطابق سناریوی طرح شده توسط دیگران و خلاف منافع و مصالح علیای افغانستان عمل کردند.

*

چیزی که در مقاله ی آقای کرزی قابل توجه میباشد هوشدار در مورد احتمال تکرار تجربه ی فاجعه بار گذشته است. گرچی وی از سیاست مصالحه ی ملی دکتور نجیب الله  یادآوری نه میکند و اما هوشدار میدهد : چنان که سقوط آخرین حکومت کمونیستی و آمدن مجاهدین به کابل باعت آرامی و آزادی واقعی مردم ما نه شد، به همین ترتیب اگر روند صلح کنونی نیز به گونه ی خوب مدیریت نه شود، میتواند سبب ضعف بیشتر و پیدایش مشکلات نو برای ما شود. رییس جمهور کرزی تاکید میورزد ابتکار صلح باید در دست خود ما باشد ، و گرنه آن نتیجه یی که ملت منتظر آن است هیچگاهی به دست نه خواهد آمد... اگر همه افغانها متحدانه عمل نکنند در حقیقت به یازده سال گذشته بازگشته ایم و خدا می داند که خارجی ها در فضای مبهم ایجاد شده چه اهدافی را تعقیب خواهند کرد و ما برای چند سال دیگر قربانی آنها خواهیم شد؟

آیا چیزهایی در پشت پرده در جریان است که کرزی بنابر ملاحظاتی نه میتواند در مورد آن ها روشن سخن بگوید، و اما در مورد نتایج و پیامدهای آن هوشدار میدهد؟

آیا مواضع بیان شده توسط طالبان و نماینده گان اپوزسیون سیاسی در کنفرانس پاریس که در واقع یک نوع تمایل به تکرار روند مشابه به کنفرانس  بن اول را نشان میدهد، سبب نگرانی آقای کرزی شده است؟ اشاره ی آقای کرزی به احتمال برگشت به یازده سال گذشته ، میتواند موید این حدس به حساب آید.  آیا در پس پرده ی  سناریو بن تکراری تقسیم ساحوی قدرت میان طالبان و مخالفان طالبان مطرح است؟  طوری که روشن است، چنین طرح هایی هم توسط برخی گروه های اپوزسیونی مطرح شده و هم از سوی برخی منابع خارجی.

در این شکی نیست که اپوزسیون سیاسی و هر افغان حق دارد تا  ملاحظاتی در مورد نظام دولتی و در مجموع نظام سیاسی داشته باشد و  خواستار تعدیل در قوانین و از جمله قانون اساسی شود و در مورد آن بحث کند. این که آیا این طرح و یا آن طرح معقول ، مفید و عملی است و یا خیر حرف جداگانه است. و اما اپوزسیون سیاسی اگر هم به قانون اساسی التزام نظری نه داشته باشد، باید قانون را در عمل رعایت نماید.  اپوزسیون باید این را بپذیرد و در عمل رعایت کند که  بازنگری قانون اساسی تنها و تنها  از طریق پروسیجر پیشبینی شده در قانون اساسی ، صورت گرفته میتواند و نه خلاف آن.

**

این که آیا طالبان بالاخره حاضر خواهند شد با دولت مذاکره کنند و یا نی حرف جداگانه است.  این به دلایل زیادی بیجا است تا توقع داشت که در شرایط کنونی طالبان در مورد به رسمیت شناختن نظام کنونی سخن بگویند و یا حتا بگویند که حاظر به مذاکره با دولت استند.

اگر طالبان  امیدوار باشند که با دور زدن دولت میتوانند با اپوزسیون سیاسی دولت  و قدرت های ذیدخل خارجی کنار بیایند، در این صورت چرا  با دولت مذاکره کنند؟! چنین رویکردی از سوی طالبان عجیب نه خواهد بود ، و اما اگر اپوزسیون سیاسی وارد چنین بازیی شود، این به آن معنا خواهد بود که از تجربه ی تلخ حد اقل درس لازم را نه گرفته است؛ زیرا برایند یک چنین تعاملی  نه تنها قربانی کردن دیموکراسی خواهد بود، بل   صلح و ثبات پایدار را هم به بار نه خواهد آورد و منجر به تکرار دور باطل خواهد شد.

طالبان زمانی ناگزیر به مذاکره با دولت خواهند شد که دولت و اپوزسیون سیاسی قانونی در یک موضع واحد قرار بگیرند  و طالبان امید پیروزی نظامی را از دست بدهند.  حکومت و اپوزسیون سیاسی باید به رغم  هر مانع و دشواری دیگری که وجود شان میان حکومت و اپوزسیون، میتواند متصور باشد، در این مورد  و موارد مشابه دیگر مسوولانه از خود اراده ی سیاسی برای دستیابی به توافق و اتخاد مواضع مشترک را نشان بدهند.  این امر برای بقای نظام سیاسی در مرحله ی حساس کنونی اهمیت حیاتی دارد. وظیفه ی مبرم جناب رییس جمهور تحقق این امر است و نه وعظ و نصیحتی که در مقاله ی شان در بی بی سی به آن پرداخته اند. در غیر آن چهار نکته ی تخنیکیی که جناب رییس جمهور در پایان مقاله ی شان تذکر داده اند،  زمینه و امکان تحقق نه خواهند یافت.   اپوزسیون سیاسی نیز اگر به دیموکراسی متعهد و به منافع همه گانی مردم افغانستان متعهد است،  باید در این مورد مسوولانه عمل کند.

در عین زمان بسیار ضروری است تا تحلیلگران ما میان تحلیل و تبلیغات سیاسی فرق بگذارند. تحلیلگر باید وضعیتی را که طالبان در آن قرار دارند نیز نزد خود مجسم ساخته بتواند.  مثلن بیایید یک لحظه تصور کنیم که اگر رهبری طالبان امروز اعلام نماید که قانون اساسی و ظنام مبتنی بر آن را میپذیرد و حاظر است با دولت مذاکره کند، چی بر سر طالبان خواهد آمد؟!

پس میتوان گفت که سرنوشت توافق احتمالی میان دولت و طالبان، نه در کنفرانس ها و همایش های علنی ، بل در پس پرده رقم خواهد خورد؛ زیرا گیریم که  طالبان بالفرض حاظر به مذاکره هم باشند، تا در مورد  نتایج مذاکرات و تضمین تحقق آن مطمین نه شوند، بنابر ملاحظات بسیار حاظر نه خواهند شد در این مورد آشکارا سخن بگویند.

***

آرشیف سخن روز

- - -

لینک های مرتبط با موضوع:

خطرات روند صلح؛ مقاله کرزی برای بی‌بی‌سی

د ولسمشر ځانګړې لیکنه- څه ډول بهیر واقعي سوله راوستی شي؟

دستګیر روشنیالی: د ښاغلی کرزی د لیکنی په هکله څو ټکۍ- د تدبير او عمل په ځای نصیحت