رسیدن:  15 . 02 . 2014  ؛ نشر : 15 . 02 . 2014 

محمد سرور

 

 

نگاهی بر فعالیتهای جنرال پتریوس در افغانستان

 

 

پولا برادول ، خبرنگار مشهور امریکایی ، اخیراً کتابش را تحت عنوان همه در یکجا در امریکا به چاپ رسانید .  این اثر که عمد تاً انکشافات و رویدادهای افغانستان را در زمان فرماندهی جنرال دیوید پتریوس تحت پوشش قرار داده است ، حاوی دوازده فصل و  ۳۹۴ صفحه میباشد .   

اینک بخشهای از این اثر را خدمت خواننده گان گرامی تقدیم میداریم:

اوباما جنگ افغانستان را یک امر ضروری پنداشته و امریکا مصمم بود تا به القاعده فرصت مراجعت دوباره به افغانستان را ندهد .  بگفته نویسنده این یک نبرد چالش زا در برابر ا ید لوژی افراطی بود .

پتریوس جنگ افغانستان را جزٌ از مبارزه طویل و دشوار بر ضد بنیاد گرایان خواند که از دیدکاه عقیدتی متعهد بودند علیه امریکا ، متهدین غربی اش و بعضی حکومات شرقمیانه بپا خیزند .  موصوف از ناحیه پناهگاه شورشیان در پاکستان ، فساد در اداره افغانستان و سنگرهای طالبان در قندهار نگران بود .  به نظر پتریوس میبایست عده زیادی از مردم و شورشیان را بدان متیقن ساخت تا به جای دشواریها در جهت حل و فصل همت گمارند .

آغاز کار پتریوس با زمانی مقارن بود که عده زیادی به امکان پیروزی امریکا در افغانستان به دیده شک و تردید مینگریستند .  شمار هنگفت از مبصرین به خصوص در حزب دموکرات  مطمین نبودند که آن کشور بتواند ، علی الرغم کسر وسیع بودجه، سالانه صد میلیارد دالر را به نبرد در افغانستان اختصاص دهد .  بعضها می اندیشیدند که منطق اولی به راه انداختن جنگ در افغانستان یعنی عقب راندن گروه القاعده دیگر و جود خارجی ندارد .  گروه متذکره در مناطق قبایلی پاکستان ، یمن ، افریقای شرقی و عراق پراگئده شده است .  

فعالیتهای سری پاکستان در جهت حمایت از طالبان خیلی دردآور بوده و میتوانست سد راه پیشرفت نیروهای پتریوس در افغانستان شود .  از آنجایی که حکومت رییس جمهور کرزی در فساد عمیق و گسترده غرق بود نمیتوانست قلب و دماغ مردم را به خویش جلب و جذب نماید .

تمام قلمرو افغانستان از قریه تا قریه و محلات آن مهیبترین محل کره زمین غرض براه انداختن جنگ بزرگ است .  قله های مرتفع و پر برف هندوکش ، که مساحت آن به سان تکزاس است ، از سرحدات شرقی کشور با پاکستان تا مناطق سرحدی غربی با ایران امتداد دارد .  ارتفاع متوسط آن از یکهزار چهار صد فیت تا بیست و پنجهزار بالغ میگردد .  دشوارها و مصایب جنگ زمانی در امریکا بر ملا گردید که در همان آغاز جنگ علیه تروریزم هفت سرباز در یک کوه یخزده به هلاکت رسیدند .   

در زمان تحریر این سطور ، هشت سال و نو ماه از آغاز جنگ در  افغانستان یعنی از هفتم اکتبر2001   سپری میگردد .  در حالی که جنگ ویتنام هشت سال و هشت ماه تا خروج کامل عساکر امریکایی در مارچ 1973  تداوم یافت .

در زمان مورد ارزیابی ما بستر فعالیت طالبان در تمام سی و چهار ولایت به استثنا یکی پهن شده است در حالی که چهار سال قبل صرف در چهار ولایت فعال بودند .  بر اساس ارقام ملل متحد شرایط به اندازه خطرناک است که مامورین امدادی صرفاً قادر اند در سی فیصد از 368  قریه و قصبات کشور با امن مسافرت نمایند .

هیچکس توقع آن را نداشت تا دموکراس غربی یک شبه در افغانستان پیاده شود .  لیک رییس جمهور امریکا از پتریوس توقع داشت تا شرایط را غرض پایه گذاری دولت قابل تحمل یعنی ایجاد افغانستان که بتواند به طور خود کفا خویش را رهبری و دوباره به پناهگاه القاعده مبدل نشود ، فراهم نماید .

پس از افشای متن تیلگراف آیکن بیری ، سفیر امریکا ، در سال 2009  که در آن از کرزی انتقاد بعمل آمده بود ، کرزی همواره مساله مداخله سفیر امریکا در انتخابات 2009 را حین ملاقات با مامورین رسمی امریکایی از جمله پتریوس مطرح میساخت .  با وجود آن که پتریوس و آیساف با سفارت روابط نیک داشتند، لیک عکس العمل کرزی منجر بدان شد تا پتریوس نتواند با ایکن بیری روابط همسانی را که با سفیر کروکر در بغداد داشت، بر قرار سازد .  با گذشت زمان  پتریوس به این نتیجه رسید که ملاقات یک با یک با کرزی خیلی موثر بود .  کسب توافق کرزی در مورد پروگرام مبرم ایجاد پولیس محلی از ارجحیت های پتریوس بود .  نیروهای خاص امریکایی در آغاز مرحله به تربیه ده هزار پولیس محلی که معاش ماهانه شان به 120 دالر میرسید ، اقدام نمودند .  پولیس محلی افغان میتوانست نقش کلیدی را در جهت دور نگداشتن طالبان از محلاتی که توسط نیروهای امریکایی ، ناتو و افغان پاکسازی شده بودند ، ایفا نماید .

دخالت امریکا در افغانستان از خزان 2001 بدینسو یک فرصت بزرگ از دست رفته به شمار میاید .  مساعی مشترک نیروهای عملیاتی خاص امریکا ، سی آی ای ، جنگجویان اتحاد شمال و قوای هوایی امریکا که توانستند در مدت سه ماه طالبان را از پا در آورند، نتوانست پس از حمله امریکا بر عراق در اوایل2003 ، تداوم یابد .  جنگ عراق قوای هوایی ، زمینی ، تکنالوژیک و قبل از همه توجه جهانی را به طرف خویش کشانید .  نیروهای امریکایی که باید در برابر شورشیان بازگشته با احساس انتقام جویی مقاومت مینمودند ، دارایی کمیت ناچیز بودند .

باز گشت مجدد القاعده ، طالبان و سایر گروهای شورشی در صورتی اجتناب پذیر میبود که امریکا و متحدین ناتو، پس از شکست برق آسای طالبان ، سربازان کافی را جهت حفاظت مردم فرستاده و به ساختار مجدد کشور میپرداختند .  آنان نتوانستند وظایف دارایی ارجهیت چون حفاظت مردم افغان ، محو فساد و تشکیل حکومت کارا را به منصه اجرا در آورند .

در سال 2006 زمانی که عراق بسوی جنگ داخلی میلان داشت ، طوفانهای سیاسی به طور فزاینده افغانستان را نیز میلرزانید .  از حکومتداری موثر و صادق به طور کامل خبری نبود . پاکستان به پناهگاه طالبان ، القاعده و سایر گروهای شورشی مبدل شده، و طالبان با به کاربرد احساسات اسلامی توانستندنیروی بیشتری را در قریه جات که از حکومت فاسد کابل گریزان بودند ، سرباز گیری نمایند .  زمانی که مک کرستال قومانده را در تابستان 2009  بدست گرفت ، بستر شورش تقریباً در تمام ولایات افغانستان گسترده شده بود .

صرفا طالبان دشمن مردم نیستند . آنان به طور یکسان از مدیریت ناسالم ، فشار و سوٌ استفاده از قدرت رنج میبرند . حکومت کرزی یکی از فاسد ترین حکومات جهان محسوب شده ، اداره اوباما نگران عدم توانایی کرزی مبنی بر رویدست گرفتن اقداماتی علیه این چالش و در واقعیت فاقد ارزش بودن متحد افغان اش بود . بر اساس ارقام اداره غیر انتفاعی " بازرسی واحد افغانستان" فساد پس از سال 2006، در تناسب مستقیم با مقدار پولی که داخل کشور گردیده، دوچند افزایش یافته است .  صرفاً مقدار و جوه رشوت در سال2009  به یک میلیارد دالر بالغ میگردید .  این ارزیابی نتیجه پرسش از6500   افغان بود .  از هر هفت نفر یکی آنان وادار به پرداخت رشوت شده و از هر فامیل یکی آنان در برابر دریافت خدمات حکومتی مجبور به توصل به رشوت شدند .

در مورد نگرانی فزاینده از ناحیه فساد ، پتریوس برخورد با دورنمایی وسیع را اتخاذ نموده آن را مساله فرهنگی خواند که حل آن مستلزم یک نسل میباشد .  رهبران دیگر دارایی چنین حوصله مندی نبودند . ایکنبری ، با در نظرداشت فساد گسترده، اوباما را به خاطر ارسال نیروی بیشتر هوشدار داد .

شعار همیشه گی پتریوس این بود: در گام نخست باید افغانها را استخدام نموده ، قابلیت آنان را تقویت بخشیده و تولیدات افغانی را باید خریداری نمود . باید با آنانی که معامله مینماید، شناخت کامل داشته و رهبران محلی را میبایست در فعالیتها شرکت و مشوره داد .

چالش فساد دارایی ابعاد وسیع و گسترده بود .  بر اساس راپورهای منتشر شده ، صرفاً ایالات متحده در سالیان2002  تا 2010  تقریباً  پنجا و پنج عشاریه هفت میلیارد دالر را به بودجه ساختار مجدد، بدون رویدست گرفتن ستراتژی همه جانبه مبارزه با فساد، اختصاص داد . وجوهی که جهت اعمار مجد د افغانستان تخصیص داده شده بود اضافتر از وجوه مشابه برای عراق بود .

ما میتوانیم به جنگ تداوم ببخشیم ، لیک مانند قصه های جنگ ویتنام هیچ روشنی در آخر شاهراه به مشاهده نمی رسد .  ما همه مشمول جنگ استیم ولی مطمیناً کلیه افغانها مشمول نیستند .  ما به خوبی مشاهده مینمایم که حتی مامورین عالیرتبه افغان به اعمار منازل در دوبی دست زده و وجوهی هنگفتی را از کشور خارج میسازند .

اوضاع افغانستان از دیدگاه پتریوس از بعضی جهات به تناسب عراق پیچیده تر است . انکشافات افغانستان چنان دینامیک است که به دشواری میتوان  کلیه ابعاد آن را موشگافی نمود .  در افغانستان میتوان نیروهای شورشی را شورشیان محلی خواند در حالی که در عراق بیشتر شورشیان شهری مطرح بود . خصلت عدم مرکزی حکومت و فقدان تماس میان مامورین در کابل و ساکنین محلات که هفتاد و پنچ فیصد نفوس را در بر میگیرند، هر نوع مساعی را در این راستا به چالش مواجه میسازد .  لیک پتریوس کوشید تا فعالیت قوا در کلیه جبهات اعم از امنیت ، حکومتداری و انکشاف، با ارجحیت دادن مسئله امنیت به طور اشکارا ، را تحت پوشش قرار دهد . همه اینها مستلزم وقت است  .  با گدشت زمان ، که به رشد سبزه زار شباهت دارد، بهبود را مشاهده خواهیم نمود .

در ولایت هلمند برای هر نزده افغان یک سرباز ایساف، در قندهار برا ی هر سی و سی افغان یک سرباز لیک در ولایت شرقی به تناسب هر نود و یک نفر یک سرباز ایساف وجود داشت .

یکی از نظامیان امریکایی در مصاحبه اش  با نشریه "قوای پیاده" اذعان داشت که آنان در ولایت غزنی با یک دشمن مصمم و نیرومند رویاروی استند .  نظامیان در عملیات شان از طیارات بی سر نشین مجهز با راکتهای مهیب هیل فایر  و جنگنده های اف شانزده با فدرت حمل پنجصد پوند بم که میتواند تمام قریه را به لرزه در آورد، استفاده مینمایند . 

در راستای سایر فعالیتها ، رشد و تقویت نیروهای افغان جزُ عمده پلان کاهش نیروهای امریکایی رییس جمهور اوباما بود . وجوه اختصاصیه امریکا و ناتو برای این قوا به    11  میلیارد دالر در سال2011 میرسید در حالیکه مجموع آن برای سالیان 2010  و2011 به بیست میلیارد دالر بالغ میشد . 

جنرال فرناندو لو جان عمیقاً به ظرفیت و توانایی نیروهای افغان ایمان دارد .  زمانی وی چنان به دلاوری و شهامت عساکر افغانی ، تلاش در نبرد و قبول مرگ دلبسته شده بود که آن را به اعتقادات اسلامی آنان مرتبط دانسته و حتی در مورد مسلمان شدنش غور مینمود .

بر اساس سر مقاله واشنگتن پست ، اکثریت امریکاییان تصور مینمایند که جنگ افغانستان دیگر بی ارزش شده است . دو بر سوم آنان متیقن اند که این نبرد دیگر ارزش جنگ کردن را ندارد .

از دیگاه پتریوس ، رهبران امریکا همواره به سخنان کرزی به دقت گوش فرا نمیدهند . مسائل ایکه کرزی پیرامون تلفات ملکی طرح مینماید ،قابل درک است .  ما نباید به مردمی ضرر برسانیم که جهت حفاظت شان به آنجا گسیل شده ایم . میبایست کلیه افراد ملکی اعم از آنانی که تحت کنترول ما و متحدین ما زیست مینمایند ، و آنانی که در مناطق تحت کنترول شورشیان زنده گی مینمایند ، حراست و حفاظت نمود .

ما در این نبرد اضافه تر از ده سال را گذرانیده ایم . وجوهی فراوانی را به مصرف رسانیده خسارات جبران ناپذیر و زخمهای مهلک را متحمل شده ایم . من دیروز حین بازدید از والتر رید "مرکز صحی ارتش " با بعضی از ارتشیان هم صحبت گردیدم که زنده گی شان به خاطر خدمت در یونیفورم ارتش امریکا و اشتراک در نبرهای سنگین به کلی دگرگون شده است .

لیک مهم است بدانیم چرا ما در این برهه حساس در اینجا استیم .  باید به خاطر داشت که اینجا نکته آغازین حوادث سپتامبر2001  بود . در ایجا بود که پلان و تربیه اولی حمل کننده گان که بعد ها عازم جرمنی و ومدارس نیروهای هوایی امریکا شدند، رویدست گرفته شد .

در حالی که مصارف ارتش افغانی در حدود  سه صد هزارنفری از هشت تا ده میلیارد دالر بالغ میگردد ، مصارف سالیانه قوای امریکایی هشتاد میلیارد دالر تخمین زده میشود .

بر اساس راپور وزارت دفاع امریکا  روند پیشرفت در سراسر افغانستان هنوز هم شکننده و قابل برگشت پنداشته میشود .  پدیده افغانستان مدرن بیشتر یک فرضیه است تا یک واقعیت .  وابسته گی موجود به پاکستان به مثابه راه عمده مواصلاتی به کشور محاط به خشکه افغانستان یک آسیب پذیری ستراتژیک میباشد .

مبرم ترین چالش در برابر پتریوس مساله پاکستان بود .  ارزیابیهای سال2009 بر ارجحیت پاکستان تآکید میورزید .  بنا بر همین علت بود که پتریوس حین فرماندهی قوا در افغانستان به موجودیت پایگاهای طالبان در پاکستان تمرکز نمود .

کرزی از صلاحیت و امکانات قانونی که بتواند فعالیت نیروهای بین المللی را در کشورش محدود سازد، محروم بود .  زیرا این نیروها تحت ماندات و یا ماموریت ناتو مستقر شده بودند .

امریکا از ابتکاراتی استقبال مینماید که هدف آن تآمین مصالحه میان افغانان به شمول طالبان باشد . این جنگ طولانی به پایان مسولانه خواهد انجامید .

سه سناتور نامدار امریکایی : مک کین ، لیبرمن و گراهام حین دیدار با کرزی یادآور شدند که صبر کنگره امریکا به پایان میرسد . آنان تصریح نمودند :" بهترین فرصت به خاطر بقای کشور و شخص خودت داشتن مناسبات با مفهوم با امریکا است . اگر پیشرفت متداوم اشکار نگردد، افغانستان و کرزی بازنده خواهند بود . "

تعداد عساکر امریکایی که حیات شان را در افغانستان از دست داده اند، به اضافه تر از یکهزار و پنجصد نفر رسیده و تعداد زخمیان از دوازده هزار و پنجصد  تجاوز مینماید .

پتریوس ، در اولین روزهای ماموریت اش در کابل ، بدین امر آگاه بود که پناهگاه شورشیان در پاکستان به خصوص در مناطق قبایلی و بلوچستان ، بر امر جنگ تاثیر شگرف دارد . در سال ماموریت اش روابط امریکا با پاکستان به تیره گی گرایید .  عده یی در واشنگتن عصبانی بودند که چرا امریکا جنگی را علیه شورشیانی به پیش میبرد که از حمایت آی اس آی بهره مند اند .

در اثنای انجام ماموریت اش در افغانستان ، پتریوس به این داشته هایش که انباشته از آموختهای مسایل ویتنام و فعالیتهای ضد شورش در امریکای مرکزی بود ، صحه گذاشت که تقویت حکومتداری و قانونیت در کلیه سطوح  جهت کسب حمایت مردم و تآمین مشروعیت پیش شرط مبرم و اساسی میباشد .  لیک با وجود اهداف نیک کارزار ملکی - نظامی ، افراد و عناصر فاسد در حکومت کرزی دست بالا داشتند .  پتریوس تایید نمود که در صورت موجودیت شبکه دفاع از جانیان و کارزار غیر قانونی مواد مخدره ، ایجاد حکومت قانون خیلی دشوار میباشد .