20.10.2016

ف. هیرمند

 

عوامزده گی و پوپولیزم

 

وسعت و گسترده گی رسانه ها اگر از جهاتی  زمینۀ حضور و توسعۀ پدیده های مثبت، مترقی و آموزنده را فراهم می کند، از سوی فرصت های نامحدود و نگران کننده یی را نیز در برابر ما قرار داده  است که بعضاً اثرات وخیم تخریبی  این فرصت ها خیلی جدی محاسبه و سنجش می شود،  چه در خلال آن، شیوه ها و طریقه های باطل و گمراه کننده یی رواج پیدا کرده و اعتبار می یابند و این شیوه ها شیوع می زنند و خلق الله را به طریقه های ارزیابی نامطمین و غیر علمی معتاد می سازند، که اگر این شیوه ها و رویه ها به موقع و به صورت لازم به مردم معرفی و شناسانده  نشوند، دامنۀ آسیب های آنها خیلی وسیعتر از آن خواهد بود که حین پیش بینی محاسبه گردیده بود.

یکی از این شیوه های غیر مفید و نامطمین شیوۀ ارزیابی "عوامزده گی" است، که در لاتین معادل تقریبی آن اصطلاح " پوپولیزم " است، گرچه عوامزده گی و پوپولیزم دارای عین مفهوم نه خواهند بود اما رابطۀ نزدیک موضوعی را حایز می باشند

از پوپولیزم معانی و تعابیر بعضاً متفاوت ارائه کرده اند، اما در مفهوم اصلی اولی آن میتوان گفت پوپولیزم نوعی شیوه و رفتار است که دارای انسجام علمی و منظم نباشد و بیشتر به رویت سنجش های عملی و پراتیک خود بخودی و بدون پلان و پروگرام پدید آمده و بر پایۀ کدام اصل و ضابطۀ علمی متکی نباشد. این شیوه هر از گاهی بوسیلۀ گروه ها وافراد یا مورد استفاده قرار میگیرد و یا ناخواسته در پندار ها و رفتار های گروه ها و اشخاص جا گرفته و نقش خود را یا مثبت و یا منفی در رفتار های گروه ها به جا می گذارد

ریشۀ کلمۀ "پوپولیزم" از اسم " پوپول" یا مردم می آید. از نگاه تأریخی، پوپولیزم به حرکتی بنام "ناردنیک ها" اطلاق میگردید که در اواخر قرن 19 در روسیه بر علیه تزاریزم  در مبارزه بودند و در این راه با مردم و به این منظوربا گروه های دهقانی رابطه برقرار کرده و به آنها اتکا می نمودند، گروه نامبرده به سازماندهی و انسجام حزبی که فرآوردۀ "نخبه گان" (روشنفکران و دانشمندان) تلقی می شد، باور نداشتند.

ساحۀ کاربرد و استفادۀ پوپولیزم وسیع است؛ بعضاً دولت ها برای مشروع نشان دادن و "مردمی وانمودکردن" خود و پروژه های شان با تبلیغات و لحن عوامانه به فریب واغوای مردم می پردازند و سعی میکنند مردم را به دنبال خود شان بکشانند و به این صورت جنبش های مثلاً جامعۀ مدنی را سیمای غیر مردمی داده و پلۀ مردمی بودن خود را نسبت به آن جنبش ها سنگین تر جلوه دهد.

لازم است یک اصطلاح دیگر را که قریب به کلمۀ "عوامزده گی" است، از آن، تفکیک کرد، آن اصطلاح  فرهنگ عامیانه است که مشمول هنر، ادبیات  اصیل مردم میگردد و حاوی هنر ها، لغات، اصطلاحات، اشعار، داستان ها و سایر پدیده های هنری وعاطفی مردمی می باشد که علی الرغم تنوع و گسترده گی آن برای شناخت و تشخیص خود حایز موازین و قواعد معین می باشند که بخش عمده و اساسی ثروت های فرهنگی مردم را تشکیل می دهند  بنابران این اصطلاح اخیر هیچگونه رابطه و تعلقی به آنچه که ما عوامزده گی می نامیم، ندارد.   

  در قلمرو سیاست "پوپولیزم" سیمای ایدیولوژی و یا خصایل بعضی از گرایش های سیاسیی را ترسیم میکند که عامه را بر علیه "نخبه گان" قرار می دهد، گروه ها و یا دولت های که در معرض اتهامات متخصصان، دانشمندان و اصطلاحاً "نخبه گان" قرار میگیرند، از رفتار پوپولیستی مردم برعلیه همین گروه ها استفاده کرده و شعار ها، استدلال ها، طرح ها و اهداف پوپولیستی که عام فهم و سطحی اند و ریشه و بنیادی ندارند، آنرا به خورد عامه می دهند تا عامه را به جان نخبه گان  بیاندازند و سعی می کنند تا عامه را از دانشواران و علما به دور نگهدارند و آنان را حتی بر علیه این نخبه گان به شور آورند،

"ماکیاویلی" که سخت حاکمیت محور بود، در تحت نام پوپولیزم، با دید افراطی و قاطع هرگونه نهضت مردم مدار را رد میکرد.

گاهی  برخی از تمایلات، پوپولیزم را به خود مردم (توده ها وعامۀ مردم) نسبت میدهند تا به این صورت هر نهضت مردمی را ناخواستنی بنمایانند، در حالیکه پوپولیزم یک نوع رفتار و شیوۀ ارزیابی و عمل است که بعضاً منبعۀ بروز آن خوش باوری وسطحی نگری تشخیص می گردد،

از جانب دیگر پوپولیزم بعضاً در هیأت تمایل مردم گرایانه نیز تبارز میکند که در جنبش های سرتاسری بدون رهبری حزبی و سازمانی تحرک می یابند و خود، خواسته ها و مقاصد عمومی را شعار خود قرار میدهند و به این ترتیب حکومات را تحت فشار میگیرند تا قدرتمندان به خواسته های عامه تن در دهند.

 پوپولیزم را به آن شیوه و رفتار می توان اطلاق نمود که گروهی یا دولتی به صورت عوافریبانه، به طور سرسری، سطحی و بی ریشه صرف برای جلب عوام و تخطیۀ گروه های رقیب، با لحن عامه و زبان عامه، به شکلی که باعث اغفال و فریب مردم گردد، عامه را در مسیر مورد علاقۀ خود قرار بدهد، در حالیکه متعهد به تحقق  اهداف معینه نه شده و از این اقدام کدام نفعی به مردم نصیب نگردد.

پوپولیزم شیوۀ مورد استفادۀ فاشیست ها و نازیست ها در جنگ جهانی دوم نیز بوده است، گروه های افراطی، جهت تحقق اهداف ایشان معمولاً به استفاده از پوپولیزم  مبادرت می ورزند؛ پوپولیست ها نوع معمول اجرای دموکراسی را نا کافی دانسته و خواهان دموکراسی مستقیم مردمی می گردند اما بعد از بدست آوردن قدرت نوعی قدرتمداری را پیشه کرده و نظام خویش را تکرو و مطلق العنان می سازند.

 همین حالا در کامپاین های انتخابات کشور های پیشرفته پوپولیزم ابزار مهم برد و باخت جناح های درگیر در آن رقابت هاست. ولی بیشترین کاربرد پوپولیزم نزد ناسیونالیست های افراطی، تبارگرا ها، ایدولوژیست های مختلف، سکتاریست ها( به شمول گرایش های منطقه یی) است که به مولفه های بی پایه و بی اساس با استفاده از هیجانات وابسته گی های فرهنگی گروه های اجتماعی، عامه را به دنبال نیات خویش می کشانند و تلاش می ورزند تا هر طرحی  خود ساختۀ خویش را، ماهیت قومی، گروهی، به اصطلاح ملی و... بدهند تا عامه به اعتبار آن، مشی پیشنهادی گروه را بپذیرند. به همین جهت است که پوپولیزم را غالباً یک جریان و رفتار عقبگرا یا ارتجاعی معرفی میکنند، پوپولیزم واقعاً هم در نقش های اخیری که تذکر داده شد به هیچ صورتی ماهیت مترقی ندارد.

و اما عوامزده گی: این اصطلاح به شیوه و رفتاری اطلاق خواهد شد که گروه ها و افراد معینی آگاهی ها و شناخت های ناظر بر راه حل های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و... را به خورد مردم بدهد که هیچگونه بنیاد علمی، مسلکی، تحقیقی نداشته و صرف به خاطر کسب شهرت، جلب و جذب افراد به یک مشی معین و یا کسب لقمه نانی برون  داده می شود. در این راه با مهارت های عوامفریبانه و به عاریت گرفتن از حوادث روزمره  و توجیهات خود ساخته، به مدلل ساختن نقطه نظر های خویش می پردازند.

  این وضع هم نگران کننده است که بعضاً چنین "ارشاداتی!" از آدرس یک "خبره!"، خبره یی که هرگز روی تحصیل تخصصی همان رشته را ندیده است، به عمل آورده می شود  عوامزده گی به این تعبیر به تمام  محصولاتی که رنگ و روی عوام را بر آن میزنند، ولی محصول متذکره نه حاصل فهم و درک مسلکی و علمی و نه به استناد اصول و قواعد کدام رشته یی از علوم می باشد و نه میتود و طرز استدلال و تحلیل تخصصیی یک رشته و شق را با خود دارد و نه هم دستاورد یک کارتحقیقیی دقیق و ژرف عالمانه می باشد.

این دسته از مؤلفه های عوامزده به علت اینکه مجهز به طرز بیان ساده، خوشباورانه و سطحی بوده  و زیاد قابل فهم سهل می باشد، زود در میان مردم جا باز می کند و قابل جذب آسان می باشد. یکی از اسباب وفرت کمیی هواخواهان افراطی ها در میان مردم همین عنصر ساده گی و سطحی بودن تبلیغات گروه های ملبس به شیوۀ عوامزده خواهد بود. در حالیکه در عمل تحقق اهداف عوامزده ها معمولاً و منطقاً برای عوام فاجعه بار بوده است، دیروز ها اگر بروی تصادف کدام طرحی از عوامزده گی درست از آب بر می آمد، در زمان کنونی که همه زمینه ها بر اصول و معادلات علمی و فنی عیار می باشند، عوامزده گی نمی تواند حد اقل چانس برای پیش بینی های سطحی و بی ریشه اش را داشته باشد.

در اصول مطابق به رعایت "حق آزادی عقیده و بیان" هر انسان حق دارد آنچه را که می اندیشد و فکر می کند به بیان بیاورد، ولی امری که در این زمینه مطرح می شود، تثبیت درجۀ اهمیت بیانات و نظرات ارایه شده، با درنظرداشت کیفیت آن است که چقدر پایه و اساس علمی و تخصصی دارد و منبعۀ نظر حایز صلاحیت لازم علمی و تخصصی در باب موضوع مطروحه است و یا نه؟ درست رعایت همین میتود خواهد بود که نظرات خبره ومعتبر را از نظرات کاملاً شخصی و استنباطات آفاقی تفکیک خواهد نمود. این روش نه تنها در مسایل رفتار های عوامزده بلکه در بسیاری عرصه ها، معتبر و محک دانسته می شود.

 شناسانیدن و معرفی عوامزده گی برای مردم از این جهت مفید است که مردم را در برابر تبلیغات و بیانات عوامزده تا   حدودی مصون می سازد و اثر پذیری افراد را در برابر همچو تبلیغات عوامفریبانه کم ساخته تقلیل می بخشد، شیوع  انبوه  تمایلات قومی، گروهی ، منطقوی و... اگر از یک سو محصول مافیا های متنوع اقتصادی و فساد است، توجیه  آن با ابزار های عوامزده به عمل آورده می شود، شیوۀ عوامزده با حیل سعی میکند ذریعۀ منطق سهل و با زبان عامه نیاتش را به مردم مشروع و منطقی جلوه بدهد، آنچه را برای خود مضر میداند، با عوامزده گی دشمن معرفی کند و آنچه را که برای خود مفید میداند، خواستنی و مناسب تشخیص دهد.

اگر مردم واقعاً به باور شیوه های عوامزده بنشینند، همانانی که با عوامزده گی مردم را اغوا کرده اند، در اخیر کار دست بلند خواهند داشت و به جای منافع عمومی به دنبال منفعت های گروهی و شخصی خود خواهند رفت.

آسیب دیگری که عوامزده گی و شیوع آن به دنبال خواهد داشت گرم شدن بازار حرافان ماهر در تبلیغ زبان عامه و استدلالات ساده لوحانه و سطحی آنان خواهد بود، این قماش هم در حوزۀ مؤلفه های نوشتاری و نیز در حوزۀ بیانات شفاهی حضور خواهند یافت و صاحب شهرت و منزلتی خواهند شد.

عوامزده گی مجال آنرا مساعد می سازد تا افکار و استنباطات شخصی و  فاقد محاسبات و ارزیابی های علمی رواج پیدا کنند، نظرات و توجیهات عوامزده و بی پایه و خود پرداخته فرصت حضور یافته و مردم به آن معتاد گردند و بناءً همه بپندارند که قادر و صالح به ارایۀ چنین طرح های هستند، چنین وضعیتی امورو کار ها را در یک انارشی ایده های ناجور غیر عملی و بی نتیجه قرار خواهد داد که هیچ ثمری از تطبیق آن ایده های عوامزده به دست نه خواهد آمد.

فاجعه آمیز اینکه "طرح!" های عوامزده آهسته آهسته برای خود اعتباری دست و پا خواهند کرد، و معتبر شدن این  "ارشادات!" خلق الله را به کج راه ها خواهند کشانید و مخلوق خدا در کج راه های عوامزده گی سرگردان ونالان خواهند شد.

فاجعۀ دیگری که شیوع عوامزده گی با خود خواهد آورد، بی اعتبار سازی و بی ارزش گردانی محصولات علمی- تخصصی است، مردم گمان خواهند کرد که مرجع اصلی دریافت راه حل ها نه علما و متخصصان بلکه، همانانی خواهند بود که به دلیل استدلالات عوامزدۀ خود مرجعیت دانش و دانشمند را چپق زده اند و چه مصیبتی خواهد بود برای جامعه یی که به اثر فقدان کافی علم و معرفت در بادلاق بحرانات متعدد فرو رفته است یک بار دیگر علم و دانش مهربطلان بخورد که خداوند ج چنین نه کند.

 

پایان

 

مأخذ:

1-      Le dictionnaire de politique

2-      Etymologie du latin

 ۳     - فرهنگ اندیشۀ نو

 - ۴     فرهنگ خاص اصطلاحات

 ۵     - و یادداشت های پراگنده