22.09.2014

سید حمیدالله روغ

 

فقط یک گام بالا تر از سقوط

طی مهم ترین گام سیاسی دکتور اشرف غنی احمدزی رییس جمهور منتخب افغانستان گردید.

مانند همیشه این انکشاف سیاسی هم موافقان و مخالفان را بر انگیخت.

مخالفان نوشتند که سند امضا شده نه تنها عدول صریح از قانون اساسی  است، بل عملاً قانون اساسی را تعطیل کرده است، بدون این که یک مرجع با صلاحیت ملی درین باره تصمیم گرفته باشد.

موافقان امید واری ها را با شخص دکتور احمدزی پیوند دادند .

اهل تدبیر افغان به این نظر شدند که از آش درهم جوش کنونی چیزی بیشتر ازین نمی توانست بیرون کشیده شود.

به هر حال قریب به دقیق خواهد بود هرگاه بنویسیم که این انکشاف نه تنها یک احساس اطمینان در میان هموطنان نگران ما به وجود آورد، بل اینک می توان با یک دقت کم و بیش، چارچوب های شاید حداقلی را نشان داد که افغانستان در طی آیندۀ قریب به سوی آن در حرکت می شود.  با آن هم  موجبات دلهرۀ هموطنان هنوز رفع نه شده است- نه تنها از این که آینده چه بیاورد، بل هم از این که آیا ثبات محفوظ خواهد ماند و یا نه؟

رییس جمهور شدن دکتورغنی آینده را قابل پیش بینی ساخته است؛ رییس جمهور شدن دکتور اشرف غنی احمد زی این انتظار و این امیدواری را تقویت کرده است که که افغانان به سرعت و به سهولت به عمق بحران و سقوط پرتاب نخواهند شد.

         

حامد کرزی در جریان آخرین دیدار رسمی اش با مقامات امریکایی در کابل ، با تأکید بر این که افغانستان نه باید میدان رقابت کشورهای خارجی قرارگیرد، دو تذکر مهم داشت:

یکی این که امریکا در سرتاسر جریان انتخابات جاری تداخل داشته است؛

دیگری این که امریکا برای شکستن بن بست انتخابات کنونی با روسیه تفاهم کند.

خوب حامد کرزی به خوبی به خاطر می آورد که  افغانستان از مدت ها است که میدان رقابت قدرت ها است؛ و حامد کرزی به خوبی به خاطر می آورد که در دو انتخابات قبلی هم امریکا عمیقاً تداخل داشته است؛ پس منظور کرزی ازین تأکید اخیر چی بوده است؟

آیا کرزی می خواسته بگوید که  کوشش و انتظار امریکا در این جهت بوده است که هر چه زود تر حکومتی در افغانستان رویکار شود که قرارداد امنیتی با امریکا را امضإ کند؟ پس آیا حامد کرزی  می خواسته بگوید که ذیدخل شدن ایران و پاکستان و روسیه در کشمکش های اخیر ازین نظر واقع شده است که امضإ شدن قرار داد امنیتی با امریکا را مزاحمت و یا احیاناً ممانعت کرده باشند؟

نه تنها همین گپ ها هم نو نیستند، بل اینک نگرش رییس جمهور نو افغانستان جناب  دکتور احمدزی در کانون توجه ما قرار می گیرد . به هر حال با در نظر داشت شواهد در بارۀ رقابت های فزایندۀ ستراتژیک در حوزۀ ما، فقط می توان این گمان را تأیید کرد که برخوردهای چندین جانبه یی که اوضاع افغانستان را دچار رکود و بحران ساخته اند، تشدید خواهند شد:

با بهانه های نو! و در مقیاس های نو!

همه چیز نشانه می دهد از این که بحران ما بسیار عمیق و سرنوشتی است.

و اما این تداخل "ستراتژیک" در جنجال های سیاسی جاری وطن یک جانب دیگر هم داشت که اهمیت آن را نمی توان کمتر بر آورد کرد:

در طی 13 سال اخیر، دموکراسی، مهمترین ارمغان قلمداد شد که دو دسته به ما پیشکش شده و ما نمی توانیم آن را " قپ" کنیم! انکشاف اوضاع  اما طوری شد که کم کم مردم به  همین دموکراسی و به همین انتخابات باور کردند؛ مردم باور ها و امید های خود را با انتخابات اخیر گره زدند. هجوم مردم به حوزه های انتخاباتی معجزۀ مردمی بود که فقط همین چند وقت پیش زمامداران این و آن کشور با تمسخر آنان را عاجز از درک دموکراسی و اینگونه چیزهای عجیب و غریب می دانستند؛ و این معجزه را این مردم نه یک بار، بل دوبار و به تکرار نشان دادند، مردم با خون خود انتخابات را در برابر تهدید بنیادگرایی انتخاب کردند.

اینک طبق سند مؤسس حکومت وحدت ملی- که در تحت "تداخل ستراتژیک" فراهم آورده شده است- قالب های قومی، انتخابات و دموکراسی را نه تنها عقب زد، بل جاگزین آن شد؛ اکثریت و اقلیت انتخاباتی به وسیلۀ مقابله های قومی به بیرون پرتاب شدند. در یک کشوری که دو دور انتخابات دایر شد، در تحت فشار مقابله های قومی، حتی نتایج انتخابات اجازه نه یافت که اعلام شود؛ این که این تعدیل در ارزش های سیاسی برای جامعۀ جهانی مهم است و یا  نیست، این سووال ما نیست.

 و اما سووال ما اینست که آیا خبره گان افغان به دقت در نظر آورده اند که اتن های قومی، "واتن" ما با یک سقوط بی برگشت را بسیار کم ساخته است؟

خبره گان افغان باید هر چه زودتر وسیعترین و نیرومند ترین نهضت مدنی برای تاسیس و دفاع از برنامه ی اجماع افغانی را به وجود بیاورند.

تأسیس حکومت وحدت ملی را هرگاه اینگونه فهمیده ایم که بن بست جاری شکستانده شود، پس  چیز قابل توجهی را هدف قرار نه داده ایم. با نگاه به عقب، تاسیس حکومت وحدت ملی را در پاسخ به این عاجل ترین وظیفۀ سیاسی باید فهمید که گرایش نزولی در انکشافات سیاسی وطن متوقف ساخته شود. این گرایش نزولی مهم ترین تناقضی است که افغانستان هم اکنون در آن لغزانیده شده است؛ حکومت وحدت ملی می تواند نخستین گام باشد، برای این که ما انکشافات آتی را در راهی بیاندازیم که این  تناقض ها  رفع و دفع شوند.

خوبست هرگاه  سیاستمداران ما  درنظر گیرند که این  وضع، بارعظیمی از مسوولیت های سنگین تاریخی بردوش آنان می گذارد.

آینده شاید حتی فاجعه را بپذیرد، اما شوخی و مضحکه را دیگر نمی پذیرد.

         

حکومت وحدت ملی طی تعاطی یک سند دایر شد. از نظر تأسیس حکومت وحدت ملی دیده شود، این سند بیشتر از این که وحدت را تسجیل کند، جدایی را مسجل ساخته است؛ تفکیک مقامات موضوع تأسیس حکومت وحدت ملی نیست؛ موضوع و پایۀ تأسیسی حکومت وحدت ملی، برنامۀ وحدت ملی است. هرگاه به سوی وحدت ملی می رویم، پس سند باید بیان می  داشت که حکومت وحدت ملی در پاسخ به کدام ضروریات عاجل ما دایر شده است. این سند باید بیان می داشت که ظرفیت های حداقل  و بسیار ناچیز ما چگونه هماهنگ ساخته شوند و چگونه یک حرکتی به سوی آینده به راه انداخته شود، که هرچه بیشتر خصلت و مقیاس اجماعی و همه گانی و وطنی بیابد.

پس  سووال این می شود که ، معطوف به فروکشیدن بحران، حکومت وحدت ملی  کدام نخستین اقدامات را باید رویدست بگیرد.

به نظر می رسد که ما اقدامات اولین ذیل را مشوره داده می توانیم:

         I- پیام آغاز دورۀ احمدزی، علنی و روشن، باید پیام آرامش و پیام آشتی و پیام ایجاد امید های نو اجتماعی باشد. دقیقاً: برای همه !

         نخستین اعلام موجودیت ریاست جمهوری احمدزی یک دعوت ازهمه برای برگشت به نقطۀ صفر باشد: یک عفو عمومی بلاشرط ، به عنوان پیشدرآمد  یک اجماع افغانی.

         تا افغانان فرصت بیابند آنچه از نیرو های ریزه ریزه ای را که که در همه سو پراگنده دارند، دوباره گرد هم بیاورند.

 

         II- رفورم نظام سیاسی به حیث مهمترین مبنای اجماع افغانی

         نظام سیاسی در افغانستان غیرمتمرکز ساخته شود. منظور ازین تمرکز زدایی این است که برنامۀ همه جانبه برای تاسیس فوری سه نهاد متمایز از هم پیشکش شوند:

                            - دولت

                            - بازار آزاد

                            - جامعۀ مدنی 

         همزمان یک رفورم اساسی در دو نهاد قضا و پارلمان آغاز شود.

         با یک تدریج لازم، نظام سیاسی  در تناسب با پویایی درونی جامعۀ افغانستان قرار  داده شود؛ این تناسب، یک تناسب است در میان Transkulturell و Multikulturell.

            برای نخستین سال ها، هنوز باید نظام ریاستی حفظ  شود تا مقدمات لازم برای به راه انداختن برنامه های  چنین یک تحول بنیادی حاصل آمده باشد.

 

            III- قانون اساسی نسبت به همه مذاهب مردم افغانستان یک نزدیکی مساویانه را تعریف می کند.

        

         IV- اعلام حمایت قاطع دولت از همه ملکیت های قانونی

                    

         V- اعلام زبان های افغانستان به حیث زبان اداره و تعلیم و تربیه در محل

 

         VI- اعلام برنامۀ "تفاهم منطقه یی"

         

در ذیل هر کدام از این بند ها می توان مشروحات  نوشت؛ توقع می رفت که این شاخص ها در سند توأمیت  مندرج باشند؛ اینک که بنا بر فشار حوادث چنین میسر نه شده است، به غرض یاددهانی درج می شوند.

بدگویی و بدبینی آسان است؛ و اما بیایید دست به دست هم بدهیم تا وطن ما حریق نگیرد- یک حریقی که دست های بسیار برای برافروختن آن در کار است؛ یک حریقی که برای آن مغزخشک در وطن ما بسیار است !

گام های خود را سنجیده برداریم! 

***

مطالب مرتبط با موضوع :

توافقنامۀ حکومت وحدت ملى امضا شد

متن کامل موافقتنامه

جریان امضای موافقتنامه - ویدیو

استقبال امریکا، بریتانیا، ناتو و سازمان ملل از توافق احمدزی و عبدالله

مصاحبه ی اشرف غنی با بی بی سی - ویدیو

نخستین سخنرانی دکتور اشرف اشرف غنی پس از اعلام نتایج انتخابات- ویدیو  

جمهور ریيس کرزی: د افغانستان سوله په امریکا او پاکستان پورې تړلې ده